تحریریه سرویس شهرسازی

ریچارد فلوریدا متأسف است

برای سال‌ها ریچارد فلوریدا به ارائه و بیان نظریه‌ی خود در مورد «طبقه خلاق» پرداخت، اما جدیدترین اثر او اقراری است به‌اشتباه بودن این نظریه.فلوریدا یکی از تأثیرگذارترین متفکران حوزه شهر پس از جنگ جهانی دوم است. اکنون او به همه اعلام می‌کند که اغلب تصوراتش در مورد شهر اشتباه بوده است.

یادداشت‌هایی در باب اوربانیسم: لوفور، کاستلز-آلتوسر و مارکس

وجه اشتراک بین عقاید لوفور، آلتوسر و کاستلز این است که ایدئولوژی در سیتی کارکرد دارد. بااین‌همه، سیتیِ لوفور و کاستلز کاملاً با یکدیگر متفاوت است.لوفور استدلال می‌کند که فضا سیاسی است و تولید فضا را می‌توان به تولید هر کالای به خصوصی تشبیه کرد. بنابراین برای او، آن چیزی که بدان نیاز است نه ایجاد یک علم بلکه فهم این است که فضا چگونه ساخته و تصاحب می‌شود. لوفور به مفهومِ هژمونیِ گرامشی اشاره و هم‌زمان شیوه‌هایی را تبیین می‌کند که در آن‌ها فضا برای سلطهِ طبقهِ ستمگر ابزارسازی می‌شود. در کنار این، امر شهریِ لوفور متشکل است از ۳ مفهوم: فضا، زندگی روزمره و بازتولیدِ روابطِ سرمایه‌داری.

بازگرداندن شهر به مردم | احیای فضای مرده مسکن مهر شاهرود به همت دانشجویان معماری

اگر بخواهم از مشاهداتم در روز رویداد بگویم در پرده اول شور و هیجان و نشاط و خنده‌ای بود که فضا را پرکرده بود. در پرده دوم ارتباطات بین نسلی از گروه‌های مختلف سنی، فرزند، پدر، مادر، نوه، پدربزرگ و مادربزرگ. بازی‌هایی که برای کودکان انتخاب‌شده بودند اکثراً بازی‌های حرکتی بود که کودکان شهرک و اکثر کودکان امروزی که در آپارتمان‌های محدود زندگی می‌کنند و در فضای مجاور محل سکونتشان به فضاهای بازی مناسب و امن از حضور خودرو دسترسی ندارند برایشان فرصت مغتنمی بود تا ساعاتی را در کنار هم با تحرک و هیجان و شادی در فضای واقعی سپری کنند. اما در پرده دیگری که پشت این جلوه‌ها قرار داشت و بسیار لذت‌بخش بود تجربه مشارکت و کار گروهی بود. کار گروهی دانشجویان باهم و مشارکت با مردم و مسئولین. هر فرد و گروهی گوشه‌ای از این حرکت را به عهده گرفت و در ایجاد این شادمانی افراد زیادی سهم داشتند. این اقدام یک حرکت در راستای فرهنگ‌سازی همکاری گروهی و مشارکتی شهروندان هم بود. اگر بخواهم از مشاهداتم در روز رویداد بگویم در پرده اول شور و هیجان و نشاط و خنده‌ای بود که فضا را پرکرده بود. در پرده دوم ارتباطات بین نسلی از گروه‌های مختلف سنی، فرزند، پدر، مادر، نوه، پدربزرگ و مادربزرگ. بازی‌هایی که برای کودکان انتخاب‌شده بودند اکثراً بازی‌های حرکتی بود که کودکان شهرک و اکثر کودکان امروزی که در آپارتمان‌های محدود زندگی می‌کنند و در فضای مجاور محل سکونتشان به فضاهای بازی مناسب و امن از حضور خودرو دسترسی ندارند برایشان فرصت مغتنمی بود تا ساعاتی را در کنار هم با تحرک و هیجان و شادی در فضای واقعی سپری کنند. اما در پرده دیگری که پشت این جلوه‌ها قرار داشت و بسیار لذت‌بخش بود تجربه مشارکت و کار گروهی بود. کار گروهی دانشجویان باهم و مشارکت با مردم و مسئولین. هر فرد و گروهی گوشه‌ای از این حرکت را به عهده گرفت و در ایجاد این شادمانی افراد زیادی سهم داشتند. این اقدام یک حرکت در راستای فرهنگ‌سازی همکاری گروهی و مشارکتی شهروندان هم بود.

طرح شدیدتر از LEZ در لندن اجرایی می‌شود؛ تهران هنوز اندر خم یک کوچه

شهردار لندن در یک اقدام جسورانه و با عبور از طرح موسوم به «مناطق کم‌انتشار آلاینده (LEZ)» بنا دارد با اجرای نسخه «Ultra» از بهار ۲۰۱۹، ابرمحدودیت‌های ترافیکی بر...

۵ نکته مهم در طرح بازآفرینی شهری از نظر کمال اطهاری

در بازآفرینی شهری(امید) جای ۵ مقوله خالی است. مواردی که در ادامه می‌آید باید مورد توجه قرار گیرد تا این طرح ملی بدرستی انجام شود و دولت هم بتواند به اهداف خود برسد. بی‌توجهی به نکاتی که حایز اهمیت است باعث می‌شود طرح بازآفرینی شهری ابتر بماند.

اتوبوس‌های بی.آر.تی و حقی که ضایع می‌شود!

چندی است که دیگر هیچ لذتی از سوار شدن بر اتوبوس های BRT نمی برم! دلیل این موضوع نه شلوغی اتوبوس ها در ساعات صبح و عصر و وارد شدن انواع فشارها به نقاط مختلف فیزیک مسافرین، نه خرابی برخی پله برقی ها و خستگی بالا و پایین رفتن از پله های پل های عابر پیاده آن، نه بوی نامطبوع برخی اتوبوس های خط و نه چیز دیگری از این قبیل است.

میدان خاطرات فراموش‌شده … | مروری بر پروژه احیای میدان مشق، به‌عنوان نمونه‌ای از تلاش برای احیای فضاهای جمعی خاموش‌شده

نویسنده: عاطفه مهدوی | دانشجوی کارشناسی ارشد معماری منظر، دانشگاه تهران ازآن‌جاکه فضای جمعی حیات خود را از حضور مردم می‌گیرد، شکل‌گیری آن امری فرمایشی نیست ...

پاگردی برای شهر: یک روایت شخصی از میدان جلفا

آدم‌ها حتی همدیگر را نمی‌شناختند. برای اولین بار آن‌جا هم‌کلام می‌شدند، صمیمی می‌شدند و اعتماد می‌کردند. شاید چون تعداد نیمکت‌ها برای آن جمعیت کم بود، مردمی که با هم غریبه بودند روی سکوها کنار هم می‌نشستند. کافه‌ها و فضاهای سربسته برای دور هم نشستن طوری که بتوان در حین گفت‌‌گو به چشم ها نگاه کرد زیاد نبودند، البته که تعداد کافه بروها هم آنچنان چشم‌گیر نبود؛ بنابراین آدم‌هایی که حتی همدیگر را نمی‌شناختند آن‌جا هم‌کلام می‌شدند، اعتماد می‌کردند و صمیمی می‌شدند. دوباره می‌آمدند. وقتی بازمی‌گشتند بعضی‌ها را می‌شناختند؛ تعداد تکراری‌ها کم نبود.
کانال تلگرام
اینستاگرام