تحریریه سرویس بازنشر

میزان سخاوت شما ربط دارد به خیابانی که دارید در آن قدم می‌زنید | محیط اطراف بیش از آنچه تصور می‌کنیم بر واکنش‌های ذهنی ما اثر می‌گذارد

چند محقق دانشگاه کارولینای جنوبی هنگام مطالعۀ رفتار آدم‌ها در یک مرکز خرید متوجه نکتۀ عجیبی شدند: میزان احتمال کمک مالی به دیگران، در میان کسانی که از پله‌برقی بالا می‌رفتند، دو برابر کسانی بود که از پله‌برقی پایین می‌آمدند. آن‌ها نتیجه گرفتند صعود نوعی حس سخاوت و مناعت‌طبع به آدم‌ها می‌دهد، هرچند به‌صورت ناخودآگاه. این تنها یک مثال است از تأثیرات شگفت‌آوری که تجربه‌های محیطی بر رفتارهای اجتماعی ما می‌گذارد.

بدا به حال شیراز، بدا به حال ما

تخریب سازمان‌یافته‌ی بافت‌های تاریخی در ایران پیشینه‌ی کمی ندارد. اولین تخریب‌ها در ابتدای قرن حاضر شروع شد، ولی از هم گسیختن و متلاشی کردن گسترده‌ی بافت تاریخی شهرهای ایران از اواخر دهه‌ی شصت شروع شد. ماجرایی غمناک که بر شهرهای زیادی رفت: کرمان، اصفهان، مازندران، مشهد و… . از میراث عظیم شهرهای ما، جز در انگشت‌شماری همچون یزد، چیز زیادی باقی نمانده است. امروز از آن بافت‌های زنده در شهرهای‌مان، تکه پاره‌هایی نیمه‌جان در این کوچه و آن محله به جا مانده است و حتی پیکری برای تدفینشان هم باقی نمانده.

مذهب آینده‌گرایی (Cult of Futurism)

سرکی کوتاه به سایت دانشکدۀ «سای‌آرک» (Sci-Arch) کافیست تا آدرنالین خون آدم بالا برود. از سای‌آرکی‌ها می‌خواهند که آن‌جا را توصیف کنند، یکی می‌گوید «تخیل فراتر از مرزها»، دیگری می‌گوید «در یک کلمه سای‌آرک یعنی بووووم»، چیزی شبیه به آتش‌بازی که ما با دهان باز و متحیر به آن چشم دوخته‌ایم. رباط‌ها ماکت می‌سازند و دانشجویان طرح‌هایی در باب نقش معماری پازلی در شکل‌گیری اجتماع فراکتال آینده ارائه می‌کنند. هرچند بخشی از تحیر ما ماحصل جادوی تصویر است، تصاویری که برای ما بیرونی‌ها، تحیر و تخدیر می‌سازد، اما انگار در واقعیت هم آن‌جا بازی دیگری در جریان است. حس می‌کنی که چقدر عقب هستی و وقتی در ایران زندگی کنی، می‌گویی «ما کجاییم و آن‌ها کجا»! جمله‌ای که در این روزگار پرحسرت ما، ذیل خیلی از پست‌های تلگرامی که خوبی آن‌ور آبی‌ها را نشان می‌دهد، نوشته می‌شود. چه خاکی باید بر سرمان بریزیم یا کمی رسمی‌تر، چه باید بکنیم؟

رندرهای ام.وی.آر.دی.وی درباره‌ی معماری به ما چه می‌گویند؟

مصورسازی‌های دیجیتال و جاروجنجال‌های تبلیغاتی توخالی، وجوه زشت معماری و توسعۀ شهری را پنهان می‌کنند؛ و رسانه خریدار این‌ها است. طرح پیشنهادی اخیر ام.وی.آر.دی.وی به نام رَوِل پلازا در آمستردام، مثال خوبی است از این پدیده. در آینده‌ای نه‌چندان دور، در آمستردام ساختمانی ساخته خواهد شد که طراحی‌اش را شرکت مشهور ام.وی.آر.دی.وی به انجام رسانده است؛ کوه‌پاره‌ای قابلِ‌سکونت، پوشیده از سبزه . البته به شرطی که قرار باشد تصویر خلق‌شده با کامپیوتر را که طراحان ارائه کرده‌اند باور کنیم. هرچند درواقع، هیچ ساختمانی هرگز عین رندر[۴]هایش نخواهد بود. راست آن است که ساختمان مصور[۵]، یک نشانگان[۶] است. نشانگانی که به‌خوبی نشان می‌دهد رسانه چگونه ساختمان‌ها را با عناصر بصری واهی و نوشته‌های نامربوط بازنمایی می‌کند. ارباب جراید هیچ نمی‌کنند جز پخش‌کردن قاقالی‌لی[۷]های بصری‌ای که دست‌پخت حیله‌گرترین بازیگران عرصۀ برنامه‌ریزی شهری و معماری است.

زمزمه تخریب بازارچه خوداشتغالی پارک لاله | پس ما بعدازظهرها کجا برویم؟

نویسنده: مونا مسعود لواسانی | کارشناس ارشد معماری منظر، دانشگاه تهران شهر که می‎گوییم، دنیایی از معنا در پس آن است. خاطره‏ای از شهر که یادمان می‏آید، انگار د...

آیا بهبود فنآوری آبیاری به صرفه‌جویی آب منجر خواهد شد؟

این تصور معمولاً وجود داشته است که افزایش میزان کارآیی آبیاری از طریق به‌کارگیری فن‌آوری‌های جدیدی مانند آبیاری قطره‌ای، به صرفه‌جویی قابل توجه در مصرف آب منجر می‌شود و این میزان آب صرفه‌جویی ‌شده به محیط بازگشته یا به مصارف دیگر می‌رسد. اما شواهد حاصل از تحقیقات و سنجش‌های میدانی نشان می‌دهند که چنین نیست.

مناظره‌ای درباره‌ی رابطه‌ی سیاست با معماری

كتاب «معماری و سرمایه‌داری: از ۱۸۴۵ تا امروز» به ویراستاری پگی دیمر، مورخ معماری آمریکایی، حاصل گردآوری مجموعه‌مقالاتی است که به ارتباط دو امر معماری و سرمایه‌داری در بستر جوامع غربی پرداخته‌اند. پس از برگزاری جلسه‌ی رونمایی این کتاب، راس ولف، وبلاگ‌نویس و منتقد، در گزارشی از این جلسه آرای سخنرانان را نقد کرد. كیلیان ریانو، یکی از سخنرانان آن رویداد، متنی در پاسخ به ولف نوشت و تلاش کرد منظور خود را روشن‌ کند. او در نوشته‌اش توضیح می‌دهد كه منظورش از «سیاسی‌بودن كل طراحی» چه بوده است. راس ولف در یادداشت دیگری با عنوان «آیا به‌راستی کل معماری سیاسی است؟» به ادعای ریانو پاسخ می‌دهد. نظر به ارتباط این مباحثه‌ی پربار با موضوع پرونده، هرسه مقاله ترجمه شده‌‌اند.

طراحان را کارگر بدانیم | در زمانه‌ی دگرگونی اقتصاد و حرفه، معماران برای دفاع از ارزش کارشان به سازمان‌دهی و آرایش مجدد نیاز دارند

امروزه ما معماران متوجه ارزشی که برای جامعه پدید می‌آوریم نیستیم؛ کار می‌کنیم، اما خودمان را کارگر نمی‌دانیم؛ استثمارمان می‌کنند و از کارمان منتفع می‌شوند اما بی‌خبریم. بااین‌حال همیشه چنین نبوده است. مبارزه‌ی کارگری در حرفه‌ی معماری پیشینه‌ای دارد که باید آن را بازیابیم؛ بلکه آگاهانه‌تر با عادات کاری، دستمزدها و عرف‌های استخدامی‌مان مواجه شویم و «کار» معماری را از این بی‌زبانی به‌درآوریم. با پروردن چنین آگاهی بنیادی و فهمی از ارزش است که می‌توانیم به کارگزاران تیزبینی در دل اقتصاد سیاسی روزگارمان بدل شویم و سرانجام آن را از منظر حرفه‌ی خودمان دگرگون کنیم.

معماری یا انقلاب | جستاری در باب حدود توان سیاسی معماری

 «این مسئله‌ی بناست كه در بنیادِ ناآرامی اجتماعی امروز خفته است - معماری یا انقلاب». قریب به یك قرن از نگارش این جمله به دست لوكوربوزیه می‌گذرد و بااین‌حال اگر كسی پا در راه تبیین نسبت معماری و امر سیاسی بگذارد، نمی‌تواند نسبت خود را با این ادعای اضطراب‌آور معین نكند: نقش معماری در ناآرامی‌های اجتماعی امروز چیست؟ حد و حدود تاثیرگذاری‌اش تا كجاست؟ آیا معماری می‌تواند به معنای دقیق كلمه «انقلابی» باشد و وضع موجود را به‌طور كلی تغییر دهد؟ یا در یك كلام معماری با انقلاب چه نسبتی دارد؟ مقاله‌ی پیش رو به مصاف این سوالات رفته است. 

مشکلات تئوریزه‌کردن «امر سیاسی» در گفتمان معماری

مقاله‌ی پیش رو در سال‌های پایانی قرن بیستم و در دوره‌ی تركتازی نظریه‌پردازان پست‌مدرن معماری نوشته شده است. نثر مقاله پیچیده و مملو است از ارجاعات و مفاهیم ماركسیستی و عموما ناآشنا برای مخاطب معمار. مترجم وظیفه‌ی خود می‌داند از كیوان مهتدی قدردانی كند كه ضمن یاری او در فهم برخی از آن مفاهیم، سخاوتمندانه بازخوانی متن را نیز بر عهده گرفت. همه‌ی پانویس‌ها (جز اسامی و معادل‌های انگلیسی) از نویسندگان مقاله است؛ اما لیدها، تصاویر و توضیحات آن‌ها از مترجم است كه به دلیل الزامات صفحه‌بندی مجله، ناچار از الصاق آن‌ها بود.
کانال تلگرام
اینستاگرام