نقد معماری

مشکلات تئوریزه‌کردن «امر سیاسی» در گفتمان معماری

مقاله‌ی پیش رو در سال‌های پایانی قرن بیستم و در دوره‌ی تركتازی نظریه‌پردازان پست‌مدرن معماری نوشته شده است. نثر مقاله پیچیده و مملو است از ارجاعات و مفاهیم ماركسیستی و عموما ناآشنا برای مخاطب معمار. مترجم وظیفه‌ی خود می‌داند از كیوان مهتدی قدردانی كند كه ضمن یاری او در فهم برخی از آن مفاهیم، سخاوتمندانه بازخوانی متن را نیز بر عهده گرفت. همه‌ی پانویس‌ها (جز اسامی و معادل‌های انگلیسی) از نویسندگان مقاله است؛ اما لیدها، تصاویر و توضیحات آن‌ها از مترجم است كه به دلیل الزامات صفحه‌بندی مجله، ناچار از الصاق آن‌ها بود.

کورسوهای افسردگی: بررسی تاثیر نحوه‌ی آرایش بازشوها در آپارتمان‌ها در تبریز

پنجره‌ها چیستند؟ مستطیل‌هایی که صبح‌ها باید پرده‌ را از رویشان کنار کشید و ظهر یا نزدیکی‌های غروب دوباره رویشان را با پارچه‌های ضخیم و طرح‌دار پوشاند یا میله‌ای را چرخاند تا کرکره‌های چوبی و پلاستیکی رد محوی از آن‌ها باقی بگذارند؟ اصلاً چرا ما در خانه‌هایمان، دفترهایمان و مدرسه‌ها و دانشگاه‌هایمان پنجره می‌سازیم؟ آیا فقط دنبال روزنه‌هایی هستیم تا چند ساعتی نور خورشید بگذارد اشیاء را ببینیم، لباس‌هایمان را بپوشیم، صبحانه‌مان را بخوریم و کیف‌مان را برداریم و برویم بیرون؟ وقتی هم که در آستانه‌ی در ایستاده‌ایم و می‌خواهیم کفش‌هایمان را بپوشیم نگاهمان بیفتد به پنجره‌ی روشن و برگردیم و پرده را روی آن بکشیم؟

تاریخ عمومی یا تاریخ به‌مثابه کالا / شهرداری و معرفی معمارانه‌‌ی «فرهنگ تهران قدیم» در باغ‌موزه‌ی قصر

بازدید از باغ‌موزه‌ی قصر در هنگام برپایی برنامه‌هایی چون «طهران در قصر» هیچ نوعی از آگاهی را درباره‌ی تاریخ تهران و فرهنگ آن به بازدیدکننده نمی‌دهد. هیچ فضای طراحی‌شده‌ای یا برنامه‌ی مشخصی که مربوط به معرفی تهران قدیم باشد در این برنامه‌ها وجود ندارد، هیچ راهنمایی نیست، و هیچ هدف‌گذاری مشخصی را نمی‌توان در برپایی این بساط ردیابی کرد. «طهران» تنها برندی پوچ، بی‌معنا، بی‌تاریخ و بی‌محتواست برای فروش بهتر «کباب بناب» و «نان‌برنجی کرمانشاه»؛ نه چیزی بیش از این. باید یادآوری کرد که متولی برگزاری چنین برنامه‌هایی «معاونت امور فرهنگی و اجتماعی شهرداری»ست؛ نهادی که شرح وظایف آن قاعدتاً باید با نام آن هم‌خوان باشد.

ساختمان بانک مرکزی چه چیز را نشان می‌دهد و چه چیز را می‌پوشاند؟ /خوانش برج بانک مرکزی ایران با استفاده از مفهوم «سراسربین»

. چرا باید ساختمانی تمام شیشه‌ای در این اقلیم ساخت؟ برای نزدیک شدن به پاسخ پرسش می‌توان این فرضیه را مطرح کرد که از آن‌جا که کاربری برج، بانک است، انگاره‌ای در معماری وجود دارد که براساس آن سعی می‌کنند برای طراحی بانک‌ها از شیشه‌ها استفاده کنند تا به مفهوم شفافیت اشاره کنند. یک تلقی از شفافیت این است که مرز بیرونی و درونی بنا برداشته می شود و افراد در بیرون ساختمان می‌توانند درون بنا و فعالیت‌هایی که درون بنا انجام می‌شود را ببینند.

باغی برای نرفتن؛ از توهم تا واقعیت| نقد توصیفی پروژه‌ی باغ کتاب تهران

«باغ کتاب تهران». این یکی از نام‌هایی بود که به کرّات در رسانه‌های کشور در نیمه‌ی اوّل سال ۱۳۹۶ شنیده می‌شد. خبر هیجان‌انگیزی به‌نظر می‌رسید؛ اینکه فضایی مختص و متمرکز برای فروش کتاب در قلب تهران، لابه‌لای تپه‌های عباس‌آباد قرار است ساخته شود. فضایی شبیه به نمایشگاه کتاب تهران، با امکانات و آرامشی بیشتر که خریدن کتاب را تبدیل به تجربه‌ی لذت‌بخش‌تری کند و در عین‌حال به مرکزی برای کتاب‌دوستان تبدیل شود. پاییز ۹۶ رسید و پروژه‌ی باغ کتاب برنده‌ی بخش ساختمان‌های عمومی جایزه‌ی معمار، این معتبرترین جایزه‌ی معماری کشور نیز شد. تمام این‌ها به مخاطب، کسی که روزی از روزهای آذر ۱۳۹۶ تصمیم می‌گیرد به این پروژه‌ی عظیم، بلندپروازانه و –لابد- از لحاظ معمارانه ارزشمند سری بزند، مژده‌ی تجربه‌ی فضایی لذت‌بخش و کاربردی را می‌دهد. با این‌حال، حدود شش ماه پس از افتتاح این پروژه، بهترین واژه برای توصیف آنچه با بازدید «باغ کتاب تهران» بر همان مخاطب عارض شد این بود: بُهت!

خالی ِبزرگ، خالی‌های ِکوچک را می بلعد؛ طولانی‌شدن فرآیند ساخت ساختمان‌ها و زیست روزمره‌ی خریداران

در جای ‌جای شهرهای کشورمان، پروژه‌های ساختمانی بسیاری هست که مراحل ساخت آن‌ها دچار وقفه‌های طولانی‌مدت شده وبعضی از آن‌ها مدت‌هاست که نیمه‌کاره به حال خود رها شده‌اند. در این یادداشت به چرایی این پدیده نمی‌پردازم، بلکه قصد دارم بخش کوچکی از اتفاقاتی را که برای زیست روزمره‌ی چند تن از خانواده‌هایی که در این پروژه‌ها درگیر بوده‌اند را بیان کنم.

آن‌گاه که روح و معنا، بر کالبد چیره می‌شود؛ بررسی جایگاه «نِفارها و سقّانِفارها»

اگر «نِفار» و «سقّانِفار» را در جوار یک‌دیگر قرار دهیم و مقابلشان بایستیم؛ بدون در نظر گرفتنِ تزئیناتِ احتمالی، سخت و دشوار خواهد بود دریابیم که کدام‌یک، نِفار است و کدام‌یک، سقّانِفار! زیرا می‌توان گفت که از حیثِ ساختار و کالبد، عیناً به‌مانند هم هستند. جالب آن‌که، «سقّانِفار» از نظر ترکیبِ واژگانی، به‌مانند همزاد خود، کلمه‌ی «نِفار» را به همراه دارد؛ اما نیرویی، آن را متمایز از نِفارِ شالیزارها می‌کند؛ تمایزی که فاصله‌ی جایگاهِ این دو را در بین اهالی تبرستان، از عرش تا فرش قرار می‌دهد. دلیلش را می‌توان با دمیدنِ روحی به نام «سقّا» بر کالبد بی‌جانِ «نِفار» تفسیر کرد که حیاتی جاودان بدان عطا نمود! گویی سقّا، «روح و معنایِ جان‌بخشی» بود که به «کالبدِ بی‌جانِ» نِفار دمیده شد! داستان سقّانِفار، قرابتِ معناییِ قریبی با سرآغازِ سرگذشتِ ما آدمیان دارد!

اخلاقی یا زیبا؟ / نقدی بر تغییرات ساختمان اداره‌ی مرکزی پست تبریز

ساختمان پست مرکزی تبریز یکی از نمونه‌های شاخص معماری مدرنیستی رایج در پهلوی دوم است که با نمای شیشه‌ای و بتنی عریانش، برای سال‌های طولانی به عنوان نشانه‌‌ای شهری در خیابان ارتش جنوبی تبریز ایفای نقش می‌کرد. فرم‌پردازی، مصالح، اجرا و موقعیت ممتاز این ساختمان، آن را به حق جزو آن دسته از بناهای مدرن قرار می‌دهد که نیازمند حفاظت و قرارگیری در ذیل عنوان «میراث معماری مدرن» هستند.  با این حال پس از بی‌توجهی به مرمت اصولی نمای بتنی و سطوح شیشه‌ای ساختمان، اینک مدتی است که تغییرات سوال‌برانگیزی بر روی آن در حال اعمال‌شدن است. از رنگ کردن سطوح بتنی گرفته تا نصب بیلبوردهای تبلیغاتی، بنرها و تبدیل فضای داخلی و یکی از طبقات آن به خرده‌فروشی‌ها و بازارچه‌ای با کارکردی مغایر عملکرد اصلی ساختمان.

«نقد معماری معاصر ایران»

ما در میان دیوارها و پنجره‌ها نفس می‌کشیم؛‌ میان هرآنچه خودْ آن‌ها را ساخته‌ایم. لابه‌لای آجر و سیمان و سنگ و چوب فریاد می‌زنیم، خاطره می‌سازیم، عاشق می‌شویم، پریشان می‌شویم، فکر می‌کنیم و تجربه‌ی زیسته‌مان را فربه‌تر می‌کنیم. اگر تقریباً همواره ما اسیر این «محیط مصنوع» خودساخته‌ایم، چرا نباید درباره‌ی آن سخن بگوییم؟ ‌چرا نباید به داوری و تفسیر و ارزیابی‌اش بنشینیم؟ چرا نسبت به چیستی و چگونگی‌اش حساس نباشیم و به آن واکنش نشان ندهیم؟‌ و در یک کلام، چرا نباید آن را نقد کنیم؟‌

چرا زنان معماری را ترک می‌کنند؟ موج سوم فمنیسم در معماری در تکاپوی حل معضلات پیش روی زنان معمار

نویسنده: دسپینا استراتیگاکوس| نویسنده‌ی کتاب «زنان معمار کجا هستند؟» مترجم: نیلوفر رسولی| دبیر سرویس ترجمان برخلاف حضور مؤثر زنان در مدارس معماری، همچنان ب...

شکل‌گیری معماری مدرن: اختلالات روانی‌

پیشرفت‌های اخیر در علم عصب‌شناسی به عامل مهم دیگری در تفاوت معماری مدرن اشاره دارند: یکی از دلایل تفاوت معماری مدرن با ساختمان‌های قدیم، این بود که بنیان‌گذاران اصلی آن اساساً دنیا را به حالت «عادی» نمی‌دیدند؛ یعنی نمی‌توانستند ببینند. مغزهای آنها تحت تاثیر آسیب‌های جنگ، دگرگون شده بود؛ یا مانند لوکوربوزیه، اختلال مغزیِ ژنتیک داشتند. گرچه نظرات آنها درباره‌ی «طراحی خوب» نشانگر استعداد، بلندپروازی، و انگیزه‌ی آنها است، اما علاج‌ها و اصلاحات مدنظرشان اشاره به اختلالات مغزی خاصی دارد.
کانال تلگرام
اینستاگرام