کالبد شهری

خیزش بهارعربی از دل شهرهای کوچک: نقش شهرهای کوچک در شکل‌گیری اعتراضات

شهرهای کوچک، که اغلب توسط دیکتاتورهای سیاسی و همچنین نظریه‌پردازان شهری نادیده گرفته می‌شوند، در به‌وجودآمدن خیزش‌های عربی در بسیاری کشورها نقش داشتند. عدم توجه به آن‌ها باعث شد تا آشوب‌های در حال رشد نادیده گرفته شود. این موضوع همچنین به این معنی است که اطلاعات ما راجع به نیروهایی که به شهرهای کوچک امکان می‌دهد که تاریخ را تغییر دهند، بسیار اندک است.

راهنمای طراحی شهری برای دیکتاتورها / «میدان»ها و بعد انقلابی فضاهای عمومی

اعتراضات چند سال اخیر در نقاط مختلف جهان مکرر نام «میدان»ها را در اخبار به گوش رسانده است؛ این مقاله توضیح می‌دهد که چگونه طراحی شهری امکان مشارکت‌های عمومی خصوصا برای اعتراضات گروهی را فراهم می‌کند و چگونه حکومت‌های توتالیتر با علم به این موضوع با تهدید یا گستردگی شدید میدان رفتارهای اجتماعی را کنترل می‌کنند.

چرا شهرها شورش می‌کنند؟

دیوید هاروی بیان می‌کند که شهرها با جذب مازاد سرمایه و کار نقشی حیاتی در انباشت سرمایه ایفا می‌کنند. نتیجه‌ی این گسترش آشفته اما «به فقر کشیدن»، «پرولتریزه شدن» و «ازخودبیگانگی» اکثریت گسترده‌ای از ساکنین شهری است. این مارکسیست بریتانیایی، در کتاب «شهرهای شورشی: از حق به شهر تا انقلاب شهری» پس‌زمینه‌ی آشوب شهری را به تصویر می‌کشد. شهرهای شورشی دیوید هاروی توضیح فرآیند شهری شدن سرمایه است.

حادثه از قبل خبر داده بود: بررسی گزارش‌های نظام مهندسی کرمانشاه

نظام مهندسی استان کرمانشاه در گزارشی که در ۱۳ آبان همین امسال یعنی نه روز قبل از وقوع زلزله منتشر کرد به عمده نواقص و مشکلات ایمنی ساخت‌وسازها در این استان اشاره‌کرده است. همین نهاد دو روز بعد از وقوع زلزله هم با بررسی میدانی که انجام داده گزارشی مختصر از علل خرابی‌ها ارائه داده است. بررسی و مقایسه دو گزارش معلوم می‌کند آنچه در گزارش دوم به‌عنوان مهم‌ترین عامل در افزایش تلفات شناسایی‌شده قبلاً در گزارش اول هم به آن اشاره‌شده است.

مداخله خطرناک! وظیفه دولت هماهنگی بیشتر است یا ابلاغ دستور ساخت مسکن در بافت‌های فرسوده؟

 محمود اولاد / کارشناس اقتصادی از عنوان هم پیداست؛ «بافت فرسوده» یا «بافت ناکارآمد» یا «بافت مساله‌دار» و هر اسم دیگر! اما همه با «بافت» شروع می‌شود. هیچ‌کدا...

رومن پولانسکی در خانه اردیبهشت؛ روایتی نه چندان رسمی از تهران قدیم

اگر من، با همین حال و هوا و روحیه‌ای که  دارم، یک شهروند مهاجرنشین در فرانسه بودم و احیانا می‌خواستم فیلمی مستند درباره فیلم «مستأجر» (رومن پولانسکی، 1976) بسازم، حتما بخشی از فیلمم را به ساختمانی که لوکیشن این فیلم بود اختصاص می‌دادم. فیلم آقای پولانسکی سی‌وهفت سال پیش ساخته شده و آن ساختمان که الان باید حدود صد سال قدمت داشته باشد، سرحال و قبراق پابرجاست. ولی اگر همین الان به عنوان یک مهاجرنشین تهرانی بخواهم فیلمی درباره لوکیشن فیلم آخرم («مینور/ ماژور»، 1388) که خانه‌ای قدیمی در خیابان اردیبهشت بود (خانه اردیبهشت) بسازم، امکانش نیست. چون که خانه اردیبهشت دود شده رفته هوا و احتمالا قرار است به‌جایش یک پاساژ و یا یک ساختمان چندطبقه زشت بسازند. البته مخالف پاساژ نیستم و اتفاقا خیلی هم به مقوله پاساژگردی علاقه دارم، ولی تجربه زندگی در این مگاسیتی سوررئال مرا بدبین بارآورده.

طهرانی که بود، تهرانی که هست

آیا ساختمان‌ها و خیابان‌های کهن، به تنهایی، می‌توانند ضامن صفتِ «تاریخی» یا «قدیمی» برای تهران، یا هر شهر دیگری، باشند؟ آیا شهری تاریخی سُراغ دارید که در آن رد و نشانی از بناهای کهن باقی نمانده باشد؟ آیا رخدادها، واقعه‌ها و شخصیت‌ها، فارغ از بقایای کالبدی، می‌توانند برانگیزاننده‌ حسی از تاریخ باشند؟ این پرونده در نظر دارد تا پرسش‌های فوق را به بحث بگذارد، آن هم نه از یک منظر، که از مناظری بیش‌وکم متفاوت و گاه متعارض.

پیاده‌مداری؛ از پیاده‌راه سازی تا زندگی‌‌پیاده در شهر

«پیاده‌مداری» همواره در سوبرداشتی که حاصل شباهت کلمات است با «پیاده‌راه(سازی)» یکی گرفته می‌شود؛ سوبرداشتی که نتیجه‌ آن برنامه‌ریزی‌های اشتباه در برخی شهرهای کشور و اقدام به طرح‌های موضعی و پرهزینه برای رشد زندگی پیاده در شهر است. این پرونده تلاشی برای معرفی رویکرد «پیاده‌مداری» و رشد زندگی پیاده در شهر و توصیف تمایزهای آن با جنبش پیاده‌راه‌سازی است.
کانال تلگرام