پروژه Bisate Lodge نمونه منحصر به فرد از یک منظره طبیعی و بدون آسیب ناشی از ساختوساز است؛ ساختمانهای غلاف... ادامه متن
معماری
عنوان این نوشتار شاید واقعبینانهترین توصیف از وضعیت کنونی جامعۀ معماری ایران باشد. بیشک مهمترین تحول و عامل موثر در جامعۀ معماری ایران در پانزده سال اخیر، افزایش بیحساب و کتاب و غیرمسئولانۀ ظرفیت پذیرش دانشجوی معماری بوده است که باعث شده است جامعۀ معماری ایران چندین برابرشدن جمعیت را در مدتی کوتاه تجربه کند. طبیعی است که این افزایش عددیِ بیبرنامه و بیپشتوانه باعث افت و کاهش سواد و سطح دانش دانشجویان و فارغالتحصیلان معماری گشته است. در واقع با نمونۀ بارزی از فداکردن کیفیت آموزشی برای بالابردن کمیت روبهرو هستیم؛ بهگونهای که در حال حاضر درصد بسیار اندکی از جمعیت جامعۀ معماری کشور دارای حداقلهای معمارانۀ لازماند.
ادامه متن
دیوید بایرن، با پیشرفت شغلیاش، از نواختن در CBGB به نواختن در تالار کارنِگی رسید. او میپرسد: آیا این «محل نواختن» است که موسیقی را به وجود میآورد؟ از طبلنوازی در فضای بیرونی تا اپراهای Wagnerian تا عرصهی موزیک راک، او به دنبال کشف تأثیر زمینه و بستر موجود برر خلاقیت و نوآوری در موسیقی است. ادامه متن
تصور اینکه سینما در خلاء شکل بگیرد، دشوار است. بدون وجود صحنه برای خلق فضایی که فیلم روایت میکند، نمیتوانیم از واقعیت بهه دنیای فیلمی که در آن غرق هستیم، سفر کنیم. سینما به عنوان معماری. عنوانی برای تعامل میان سینما و معماری. معماری ذاتی بیان سینمایی و ماهیت سینمایی تجربه معمارانه، دیالوگی پیچیده و اغلب اوقات چندمنظوره بین این دو رشته است. ادامه متن
پیشرفتهای اخیر در علم عصبشناسی به عامل مهم دیگری در تفاوت معماری مدرن اشاره دارند: یکی از دلایل تفاوت معماری مدرن با ساختمانهای قدیم، این بود که بنیانگذاران اصلی آن اساساً دنیا را به حالت «عادی» نمیدیدند؛ یعنی نمیتوانستند ببینند. مغزهای آنها تحت تاثیر آسیبهای جنگ، دگرگون شده بود؛ یا مانند لوکوربوزیه، اختلال مغزیِ ژنتیک داشتند. گرچه نظرات آنها دربارهی «طراحی خوب» نشانگر استعداد، بلندپروازی، و انگیزهی آنها است، اما علاجها و اصلاحات مدنظرشان اشاره به اختلالات مغزی خاصی دارد. ادامه متن
مروری بر ادبیات گردآمده امروزین حول موضوع معماری اسلامی و خاصه مسجد آشکار میکند که در بسیاری از موارد برای بررسی جوانب گوناگون امر، به رویکردهای فلسفی رجوع شده است. با این حال رجوع به فلسفه معمولا نه به عنوان یک چهارچوب زاینده محتوا، بلکه به عنوان ساختاری تبیینی و تئولوژیک، صرفا در جهت تأیید منویات نگارندگان و تثبیت مواضعی است که در بسیاری از موارد، آغشته به تجربه عملی آنها نیز بوده است. چنین وضعیت غیرقابل اطمینانی سبب شده رویکردهای فلسفی به معماری اسلامی، سویهای عملی و قابل استناد برای طراحان در پی نداشته باشد. ابهامزدایی از کارکردهای فلسفه در مطالعه معماری اسلامی سبب شد از دکتر مرضیه پیراوی ونک بخواهیم در شمایل یک درسگفتار به نقد ادبیات موجود بپردازد.
ادامه متن
مسئله کالبد مسجد علیرغم تواتر حضور آن در شهرهای ایرانی و اسلامی، یکی از مهجورترین موضوعات، هم در محافل آکادمیک و هم در مطبوعات معماری است. این وضعیت شاید از اقبال بد جمعیت معماری ایران و اقبال خوش مسجد (به عنوان موضوعی تقریبا انحصاری در این بومزیست) است که به دلیل ریشه دیرین این کالبد در مناطق اسلامی (از غرب چین تا شرق اروپا) منابع خارجی درباره آن اندک و آفت رونوشت از آنها (چون اتفاق معمول درباره خانه، مجتمعها، فضاهای آموزشی و...) محدود شده است. از همین رو است که جز معدود پرداختهای محتوایی که اکثرا در محافل اهل سنت نگاشته شده است، نگاه معمول به این موضوع در دانشگاه و مطبوعات پرداختهای مصداقی و خصوصا نوستالژیک به دوره طلایی امپراتوریهای اسلامی است. مجموعه این دلایل انگیزه تلاشی برای بازاندیشی درباره این مسئله است؛ و این سطور توصیفی بر انگیزه شکلگیری این پرونده متفاوت، موضع تدوینکنندگان آن و شرحی کوتاه بر جایگاه م ادامه متن
امروزه مطالعه، نوشتن و تفکر پیرامون معماری با عنوان «تاریخ و نظریه معماری» شناخته میشود و به عنوان یکی از شاخههای اصلی رشته معماری مورد قبول واقع شده است. دروس «تاریخ معماری» و «تاریخ نظریه معماری» از جمله درسهایی هستند که از این شاخه در چارت دروس تخصصی دانشجویان رشته معماری گنجانده شدهاند. همچنین تاریخ و نظریه معماری میتواند مجال فهم عمیقتر برای مفاهیم و مباحث مرتبط با رشته باشد -در گفتمانهایی که معماری به عنوان سوژه لحاظ می شود. در مورد تاریخ و نظریه معماری میتوان بسیار بیشتر گفت. اما تفسیر ارتباط تاریخ با نظریه زمانی پیچیدهتر میشود که حروف ربط محتمل را لحاظ کنیم: «تاریخ یا نظریه»، «تاریخِ نظریه» یا حتی «تاریخ به مثابه نظری». ادامه متن
در این مقاله به بررسی تاریخچهی این «دیوارکشیها» در قالب نمایش پوپولیستی دولتها مبنی بر نیاز بیشتر به دیوارهای حقیقی و فرهنگی برای مقابله با «مهاجران غیر مجاز» و «تهدیدهای تروریستی» پیش رو میپردازیم. ادامه متن
اگر «نِفار» و «سقّانِفار» را در جوار یکدیگر قرار دهیم و مقابلشان بایستیم؛ بدون در نظر گرفتنِ تزئیناتِ احتمالی، سخت و دشوار خواهد بود دریابیم که کدامیک، نِفار است و کدامیک، سقّانِفار! زیرا میتوان گفت که از حیثِ ساختار و کالبد، عیناً بهمانند هم هستند. جالب آنکه، «سقّانِفار» از نظر ترکیبِ واژگانی، بهمانند همزاد خود، کلمهی «نِفار» را به همراه دارد؛ اما نیرویی، آن را متمایز از نِفارِ شالیزارها میکند؛ تمایزی که فاصلهی جایگاهِ این دو را در بین اهالی تبرستان، از عرش تا فرش قرار میدهد. دلیلش را میتوان با دمیدنِ روحی به نام «سقّا» بر کالبد بیجانِ «نِفار» تفسیر کرد که حیاتی جاودان بدان عطا نمود! گویی سقّا، «روح و معنایِ جانبخشی» بود که به «کالبدِ بیجانِ» نِفار دمیده شد! داستان سقّانِفار، قرابتِ معناییِ قریبی با سرآغازِ سرگذشتِ ما آدمیان دارد! ادامه متن
بیست و ششم آوریل امسال، سی و دومین سالگرد حادثهی هستهای چرنوبیل بود. در این حادثه، انفجار رآکتور [شمارهی] چهارِ نیروگاه هستهای چرنوبیل[1] در اوکراین سبب مرگِ آنیِ 31 نفر، پخش ابرهای رادیواکتیو در دیگر نقاطِ اروپا و تخلیهی زمینهای اطراف نیروگاه به شعاع نوزده مایل شد. اکنون که ۳۲ سال گذشته است، این منظر را از دو جانب تعبیر میکنند: یکی از جانبِ حدود و ثغور فنون مهندسی، و دیگری هراس و ویرانی. به بهانهی سالگردِ فاجعه و باران رادیواکتیوش، ما گذشته، حال و آیندهی معماری چرنوبیل را بررسی کردهایم، تا سرگذشتِ چشماندازی را که سوخته و ویران شده است اما هنوز ممکن است از خاکستر برخیزد ترسیم کنیم. ادامه متن
با پیگیریهای انجام شده، مجموعهی «معماران جهادی» به عنوان سازماندهندهی خدمات و اقدامات معماری و مهندسی در «قرارگاه شهید محمدسعید جعفری (بسیج سازندگی)» مسئولیت یافته است. این قرارگاه مسئول سازماندهی تمامی گروههای جهادی در منطقهی زلزلهزده است. مهندس محمد یاراحمدی، به عنوان نمایندهی انجمن معماران جهادی، در چارت این قرارگاه حکم گرفتهاند. همزمان قرارگاه جهادی امام رضا(ع)، به عنوان همکار مسئولیت تامین تجهیزات، نیروی اجرایی و مصالح لازم برای فعالیت معماری و عمرانی را برعهده گرفته است. مذاکره با مسئولان بنیاد مسکن و دیگر ارگانها ادامه دارد. ادامه متن













