تحریریه سرویس بازنشر

آیا بهبود فنآوری آبیاری به صرفه‌جویی آب منجر خواهد شد؟

این تصور معمولاً وجود داشته است که افزایش میزان کارآیی آبیاری از طریق به‌کارگیری فن‌آوری‌های جدیدی مانند آبیاری قطره‌ای، به صرفه‌جویی قابل توجه در مصرف آب منجر می‌شود و این میزان آب صرفه‌جویی ‌شده به محیط بازگشته یا به مصارف دیگر می‌رسد. اما شواهد حاصل از تحقیقات و سنجش‌های میدانی نشان می‌دهند که چنین نیست.

مناظره‌ای درباره‌ی رابطه‌ی سیاست با معماری

كتاب «معماری و سرمایه‌داری: از ۱۸۴۵ تا امروز» به ویراستاری پگی دیمر، مورخ معماری آمریکایی، حاصل گردآوری مجموعه‌مقالاتی است که به ارتباط دو امر معماری و سرمایه‌داری در بستر جوامع غربی پرداخته‌اند. پس از برگزاری جلسه‌ی رونمایی این کتاب، راس ولف، وبلاگ‌نویس و منتقد، در گزارشی از این جلسه آرای سخنرانان را نقد کرد. كیلیان ریانو، یکی از سخنرانان آن رویداد، متنی در پاسخ به ولف نوشت و تلاش کرد منظور خود را روشن‌ کند. او در نوشته‌اش توضیح می‌دهد كه منظورش از «سیاسی‌بودن كل طراحی» چه بوده است. راس ولف در یادداشت دیگری با عنوان «آیا به‌راستی کل معماری سیاسی است؟» به ادعای ریانو پاسخ می‌دهد. نظر به ارتباط این مباحثه‌ی پربار با موضوع پرونده، هرسه مقاله ترجمه شده‌‌اند.

طراحان را کارگر بدانیم | در زمانه‌ی دگرگونی اقتصاد و حرفه، معماران برای دفاع از ارزش کارشان به سازمان‌دهی و آرایش مجدد نیاز دارند

امروزه ما معماران متوجه ارزشی که برای جامعه پدید می‌آوریم نیستیم؛ کار می‌کنیم، اما خودمان را کارگر نمی‌دانیم؛ استثمارمان می‌کنند و از کارمان منتفع می‌شوند اما بی‌خبریم. بااین‌حال همیشه چنین نبوده است. مبارزه‌ی کارگری در حرفه‌ی معماری پیشینه‌ای دارد که باید آن را بازیابیم؛ بلکه آگاهانه‌تر با عادات کاری، دستمزدها و عرف‌های استخدامی‌مان مواجه شویم و «کار» معماری را از این بی‌زبانی به‌درآوریم. با پروردن چنین آگاهی بنیادی و فهمی از ارزش است که می‌توانیم به کارگزاران تیزبینی در دل اقتصاد سیاسی روزگارمان بدل شویم و سرانجام آن را از منظر حرفه‌ی خودمان دگرگون کنیم.

معماری یا انقلاب | جستاری در باب حدود توان سیاسی معماری

 «این مسئله‌ی بناست كه در بنیادِ ناآرامی اجتماعی امروز خفته است - معماری یا انقلاب». قریب به یك قرن از نگارش این جمله به دست لوكوربوزیه می‌گذرد و بااین‌حال اگر كسی پا در راه تبیین نسبت معماری و امر سیاسی بگذارد، نمی‌تواند نسبت خود را با این ادعای اضطراب‌آور معین نكند: نقش معماری در ناآرامی‌های اجتماعی امروز چیست؟ حد و حدود تاثیرگذاری‌اش تا كجاست؟ آیا معماری می‌تواند به معنای دقیق كلمه «انقلابی» باشد و وضع موجود را به‌طور كلی تغییر دهد؟ یا در یك كلام معماری با انقلاب چه نسبتی دارد؟ مقاله‌ی پیش رو به مصاف این سوالات رفته است. 

مشکلات تئوریزه‌کردن «امر سیاسی» در گفتمان معماری

مقاله‌ی پیش رو در سال‌های پایانی قرن بیستم و در دوره‌ی تركتازی نظریه‌پردازان پست‌مدرن معماری نوشته شده است. نثر مقاله پیچیده و مملو است از ارجاعات و مفاهیم ماركسیستی و عموما ناآشنا برای مخاطب معمار. مترجم وظیفه‌ی خود می‌داند از كیوان مهتدی قدردانی كند كه ضمن یاری او در فهم برخی از آن مفاهیم، سخاوتمندانه بازخوانی متن را نیز بر عهده گرفت. همه‌ی پانویس‌ها (جز اسامی و معادل‌های انگلیسی) از نویسندگان مقاله است؛ اما لیدها، تصاویر و توضیحات آن‌ها از مترجم است كه به دلیل الزامات صفحه‌بندی مجله، ناچار از الصاق آن‌ها بود.

پیرمرد مدرن تهران | نگاهی به پروژه باززنده‌سازی میدان امام خمینی(ره)(توپخانه) به عنوان نمونه‌ای از میدان‌های شهری با ظرفیت فضای جمعی که فصل مشترک سه‌دوره تاریخ معاصر تهران است

نویسنده: پریچهر صابونچی | دانشجوی کارشناسی‌ارشد معماری منظر دانشگاه تهران میدان امام خميني(ره)(توپخانه) شاهد تغییرات و حوادث بسیاری بوده که در گذر زمان هویت ...

سیاست و معماری | تدقیق در معانی «سیاست»، «معماری» و «عدالت» به‌منظور فهم رابطه‌ی این مقولات با یکدیگر

نویسنده: ريموند گوس۲ | استاد ممتاز فلسفه در دانشگاه كمبريج  مترجم: نیلوفر رسولی | دبیر سرویس «ترجمان» پایگاه رویدادهای معماری در میان نمودهای هنر، شاید معم...
دانش‌آموزان در احمدآباد هند با کمک خسوس پوراس مونتسینو، معمار اسپانیایی، مشغول ساخت مدرسه

چراغ راه؛ معماری و تعهد اجتماعی | نقد اسطوره‌های بازدارنده‌ی معماران از تعهد اجتماعی

در دهه‌ی ۱۹۹۰ بار دیگر به نظر می‌رسد كه حرف‌زدن بی‌پرده از تعهد اجتماعی ممكن شده است. ما معماران دیگر نباید خود را به این حماقت بزنیم كه میان كوشش‌های هنری و تعهد اجتماعی گسستی ذاتی وجود دارد. بیشتر جنبش‌های هنر و معماری در صدوپنجاه سال گذشته بر پایه‌ی برنامه‌های اجتماعی استوار بودند. حتی باید بسیار دورتر رویم و بگوییم كه باور به مسائل اجتماعی شكل ابتدایی ممكنِ معماری بزرگ است. این باور نه مانع، كه كاتالیزور خلاقیت است. پس چرا معماران امروز از ایده‌ی تعهد اجتماعی اجتناب می‌كنند؟ علت‌های زیادی برای این بی‌باوری ما در كار است. بخش بزرگی از آن‌ها به اسطوره‌هایی بازمی‌گردد كه این حرفه با خود به همراه دارد. نوشتار حاضر این اسطوره‌ها را به بحث می‌گذارد و درباره‌ی این‌كه معماران چگونه باید از آن‌ها فرابگذرند، پیشنهادهایی را طرح می‌كند تا معماری در دهه‌های پیشِ رو بتواند بار دیگر برای بخشیدن فرمی بصری به تعهد اجتماعی چراغی فراهم آورد.

معماری و سیاست

متفکران غربی سال‌هاست که در بستر اجتماعی-اقتصادی ویژه‌ی خود درباره‌ی ارتباط دو مقوله‌ی «معماری» و «سیاست» اندیشیده‌اند و حاصل تأملات‌شان را مکتوب کرده‌اند. بااین‌حال متون اغلب این متفکران تاکنون به زبان فارسی ترجمه نشده است. با عنایت به همین فقدان، در این پرونده کوشیده‌ایم مقالاتی را گردآوری و ترجمه کنیم که هریک از منظری خاص رابطه‌ی «معماری» و «سیاست» را در مرکز توجه خود قرار داده باشند. این مقاله‌ها از ارتباط میان «معماری» و «انقلاب» سخن می‌گویند؛ از سرشت سیاسی معماری می‌پرسند، سیاست را درون روابط کالایی حاکم بر رشته‌ی معماری جست‌وجو می‌کنند، نسبت معماری و سیاست را مسئله‌دار می‌کنند و از چگونگی تولید نظریه‌های سیاسی پیرامون معماری سخن می‌گویند. گرچه بستر اجتماعی خالقان این آثار با ایران تفاوت‌ دارد، نوشته‌های آنان می‌تواند برای جامعه‌ی معماری ایران آموزنده و خواندنی باشد.

بازی ماین کرافت الهام‌بخش نسل بعدی معماران جوان

معمارهای دنیای امروز، کودکی خود را با اسباب‌بازی‌هایی چون بلوک‌های چوبی و لگو به یاد می‌آورند. اما امروزه، بازی کامپیوتری ماین کرافت، راهنمای راه معمارهای جوان شده است. در این مطلب، به بیان مقاله‌ای تحت عنوان «معماری ماین کرافت: معمارها، چه چیزی می‌توانند از یک بازی کامپیوتری یاد بگیرند» می‌پردازیم. در این مقاله،Kim A  O'Connell به بررسی تأثیر ماین کرافت روی آموزش و طراحی معماری پرداخته است؛

دعوت به مراسم گردن زنی

شهردار اصلاح‌طلب تهران و رئیس سازمان نوسازی با دست‌های خودشان در همان حال که از خوشحالیِ تحققِ سیاست‌هایشان در محلات در پوستِ خود نمی‌گنجیدند، یک پروژه‌ی تجمیعی بزرگ‌مقیاس را کلنگ زدند و این‌چنین مقدماتِ گردن زنیِ ۱۲۷ خانوار را با درانداختنشان در چرخه‌ی بلاتکلیفی و اجاره‌نشینی در محله تختی فراهم آوردند. آن‌ها در این روز در جلوی دوربین و در مصاحبه‌هایشان نتوانستند از شیرینیِ نمایش دوری کنند. آیا نظام مدیریتی نمی‌داند که پروژه‌های بزرگ‌مقیاس، بافت و حیاتِ محلی و متعاقباً وضعیتِ زندگی ساکنان محلات را از هم می‌پاشد و مثله می‌کند؟
کانال تلگرام
اینستاگرام