معماری و سیاست

دیوارها، دیوارها، دیوارها؛ مقابله با مهاجرین و پناه‌جویان یا تبلور نمادین سیاست؟

در این مقاله به بررسی تاریخچه‌ی این «دیوارکشی‌ها» در قالب نمایش پوپولیستی دولت‌ها مبنی بر نیاز بیشتر به دیوارهای حقیقی و فرهنگی برای مقابله با «مهاجران غیر مجاز» و «تهدیدهای تروریستی» پیش رو می‌پردازیم.

رنگ، قدرت و معماری: یک لایه رنگ می‌تواند طنین سیاسیِ پرقدرتی ایجاد کند.

رنگ با بهره‌جویی از توانایی‌اش در برقراری ارتباط ساده و واضح، می‌تواند از فرم یا سبک معماری تاثیرگذارتر باشد. رنگ در معماری قدرت و زبانی را مخصوص به خود دارد که فرم یا سبک بنا فاقد آن هستند. در این متن به بررسی این پدیده در محل اقامت رسمی سران سه کشور پرداخته می‌شود: کاخ سفید در واشنگتون، دی.سی خانه‌ي صورتی (لا کازا رزادا) در بوینس آیرس و خانه‌ی آبی (چیونگ وادئا) در سئول - سه پروژه‌ي شاخصی که رنگ نمای خارجی‌شان بسیار معروف‌تر است تا هر گونه خصوصیت فرمال یا سبکی معماری آنها.

مهاجرت چالشی پیچیده و اضطراری از جنس فضاست

دقیقاْ چه چیزی یک محیطِ انسان‌ساخت را «خانه» می‌کند؟ چه نوع محرومیت یا خطری قدرت این را دارد که فرد را به ترک خانه‌اش وادارد؟ چگونه یک شخص می‌تواند پس از مهاجرت به اجتماع و سرزمینی غریب، همچنان هویت و ارتباط اجتماعی را احساس کند؟ آیا فرآیند ساکن شدن در یک شهر جدید – هر چقدر هم طولانی- لزوماْ به تشکیل «خانه» می‌انجامد؟ آیا بعد از سال‌ها نزاع، ویرانی، و دوری از سرزمین مادری، امکانی برای بازگشت به «خانه» وجود دارد؟ می‌توان آنچه از دست رفته را باز هم کشف کرد؟ آن هم در مکانی که دیگر قابل تشخیص نیست.

سیاست تنگنا: وقتی دیوارها عرصه را بر تن‌ها تنگ می‌کنند

رها کردن یک فرد تا به علت خفگی درون دیوارها بمیرد، کاری است که در برهه‌هایی از زمان، در نقاط مختلفی از دنیا، متاخرترین نمونه‌ی آن در اوایل قرن بیستم در مغولستان، به عنوان یک مجازات اعدام استفاده می‌شده است. افسانه‌ی استاد مانول در ادبیات اروپای شرقی، بیانگرترین روایت از چنین اعدامی را به‌دست می‌دهد. این افسانه نسخه‌های متعددی دارد ولی روایت اصلی آن، در مورد یک استاد بنا است که با شیطان قراردادی می‌بندد که به او امکان می‌دهد که زیباترین صومعه‌ی در دنیا را بسازد، به شرط آنکه در زمان ساخت دیوار اصلی، همسر باردارش را درون آن بگذارد. جیغ‌های همسر مانول زمانی که کریدور بدنش را محبوس می‌کند، صریح‌ترین توصیف در مورد خشونت معمار است.

چرا رکود برای معماری ایران مفید است؟

حالا وقتی پای درد و دل‌ها و گلایه‌ها و پنل‌های معمارانه می‌نشینیم، دیگر سخن از عدم حضور معمار نیست، بلکه شکایت‌ها از رواج سبک بازاری ِ رومی یا حتی گاهی غرب‌زدگی و فرمالیسم است. امروزه معماران زمینه گرایی را نه یک‌ترم ِ آکادمیک که یک مسئولیت حرفه‌ای می‌دانند. این‌ها حکایت از چه دارد؟ تنوع و تعدد پروژه‌هایی که به ورودی جایزه معمار می‌رسد بسیار بیشتر شده.

نقد معماری مرقد امام خمینی (ره)

ساختمان جدید حرم امام خمینی (ره) ۱۴ خرداد 1386 با حضور مردم افتتاح شد. از انتشار اولین تصاویر رسانه‌ای از کالبد حرم تا ورود مردم به آن، یک هفته‌ای انتقادات و گفت‌گوهای رسانه‌ای متفاوت درباره این ساخت‌وساز جدید ایراد شده بود که هیچ‌کدام از مسئولان مرتبط را مجاب نکرد. عمده انتقادات در فضای عمومی معطوف به سیره ساده‌زیستانه امام(ره) و تناقض آن با معماری تجملاتی جدید حرم بود. دست آخر مسئول مستقیم این پروژه (حمید انصاری) با حضور در گفت‌وگوی خبری شبکه دو با دفاع کامل از تصمیمات و معماری حرم آن را معماری ایرانی‌اسلامی درخور امام(ره) و انقلاب دانست.

کنستانت؛ زدودن مرزهای معماری، سیاست و میل

پی گرفتن رد نامی که در تاریخ نگاشته شده به دست پیروزمندان، به‌ویژه در بستر زبان به‌غایت «پیروزمندانه»ی فارسی و فرهنگ بس بسیار پیروزمندانه‌ترش، پنهان نگاه داشته شده است، دست‌کمی از جست‌وجوی «غنچه‌ی رز» (rosebud) همشهری کین ندارد. نام‌هایی که من/ما ردزنی‌شان می‌کنیم، اسم‌های رمز مخالفت با وضع موجود یا تصور آینده‌ای به‌تمامی دیگرگونه (avenoir) است. کنستانت آنتون نیونهویس (Constant Anton Nieuwenhuys) یا به‌اختصارْ کنستانت، از دسته‌ی دوم نام‌هایی است که ردشان را خواهیم زد.
کانال تلگرام