نقد معماری

داســتان یک رابطه

سنت مجموعه‌سازی و قرارگیری مسجد جامع در کنار مقبره علما و بزرگان مذهبی (اولیاءالله) علاوه بر همه دلایل ساختاری و کالبدی معمارانه و شهرسازانه خود، دارای دلایل باطنی و معنایی خاصی است که ریشه‌ای عمیق دارد در برخی روایات اسلامی و اعتقادات خاص معماران و مردم در نحوه تعامل انسان با روح حاکم بر مکان و اثر جاری انسان‌هایی که روزگاری در مکانی حضور داشته‌اند - و امروز دیگر حضور کالبدی در آن مکان ندارند. مجموعه مسجد جامع و مقبره و خانقاه شیخ عبدالصمد نطنزی، یکی از مهم‌ترین نمونه‌های قرارگیری مقبره یک «پیر» در جامعه انسانی در کنار یک «پیر» در جامعه کالبدی معماری (مسجد جامع) است.

مخاطب مسجد کجاست؟

در مناقشه مسجد، آن‌که همیشه غایب است و یا از او به مثابه موجودی مجرد و بی‌پیشینه یاد می‌شود، مخاطب است. مخاطب که در منظر هر نظریه‌پردازی و در دست هر طراحی، همچون خمیره گل، به شکل دلخواه تعبیر می‌شود و به تقریب هرگز آراي او و باورهای او مورد بررسی قرار نگرفته است. بررسی جایگاه مخاطب به عنوان غایت اثرگذاری فضای کالبدی مسجد، ضرورتی است که می‌تواند مبین کارایی و روایی رویکردهای نظری و عملی به مقوله مسجد باشد. این مقاله به بررسی نسبت دو جریان غالب (بدون در نظرگرفتن خرده‌جریانات) و نسبت آنها با مخاطب مسجد می‌پردازد.

ما باور و روش می‌سازیم؛ گفت‌وگو با کاترین اسپریدونف و رضا دانشمیر طراحان مسجد ولیعصر(عج)

مسجد ولی‌عصر (عج)، چالش ‏برانگیز است و درک حقیقت از پس پرده‌های غبار سخت ناممکن. مروری بر ادبیات شکل‌گرفته حول این پروژه نشان می‌دهد که نظرات موافق و یا عمدتاً مخالف چنان فضا را رادیکال کرده‌اند که مؤلفان این طرح، همواره موضعی واکنشی اختیار کرده‌اند و شاید پیش از این گفت‌وگو از این باب که آشکارکننده خویشی‌های این مسجد با صبغه اسلامی ‌و ایرانی ماست، چندان سخنی از این جنس روا نداشته‌اند. از این نظر با این‌‌که این پرونده، به نسبت پرونده‌ای رادیکال و جهت‌مند است، سعی شده است تا این گفت‌وگو بیشتر بابی برای شنیدن باشد و نه وسیله‌ای برای شماتت. اندیشیدن در باب این اثر و موضعی که در برابر آن اتخاذ می‌کنیم سهم بزرگی در انتخاب مسیری دارد که خواهیم پیمود. آیا جریانی که مسجد ولی‌عصر(عج) پیشنهاد می‌کند، سرنوشت معماری اسلامی ‌ما خاصه در طراحی مسجد است؟

اسلام؛ همه زمان‌ها و همه مکان‌ها؛ آرا و مصادیق معماری مسجد در گفت‌وگوبا مهندس عبدالحمید نقره‌کار

مصاحبه کننده: حسین فلاح|پژوهشگر دکتری معماری دانشگاه تربيت مدرس مهندس عبدالحمید نقره‌کار برگزیده به عنوان «نظریه‌پرداز برجسته» در ششمین جشنواره بین‌المللی فا...

مسجد: بیانیه ایدئولوژیک

مسئله کالبد مسجد علی‏رغم تواتر حضور آن در شهرهای ایرانی و اسلامی، یکی از مهجورترین موضوعات، هم در محافل آکادمیک و هم در مطبوعات معماری است. این وضعیت شاید از اقبال بد جمعیت معماری ایران و اقبال خوش مسجد (به عنوان موضوعی تقریبا انحصاری در این بوم‌زیست) است که به دلیل ریشه دیرین این کالبد در مناطق اسلامی (از غرب چین تا شرق اروپا) منابع خارجی درباره آن اندک و آفت رونوشت از آنها (چون اتفاق معمول درباره خانه، مجتمع‌ها، فضاهای آموزشی و...) محدود شده است. از همین رو است که جز معدود پرداخت‌های محتوایی که اکثرا در محافل اهل ‌سنت نگاشته شده است، نگاه معمول به این موضوع در دانشگاه و مطبوعات پرداخت‌های مصداقی و خصوصا نوستالژیک به دوره طلایی امپراتوری‌های اسلامی است. مجموعه این دلایل انگیزه تلاشی برای بازاندیشی درباره این مسئله است؛ و این سطور توصیفی بر انگیزه شکل‌گیری این پرونده متفاوت، موضع تدوین‏کنندگان آن و شرحی کوتاه بر جایگاه م
مرکز فرهنگی سندیاگو (شهر فرهنگی) اثری از آیزنمن که بیانگر وجه تندیس‌گونه و سیال معماری اوست.

سیالیت فرمال؛ تحلیلی بر تمایزات معماری آمریکایی پیتر آیزنمن با معماری اروپایی کولهاس

نویسنده: مهدی معیت |دکتری معماری دانشگاه بولونیا  ماهیتی شهر معاصر و روند فزاینده فراگمنتیزه (قطعه قطعه) شدن ساختار فیزیکی شهر، همراه با رشد شبکه‌های الکترون...

چرا رکود برای معماری ایران مفید است؟

حالا وقتی پای درد و دل‌ها و گلایه‌ها و پنل‌های معمارانه می‌نشینیم، دیگر سخن از عدم حضور معمار نیست، بلکه شکایت‌ها از رواج سبک بازاری ِ رومی یا حتی گاهی غرب‌زدگی و فرمالیسم است. امروزه معماران زمینه گرایی را نه یک‌ترم ِ آکادمیک که یک مسئولیت حرفه‌ای می‌دانند. این‌ها حکایت از چه دارد؟ تنوع و تعدد پروژه‌هایی که به ورودی جایزه معمار می‌رسد بسیار بیشتر شده.

رویارویی اسلام با مدرنیته و تأثیر آن بر معماری؛ معماری اسلامی(بخش سوم)

مترجم: الیاس کهنسال زمانی که از تمدن اسلامی صحبت می‌کنیم، معمولاً به دورانی طلایی که مدت‌ها فراموش‌شده اشاره می‌کنیم بدون آنکه از گذشته و شرایط تاریخی که موج...

«وقت بازی» بیانی انتقادی از مدرنیسم

در فرانسه دهه 60 و در اوج سرمستی از مدرنیسم، همچنان صداهای مخالفی چون جنبش سیتواسیونیست‌ها شنیده می‌شد که با روند فرورفتن در قهقرای نظم مخالفت می‌کردند. همین فرآیند است که در نهایت به جنبش آنارشیستی می‌68 منجر می‌شد. در چنین عصری- در سال‌1967- ژاک تاتی متاثر از پروژه آرمانشهری «بابل جدید» اثر کنستانت، فیلم «وقت بازی» را می‌سازد که با نگاهی طنزآلود معماری ‌شهرسازی و کالبد مدرن زمان خود را تصویر می‌کند که چگونه به جدایی عمومی منجر شده‌ و با تصویر واقعه اتفاقی و مخرب وضع موجود، نوید یک فضای آزادتر و شادتر را می‌دهد.