نقد معماری

آن‌گاه که روح و معنا، بر کالبد چیره می‌شود؛ بررسی جایگاه «نِفارها و سقّانِفارها»

اگر «نِفار» و «سقّانِفار» را در جوار یک‌دیگر قرار دهیم و مقابلشان بایستیم؛ بدون در نظر گرفتنِ تزئیناتِ احتمالی، سخت و دشوار خواهد بود دریابیم که کدام‌یک، نِفار است و کدام‌یک، سقّانِفار! زیرا می‌توان گفت که از حیثِ ساختار و کالبد، عیناً به‌مانند هم هستند. جالب آن‌که، «سقّانِفار» از نظر ترکیبِ واژگانی، به‌مانند همزاد خود، کلمه‌ی «نِفار» را به همراه دارد؛ اما نیرویی، آن را متمایز از نِفارِ شالیزارها می‌کند؛ تمایزی که فاصله‌ی جایگاهِ این دو را در بین اهالی تبرستان، از عرش تا فرش قرار می‌دهد. دلیلش را می‌توان با دمیدنِ روحی به نام «سقّا» بر کالبد بی‌جانِ «نِفار» تفسیر کرد که حیاتی جاودان بدان عطا نمود! گویی سقّا، «روح و معنایِ جان‌بخشی» بود که به «کالبدِ بی‌جانِ» نِفار دمیده شد! داستان سقّانِفار، قرابتِ معناییِ قریبی با سرآغازِ سرگذشتِ ما آدمیان دارد!

اخلاقی یا زیبا؟ / نقدی بر تغییرات ساختمان اداره‌ی مرکزی پست تبریز

ساختمان پست مرکزی تبریز یکی از نمونه‌های شاخص معماری مدرنیستی رایج در پهلوی دوم است که با نمای شیشه‌ای و بتنی عریانش، برای سال‌های طولانی به عنوان نشانه‌‌ای شهری در خیابان ارتش جنوبی تبریز ایفای نقش می‌کرد. فرم‌پردازی، مصالح، اجرا و موقعیت ممتاز این ساختمان، آن را به حق جزو آن دسته از بناهای مدرن قرار می‌دهد که نیازمند حفاظت و قرارگیری در ذیل عنوان «میراث معماری مدرن» هستند.  با این حال پس از بی‌توجهی به مرمت اصولی نمای بتنی و سطوح شیشه‌ای ساختمان، اینک مدتی است که تغییرات سوال‌برانگیزی بر روی آن در حال اعمال‌شدن است. از رنگ کردن سطوح بتنی گرفته تا نصب بیلبوردهای تبلیغاتی، بنرها و تبدیل فضای داخلی و یکی از طبقات آن به خرده‌فروشی‌ها و بازارچه‌ای با کارکردی مغایر عملکرد اصلی ساختمان.

«نقد معماری معاصر ایران»

ما در میان دیوارها و پنجره‌ها نفس می‌کشیم؛‌ میان هرآنچه خودْ آن‌ها را ساخته‌ایم. لابه‌لای آجر و سیمان و سنگ و چوب فریاد می‌زنیم، خاطره می‌سازیم، عاشق می‌شویم، پریشان می‌شویم، فکر می‌کنیم و تجربه‌ی زیسته‌مان را فربه‌تر می‌کنیم. اگر تقریباً همواره ما اسیر این «محیط مصنوع» خودساخته‌ایم، چرا نباید درباره‌ی آن سخن بگوییم؟ ‌چرا نباید به داوری و تفسیر و ارزیابی‌اش بنشینیم؟ چرا نسبت به چیستی و چگونگی‌اش حساس نباشیم و به آن واکنش نشان ندهیم؟‌ و در یک کلام، چرا نباید آن را نقد کنیم؟‌

چرا زنان معماری را ترک می‌کنند؟ موج سوم فمنیسم در معماری در تکاپوی حل معضلات پیش روی زنان معمار

نویسنده: دسپینا استراتیگاکوس| نویسنده‌ی کتاب «زنان معمار کجا هستند؟» مترجم: نیلوفر رسولی| دبیر سرویس ترجمان برخلاف حضور مؤثر زنان در مدارس معماری، همچنان ب...

شکل‌گیری معماری مدرن: اختلالات روانی‌

پیشرفت‌های اخیر در علم عصب‌شناسی به عامل مهم دیگری در تفاوت معماری مدرن اشاره دارند: یکی از دلایل تفاوت معماری مدرن با ساختمان‌های قدیم، این بود که بنیان‌گذاران اصلی آن اساساً دنیا را به حالت «عادی» نمی‌دیدند؛ یعنی نمی‌توانستند ببینند. مغزهای آنها تحت تاثیر آسیب‌های جنگ، دگرگون شده بود؛ یا مانند لوکوربوزیه، اختلال مغزیِ ژنتیک داشتند. گرچه نظرات آنها درباره‌ی «طراحی خوب» نشانگر استعداد، بلندپروازی، و انگیزه‌ی آنها است، اما علاج‌ها و اصلاحات مدنظرشان اشاره به اختلالات مغزی خاصی دارد.

لوکوربوزیه و معماری امروز: نگاهی به فیلم «معماری امروز» اثر پیِر شِنال و لوکوربوزیه

نویسنده: غلامرضا جمال‌الدین| پژوهشگر معماری ایران لوکوربوزیه و معماری امروز: نگاهی به فیلم «معماری امروز» اثر پیِر شِنال و لوکوربوزیه (1)  در سال 1930، ...

روح دوران، روح نو؛ پاویون روح نوِ لوکوربوزیه

در سال 1925، در نمایشگاه هنرهای تزیینی پاریس، لوکوربوزیه به طراحی یک پاویلون با عنوان «پاویون روح نو» اقدام کرد. وی در یادداشت خود برای این پاویلون، این طرح را رسیدن به پاسخ مسائلی می‌دانست که سال‌ها با آن‌ها دست‌به‌گریبان بود و در جست‌وجوی یک طرح آرمانی و پاسخ‌گو به مسئله نیازهای معماری و شهرسازی عصر حاضر بود.

سیاست تنگنا: وقتی دیوارها عرصه را بر تن‌ها تنگ می‌کنند

رها کردن یک فرد تا به علت خفگی درون دیوارها بمیرد، کاری است که در برهه‌هایی از زمان، در نقاط مختلفی از دنیا، متاخرترین نمونه‌ی آن در اوایل قرن بیستم در مغولستان، به عنوان یک مجازات اعدام استفاده می‌شده است. افسانه‌ی استاد مانول در ادبیات اروپای شرقی، بیانگرترین روایت از چنین اعدامی را به‌دست می‌دهد. این افسانه نسخه‌های متعددی دارد ولی روایت اصلی آن، در مورد یک استاد بنا است که با شیطان قراردادی می‌بندد که به او امکان می‌دهد که زیباترین صومعه‌ی در دنیا را بسازد، به شرط آنکه در زمان ساخت دیوار اصلی، همسر باردارش را درون آن بگذارد. جیغ‌های همسر مانول زمانی که کریدور بدنش را محبوس می‌کند، صریح‌ترین توصیف در مورد خشونت معمار است.

نگاهی به مسابقه دلچه ویتا

مسابقه دلچه‌ویتا که با نوع طرح مسئله­‌ی خود توجه به سازماندهی داخلی را می­‌طلبید با استقبال زیادی از نسل جوان معماری ایران مواجه شد و کمیت و کیفیت بالای طرح‌ها نویدبخش ظهور پربارِ نسل بعدی معماری معاصر ایران است. بیشتر پروژه­‌هایی که در رتبه‌های بالای (حدود 30 طرح فینالیست) قرار گرفتند دارای خصوصیات مشترکی بودند که سعی می­‌کنم در این نوشته کوتاه آن‌ها را ذکر کنم:
کانال تلگرام