کوبه

اصفهان نصف جهان است: نقدی بر پروژه‌ی مجموعه‌ی کشورهای غیرمتعهد در اصفهان

این مطلب نقدی‌ست بر بنای «مجموعه‌ی سالن‌های اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد»، ایده‌های طراحی آن و نحوه‌ی اجرای این ساختمان در شهر اصفهان.

مذهب آینده‌گرایی (Cult of Futurism)

سرکی کوتاه به سایت دانشکدۀ «سای‌آرک» (Sci-Arch) کافیست تا آدرنالین خون آدم بالا برود. از سای‌آرکی‌ها می‌خواهند که آن‌جا را توصیف کنند، یکی می‌گوید «تخیل فراتر از مرزها»، دیگری می‌گوید «در یک کلمه سای‌آرک یعنی بووووم»، چیزی شبیه به آتش‌بازی که ما با دهان باز و متحیر به آن چشم دوخته‌ایم. رباط‌ها ماکت می‌سازند و دانشجویان طرح‌هایی در باب نقش معماری پازلی در شکل‌گیری اجتماع فراکتال آینده ارائه می‌کنند. هرچند بخشی از تحیر ما ماحصل جادوی تصویر است، تصاویری که برای ما بیرونی‌ها، تحیر و تخدیر می‌سازد، اما انگار در واقعیت هم آن‌جا بازی دیگری در جریان است. حس می‌کنی که چقدر عقب هستی و وقتی در ایران زندگی کنی، می‌گویی «ما کجاییم و آن‌ها کجا»! جمله‌ای که در این روزگار پرحسرت ما، ذیل خیلی از پست‌های تلگرامی که خوبی آن‌ور آبی‌ها را نشان می‌دهد، نوشته می‌شود. چه خاکی باید بر سرمان بریزیم یا کمی رسمی‌تر، چه باید بکنیم؟

رندرهای ام.وی.آر.دی.وی درباره‌ی معماری به ما چه می‌گویند؟

مصورسازی‌های دیجیتال و جاروجنجال‌های تبلیغاتی توخالی، وجوه زشت معماری و توسعۀ شهری را پنهان می‌کنند؛ و رسانه خریدار این‌ها است. طرح پیشنهادی اخیر ام.وی.آر.دی.وی به نام رَوِل پلازا در آمستردام، مثال خوبی است از این پدیده. در آینده‌ای نه‌چندان دور، در آمستردام ساختمانی ساخته خواهد شد که طراحی‌اش را شرکت مشهور ام.وی.آر.دی.وی به انجام رسانده است؛ کوه‌پاره‌ای قابلِ‌سکونت، پوشیده از سبزه . البته به شرطی که قرار باشد تصویر خلق‌شده با کامپیوتر را که طراحان ارائه کرده‌اند باور کنیم. هرچند درواقع، هیچ ساختمانی هرگز عین رندر[۴]هایش نخواهد بود. راست آن است که ساختمان مصور[۵]، یک نشانگان[۶] است. نشانگانی که به‌خوبی نشان می‌دهد رسانه چگونه ساختمان‌ها را با عناصر بصری واهی و نوشته‌های نامربوط بازنمایی می‌کند. ارباب جراید هیچ نمی‌کنند جز پخش‌کردن قاقالی‌لی[۷]های بصری‌ای که دست‌پخت حیله‌گرترین بازیگران عرصۀ برنامه‌ریزی شهری و معماری است.

صومعه‌ی مطالعات معماری ایران

به چه دلیل در دانشگاه تحصیل می‌کنیم؟ بسیاری بدون پرسیدن این سؤال از خود وارد دانشگاه می‌شوند، یا پاسخ‌هایی سرسری می‌دهند که تنها نقابی است بر بر این باور عمومی که «باید درس خواند!». خوشبخت کسی که حداقل رشتهٔ مورد علاقهٔ خود را برگزیند. احتمالاً قرار بوده دانشگاه محل تلاقی «اندیشه» و «تولید» باشد؛ تا مبنای فکری، فلسفی یا تکنیکیِ تولید، تأمین شود. حداقل منطق اقتصادی امروز چنین حکم می‌کند!
کمال کمونه

حرف اول را در معماری پول می‌زند؛ معماری و دانشکده معماری در دهه‌های سی و چهل شمسی

گفت‌وگوی کوبه با کمال کمونه گفت‌و‌گوکنندگان: حسین الماسی ستوده، سیده‌شیرین حجازی، کامیار صلواتی در اردیبهشت‌ماه سال گذشته به‌بهانه پروژه‌ای درسی، از کمال ...

نشست روش‌شناسی مزار‌شناسان در تعیین شخصیت‌های مدفون در بناهای آرامگاهی

موضوع: روش‌شناسی مزار‌شناسان در تعیین شخصیت‌های مدفون در بناهای آرامگاهی سخنران: حجت‌السلام دکتر مهدی فقه جلالی زمان: ۱ خردادماه ۱۳۹۶ ساعت: ۱۰:۳۰ مکا...
کانال تلگرام
اینستاگرام