تحریریه سرویس بازنشر

مهدی مهدوی‌کیا از تفاوت‌های ورزشگاه آزادی و نمونه‌های اروپایی‌اش می‌گوید؛ شاهکاری که خیلی‌ها در​خواب هم نمی‌دیدند

محمد‌مهدي مهدوي‌کيا اراکي الاصل در شهرري به دنيا آمده با 111بازي ملي و يک دهه بازي در ‌هامبورگ آلمان، يکي از چهره‌هاي شناخته شده و محبوب و با اخلاق فوتبال ماست. او حرف‌هاي جالبي درباره ورزشگاهی دارد که 5سالي از او بزرگ‌تر است. تجربه بازي در ورزشگاه‌هاي مختلف اروپايي و به خصوص ورزشگاه فولكس پارک (پارک ملت) ‌هامبورگ هم باعث شده تا بتواند سنگ محک مناسبي براي مقايسه آزادي با همتايان اروپايي‌اش پيدا کند. مهدوي‌کيا با روي خوش از اين موضوع استقبال کرد و در ميانه گفت‌وگويمان مي‌گفت اين موضوع به اندازه 40کتاب، جا براي نوشتن دارد.

آن​‌روز​ که سرگیجه گرفتید؛ خاطره‌ای از اولین بازی فوتبال در استادیوم آزادی

کتاب «پسري روي سکوها» نوشته حميدرضا صدر سال ۹۲ به چاپ رسید. کتابي که صدر خاطراتش را از دهه 1340 تا 1380 با جزئيات پرشمار درباره فوتبال ايران نوشته است. آنچه در ادامه مي‌آيد، بخشي از اين کتاب است که صدر از خاطره افتتاح شدن زمين فوتبال استاديوم 100هزار نفري آزادي و برگزاري اولين بازي فوتبال در آن مي‌نويسد. آنچنان که او مي‌نويسد «با کوچاندن تماشاگران از ورزشگاه امجديه، در ورزشگاه جديد همه گيج شده‌اند و مدت‌ها طول خواهد کشيد تا همچون امجديه، استاديوم جديد نيز ميراث‌دار يک خاطره جمعي شود».

آتشفشان خاطره‌انگیز؛ مجموعه‌ی ورزشی آزادی

به مناسبت جام‌جهانی نگاهی داریم به ورزشگاه‌ آزادی، سازه شاخص اثر عبدالعزيز فرمانفرمايان. کم‌بود مستندات و غیاب معمار این بنا باعث شده است تا این بنا، که یکی از بزرگ‌ترین ورزشگاه‌های جهان و نمادی از تهران است، بدل به اثری غریب شود.

در شب پرسه می‌­زنیم و در آتش بلعیده می‌­شویم

نویسنده: کیوان مهتدی این متن روایتی از شهرگردی نویسنده در مراکز خرید تهران است. با متن همراه شوید تا با سفر در جنوب و شمال شهر درباره نابرابری اجتماعی و تغیی...

اصفهان نصف جهان است: نقدی بر پروژه‌ی مجموعه‌ی کشورهای غیرمتعهد در اصفهان

این مطلب نقدی‌ست بر بنای «مجموعه‌ی سالن‌های اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد»، ایده‌های طراحی آن و نحوه‌ی اجرای این ساختمان در شهر اصفهان.

زرتشتیان یزد در فراز و نشیب تاریخ: طرح چند پرسش در باب همزیستی ادیان و عضویت اقلیت‌ها در شورای شهر

به گواه بسیاری از آنان که عملکرد شورای چهارم را دنبال می‌کردند و رفتار اعضای آن را رصد می‌نمودند، سپنتا نیکنام از پیگیرترین و دلسوزترین اعضای شورا بود؛ دلسوزی و دغدغه‌ای که در همراهی‌اش با حرکت‌های مردمی و اجتماعی نیز کاملاً مشهود بود.

لشکری پُرشمار، نه‌چندان ورزیده و بی‌هدف

عنوان این نوشتار شاید واقع‌بینانه‌ترین توصیف از وضعیت کنونی جامعۀ معماری ایران باشد. بی‌شک مهم‌ترین تحول و عامل موثر در جامعۀ معماری ایران در پانزده سال اخیر، افزایش بی‌حساب و کتاب و غیرمسئولانۀ ظرفیت پذیرش دانشجوی معماری بوده است که باعث شده است جامعۀ معماری ایران چندین برابرشدن جمعیت را در مدتی کوتاه تجربه کند. طبیعی است که این افزایش عددیِ بی‌برنامه و بی‌پشتوانه باعث افت و کاهش سواد و سطح دانش دانشجویان و فارغ‌التحصیلان معماری گشته است. در واقع با نمونۀ بارزی از فداکردن کیفیت آموزشی برای بالابردن کمیت روبه‌رو هستیم؛ به‌گونه‌ای که در حال حاضر درصد بسیار اندکی از جمعیت جامعۀ معماری کشور دارای حداقل‌های معمارانۀ لازم‌اند.

خشونت علیه مردگان

مردم ایران برای تخریب غیرقانونی مقبرۀ اولین شاه حکومت پهلوی، با اولین حاکم شرع در دادگاه‌های انقلاب اسلامی همراه شدند. برای جلب «رضایت خدا و رسول و ائمۀ اطهار» دست به کار تخریب مقبره و شکستن سنگ قبرهای اطراف آن شدند. برای انجام یک فعل غیرقانونی با مرد قانون همراه شوی و برای جلب رضایت خدا، به هتک حرمت مقبره‌ای مشغول

دلبستگی‌های شیخ‌ بهایی به ریاضیات و معماری: آیا شیخ‌ بهایی معمار بود؟

کشـکول، کتابی است تألیف «شیخ بهایـی» که آن را در سنین شصت سالگی خویش به انجام رساند؛ و آن، مجموعه‌ی گران‌سنگی است از علوم و معارف مختلف که آیینه تمام‌نمای افکار و گرایش‌های باطنی و معلومات مؤلف است. دقیق شدن در این تألیف و یادکردی که شیخ بهایی از علوم مختلف در آن دارد، می تواند بر درستی احاطه‌ی او بر آن علوم گواه باشد. نگارنده را سعی بر آن بوده است که در پی دلبستگی‌های مؤلف به دانش ریاضیات و معماری در کشـکول برآید و با بررسی دقیق این موارد، رأیی بر درستی نامیدن مقام شیخ بهایی به عنوان ریاضیـدان یا معمـار صادر کند. نتیجه‌ی چنین مداقه‌ای، بر درستی عنوان و مقام نخست (ریاضیـدان) گواهی دهد و عنوان و مقام دیگر (معمـار ) را کمرنگ سازد.

تنهاترین شهر دنیا کجاست؟ | بسیاری از اهالی توکیو چنان مشتاق داشتنِ رفیق هستند که آن‌ها را اجاره می‌کنند

هنری میلر، نویسندۀ سرشناس آمریکایی، دربارۀ زندگی در نیویورک نوشت: «در نیویورک همیشه احساس تنهایی کرده‌ام؛ تنهاییِ حیوانی درون قفس» مشکل میلر نداشتنِ دوست یا عدم جذابیت نبود؛ او پنج بار ازدواج کرده بود اما خودش را در زادگاهش یک بیگانه‌ می‌دید. نیویورک جایی است که بی‌شمار انسان برای جست‌وجوی شهرت، کار، عشق و حتی خودشان به آن می‌روند. آیا می‌توان از سخنان میلر به این نتیجه رسید که این شهر تنهاترین شهر دنیاست یا اینکه ممکن است خودِ این انسان، و نه این مکان، سرچشمۀ نارضایتی میلر باشد؟ اگر اینطور باشد، تنهاترین شهر کجاست؟

«خانه» مکانی فیزیکی نیست، رؤیایی ذهنی است | بوی پخت‌وپز، خراشیدگیِ روی راه‌پله و خط‌های خودکار بچه‌هاست که خانه را می‌سازد

خیلی از ما تا آخر عمر دنبال خانه‌ایم، حتی اگر از اجاره‌نشینی درآمده باشیم و مسکنی برای خودمان خریده باشیم. خانه مکانی که در آن زندگی می‌کنیم نیست، یعنی در واقع اصلاً مکان نیست. خانه چیزی است که با روح و احساس ما پیوند می‌خورد. احساس تعلق و در عین‌حال امنیت و آرامش. شاید خانۀ ایدئال چیزی مثل خوشبختی باشد. گذرا، مبهم و انتزاعی. حسی که لحظه‌ای سراغمان می‌آید و ناگهان پر می‌کشد و می‌رود.
کانال تلگرام
اینستاگرام