تحریریه سرویس بازنشر

پیرمرد مدرن تهران | نگاهی به پروژه باززنده‌سازی میدان امام خمینی(ره)(توپخانه) به عنوان نمونه‌ای از میدان‌های شهری با ظرفیت فضای جمعی که فصل مشترک سه‌دوره تاریخ معاصر تهران است

نویسنده: پریچهر صابونچی | دانشجوی کارشناسی‌ارشد معماری منظر دانشگاه تهران میدان امام خميني(ره)(توپخانه) شاهد تغییرات و حوادث بسیاری بوده که در گذر زمان هویت ...

سیاست و معماری | تدقیق در معانی «سیاست»، «معماری» و «عدالت» به‌منظور فهم رابطه‌ی این مقولات با یکدیگر

نویسنده: ريموند گوس۲ | استاد ممتاز فلسفه در دانشگاه كمبريج  مترجم: نیلوفر رسولی | دبیر سرویس «ترجمان» پایگاه رویدادهای معماری در میان نمودهای هنر، شاید معم...
دانش‌آموزان در احمدآباد هند با کمک خسوس پوراس مونتسینو، معمار اسپانیایی، مشغول ساخت مدرسه

چراغ راه؛ معماری و تعهد اجتماعی | نقد اسطوره‌های بازدارنده‌ی معماران از تعهد اجتماعی

در دهه‌ی ۱۹۹۰ بار دیگر به نظر می‌رسد كه حرف‌زدن بی‌پرده از تعهد اجتماعی ممكن شده است. ما معماران دیگر نباید خود را به این حماقت بزنیم كه میان كوشش‌های هنری و تعهد اجتماعی گسستی ذاتی وجود دارد. بیشتر جنبش‌های هنر و معماری در صدوپنجاه سال گذشته بر پایه‌ی برنامه‌های اجتماعی استوار بودند. حتی باید بسیار دورتر رویم و بگوییم كه باور به مسائل اجتماعی شكل ابتدایی ممكنِ معماری بزرگ است. این باور نه مانع، كه كاتالیزور خلاقیت است. پس چرا معماران امروز از ایده‌ی تعهد اجتماعی اجتناب می‌كنند؟ علت‌های زیادی برای این بی‌باوری ما در كار است. بخش بزرگی از آن‌ها به اسطوره‌هایی بازمی‌گردد كه این حرفه با خود به همراه دارد. نوشتار حاضر این اسطوره‌ها را به بحث می‌گذارد و درباره‌ی این‌كه معماران چگونه باید از آن‌ها فرابگذرند، پیشنهادهایی را طرح می‌كند تا معماری در دهه‌های پیشِ رو بتواند بار دیگر برای بخشیدن فرمی بصری به تعهد اجتماعی چراغی فراهم آورد.

معماری و سیاست

متفکران غربی سال‌هاست که در بستر اجتماعی-اقتصادی ویژه‌ی خود درباره‌ی ارتباط دو مقوله‌ی «معماری» و «سیاست» اندیشیده‌اند و حاصل تأملات‌شان را مکتوب کرده‌اند. بااین‌حال متون اغلب این متفکران تاکنون به زبان فارسی ترجمه نشده است. با عنایت به همین فقدان، در این پرونده کوشیده‌ایم مقالاتی را گردآوری و ترجمه کنیم که هریک از منظری خاص رابطه‌ی «معماری» و «سیاست» را در مرکز توجه خود قرار داده باشند. این مقاله‌ها از ارتباط میان «معماری» و «انقلاب» سخن می‌گویند؛ از سرشت سیاسی معماری می‌پرسند، سیاست را درون روابط کالایی حاکم بر رشته‌ی معماری جست‌وجو می‌کنند، نسبت معماری و سیاست را مسئله‌دار می‌کنند و از چگونگی تولید نظریه‌های سیاسی پیرامون معماری سخن می‌گویند. گرچه بستر اجتماعی خالقان این آثار با ایران تفاوت‌ دارد، نوشته‌های آنان می‌تواند برای جامعه‌ی معماری ایران آموزنده و خواندنی باشد.

بازی ماین کرافت الهام‌بخش نسل بعدی معماران جوان

معمارهای دنیای امروز، کودکی خود را با اسباب‌بازی‌هایی چون بلوک‌های چوبی و لگو به یاد می‌آورند. اما امروزه، بازی کامپیوتری ماین کرافت، راهنمای راه معمارهای جوان شده است. در این مطلب، به بیان مقاله‌ای تحت عنوان «معماری ماین کرافت: معمارها، چه چیزی می‌توانند از یک بازی کامپیوتری یاد بگیرند» می‌پردازیم. در این مقاله،Kim A  O'Connell به بررسی تأثیر ماین کرافت روی آموزش و طراحی معماری پرداخته است؛

دعوت به مراسم گردن زنی

شهردار اصلاح‌طلب تهران و رئیس سازمان نوسازی با دست‌های خودشان در همان حال که از خوشحالیِ تحققِ سیاست‌هایشان در محلات در پوستِ خود نمی‌گنجیدند، یک پروژه‌ی تجمیعی بزرگ‌مقیاس را کلنگ زدند و این‌چنین مقدماتِ گردن زنیِ ۱۲۷ خانوار را با درانداختنشان در چرخه‌ی بلاتکلیفی و اجاره‌نشینی در محله تختی فراهم آوردند. آن‌ها در این روز در جلوی دوربین و در مصاحبه‌هایشان نتوانستند از شیرینیِ نمایش دوری کنند. آیا نظام مدیریتی نمی‌داند که پروژه‌های بزرگ‌مقیاس، بافت و حیاتِ محلی و متعاقباً وضعیتِ زندگی ساکنان محلات را از هم می‌پاشد و مثله می‌کند؟

نگاهی به پدیدۀ کنشگرنمایی در بستر فاجعۀ پلاسکو

دو سال پیش در جمعی و بحثی به سه آفت کنشگری اشاره کردم. سالگرد فاجعه پلاسکو بهانه‌ای شد تا بار دیگر به این سه آسیب بپردازیم. در آن بحث، کنشگرنمایی به عنوان معضلی در فعالیت اجتماعی معرفی شد که می‌تواند سه شکلِ حساسیت فصلی، واکنشگری و اکتوریسم به خود بگیرد. ریشۀ کنشگرنمایی شاید در احساس مسؤولیت بخشی از فعالان در کشیدن بار سنگین کنش اجتماعی برای حل تمامی آسیب‌های جامعه باشد، تا از طریق اتخاذ روش‌هایی در ایفای این نقش منجی‌گونه سربلند ظاهر شوند. این سه آفت کنشگری درواقع سه روش کنشگرنمایی است، که در ادامه سعی می‌شود با نگاه به واقعه پلاسکو توضیح داده شود.

مدیریت شهری و فعالیت‌پذیری شهر

یک سال از آتش‌سوزی و تخریب ساختمان پلاسکو می‌گذرد. ساختمان پلاسکو جدا از ارزش‌های معماری و شهری آن به عنوان یک مرکز مهم فعالیتی در مرکز شهر تهران مطرح بوده است. وجود بیش از پانصد واحد تولیدی و تجاری با بیش از چهارهزار شاغل در صنعت پوشاک خود به تنهایی نشانگر اهمیت اقتصادی این مجوعه در اقتصاد شهر تهران بود. در این میان درهم‌تنیدگی ساختاری نظام مدیریت شهری تهران با سرمایه‌داری مستغلاتی فعال در شهر باعث شده که شهرداری و سایر نهادهای فعال در تهران کمتر توجهی به معیارهای شهر پایدار و جهانی مانند زیست‌پذیری و فعالیت پذیری کنند.

مالک ساختمان پلاسکو: کلیه شهروندان تهران

بدون شناخت و بررسی زمینه‌های شکل‌گیری یک اثر تاریخی یعنی بررسی زمینه‌های داخلی و همچنین بررسی تأثیر تحولات معماری جهان در آن دوران، نمی توان برداشت صحیحی از اهمیت آن اثر در معماری دوران تحول داشت. بدون شک ساختمان پلاسکو با توجه به قرارگرفتن بنا در یک دوره انتقال، از نقاط عطف تاریخ معماری شهر تهران محسوب می‌گردد. بررسی تاریخ شکل‌گیری، حیات و مرگ این بنا و انتخاب جایگزینی برای آن، نیازمند مطالعات گسترده‌ای است که می‌تواند در دوره‌های تخصصی معماری انجام پذیرد و نتایج آن به شکل «تجارب موردی» مکتوب و در اختیار همگان قرار گیرد.

«جایگزین پلاسکو» یعنی چه؟

هنوز این پرسش به قوت خود باقی است که معانی جایگزین ساختمان پلاسکو در یک سال گذشته چه بود و هنوز نیز در سالگرد سوختن پلاسکو این امکان وجود دارد که تصمیم‌گیران، فرایندِ رسیدن به ساختمان جایگزین را بطور شفاف توضیح دهند. در گفت‌وگو با هفت سئوال زیر سعی شد تا فضای مورد نظر یکی از اهالی تهران برای یافتن معانیِ جایگزین پلاسکو روشن شود.
کانال تلگرام
اینستاگرام