معماری مدرن

گفت‌و‌گوی رویدادهای معماری با ماسیمیلیانو فوکساس: معماریِ احساس، معماری ضدّ سبک

فوکساس در سال ۱۹۴۴ از پدری، یهودِ لیتوانیایی و مادری کاتولیک در رم به دنیا آمد. مادربزرگ مادری‌اش اتریشی و پدربزرگ مادری‌اش هم فرانسوی بودند. در اوایل دهۀ شصت، ...

خانه‌ی شوراها: چرا این اثر نمادین بروتالیستی شوروی باید حفظ شود؟

خانه‌ی شوراها یک بنای روسی بروتالیستی است که توسط معمار یولیَن ل.شوارتسبریم طراحی شده است. این بنا که در مرکز کالینینگراد قرار دارد، در میانه‌ی ساخت خود متروک ...

رویاهای بروتالیستی ناخوشایندی که رنگ واقعیت گرفتند

در حال حاضر، کتاب‌های جدید مرتب اظهار می‌کنند که در شرف احیای یکی از مراحل هنر ساختمان هستیم که قبلاً در معرض نقدهای زیادی بوده است. معماری مذکور درواقع زیبایی‌شناسی صنعتیِ است که در بریتانیای پس از جنگ به وجود آمد و نئوبروتالیسم نام گرفت که نامی نسبتاً کنایه‌‌آمیز و تحقیرآمیز همانند گوتیک (به معنای وحشی‌گری گوت‌ها) و باروک (برگرفته از واژۀ پرتغالی مروارید بدشکل) است.

برای مرگ ویلیام السوپ: مردی که معماری بازی‌گونه را دوست داشت

ویل السوپ بر این باور بود که معماری تنها حرفه‌ای است که «در واقع با شادی و لذت همراه است. دیگر حرفه ها در عذاب و ترس و وحشت هستند». در این مطلب نگاهی کوتاه داریم به آثار این معمار تازه درگذشته و نظرات او درباره‌ی معماری.

عبدالعزیز فرمانفرمایان؛ مهندس معمار

عبدالعزیز فرمانفرمایان بنیان‌گذار نخستین دفتر « مهندسان مشاور» است. او در سال ۱۲۹۹ در خانواده‌ای اصیل و صاحب‌نام به دنیا آمد. پدرش از نوادگان عباس میرزا بود، مادر نیز از خانوداه‌های بزرگ کرمانشاه. شاید همین جایگاه والای خانوادگی و تمکن مالی بود که او را در زمره‌ی نخستین معماران تحصیل‌کرده در اروپا قرار داد. او تحصیلات خود را در سال ۱۳۳۰ در دانشکده‌ی بوزار به پایان رساند و در همان سال به ایران بازگشت. پس از بازگشت در گاراژ خانه‌ی پدری شروع به کار کرد و چندی بعد در یکی از آتلیه‌های دانشکده‌ی ‌هنرهای زیبای دانشگاه تهران، زیر نظر مهندس فروغی به کار و تدریس اشتغال یافت. در همان سال‌ها بود که مسجد دانشگاه تهران را طراحی کرد.

وارطان هوانسیان | مدافع سر سخت مدرنیسم

آثار معماری وارطان پیکاری بین رسوم اجتماعی و آموزه‌های معماری مدرن است: ساختمان‌های طراحی شده توسط هوانسیان از معماری پیش از جنگ جهانی دوم، آرت نوو، نظریات معماری باوهاوس و آثار آدولف لوس و لوکوربوزیه متاثر بوده. او مخالف التقاط‌گرایی و تقلید از شکل‌های معماری سنتی ایرانی بود. با این وجود توجه زیادی به رسوم اجتماعی و سنن داشت و سعی می‌کرد در طرح‌‌هایش به آنان پاسخ دهد و در مقاله‌ای با عنوان «معماری ایران در دو راهه‌ی سبک ملی و جدید» در صدد آشتی دادن سنن ایرانی یا معماری مدرن بود. به نظر وارطان یک معمار در وهله‌‌ی اول صنعتگری است که نه تنها باید از به حقیقت پیوستن اهداف خود خشنود باشد بلکه باید از تأثیر اجتماعی آثار خود نیز قلباً اظهار رضایت کند. از همین رو بود که او را نیروی محرکه‌ی اصلی تحول معماری چه از جنبه‌ی سبک و چه سازه می دانستند.

مالک ساختمان پلاسکو: کلیه شهروندان تهران

بدون شناخت و بررسی زمینه‌های شکل‌گیری یک اثر تاریخی یعنی بررسی زمینه‌های داخلی و همچنین بررسی تأثیر تحولات معماری جهان در آن دوران، نمی توان برداشت صحیحی از اهمیت آن اثر در معماری دوران تحول داشت. بدون شک ساختمان پلاسکو با توجه به قرارگرفتن بنا در یک دوره انتقال، از نقاط عطف تاریخ معماری شهر تهران محسوب می‌گردد. بررسی تاریخ شکل‌گیری، حیات و مرگ این بنا و انتخاب جایگزینی برای آن، نیازمند مطالعات گسترده‌ای است که می‌تواند در دوره‌های تخصصی معماری انجام پذیرد و نتایج آن به شکل «تجارب موردی» مکتوب و در اختیار همگان قرار گیرد.
تصويرسازي فاجعه پلاسکو از محمد افلاک

همه مقصریم

آسمان‌خراش جهنّمی یکی از فیلم‌های ماندگار تاریخ سینماست که اهمیت معماری و دانش فراگیر مهندسی ساختمان را به‌ویژه در ساختمان‌های بلندمرتبه به خوبی نشان می‌دهد. ساختمان هر چه بزرگ‌تر و پیچیده‌تر و بلندتر می‌شود، ضرورت نقش مدیریت و نظارت محوری معماران را علاوه بر طراحی اولیّۀ آن بهتر و بیشتر خاطرنشان می‌کند. این تنها و تنها معمار است که با کلیّت ساختمان به‌ویژه ساختمان‌های بزرگ و پیچیده و بلندمرتبه از ابتدا تا انتها (از طرّاحی تا نازک‌کاری و نماکاری) همراه است و نمی‌تواند و نباید که با آن به صورت بخشی و موضعی برخورد نماید. معماران این گونه ساختمان‌ها به سان کارگردان یک فیلم باید دانش و تجربه و زبان ارتباط با کلیۀ عوامل دست اندر کار یک ساختمان را بلد باشند تا بتوانند آن را راهبری نمایند و ضامن صحت و دقت اجرای طرحشان باشند.

پشت نقاب تهران | تأثیر پروژه‌های برتر معماری ایران بر چهره‌ی تهران

تهران شهری است که یک توریست غربی را گیج و منگ می‌کند. زلم‌زیمبوهای آهن و شیشه که لندن و نیویورک را تسخیر کرده‌اند در اینجا چندان به چشم نمی‌خورند و اغلب در گستره‌ای بِژگون از آجر و بتن محو شده‌اند؛ همان‌طور که معماری گذشتۀ ایران نیز به طرز ملموسی از نظر غایب است. در عوض تهران فرشی است چهل‌تکه از بزرگراه‌ها، بلوک‌های اداری، نقاشی‌های دیواری رنگ و رورفته، قصابی‌های مزین به لامپ‌های مهتابی و نئون و البته، مراکز خرید. هیچ‌کس (حتی خود تهرانی‌ها) نمی‌دانند هویت این شهر چیست و به کدام سو پیش می‌رود.
کانال تلگرام
اینستاگرام