اصفهان

اصفهان نصف جهان است: نقدی بر پروژه‌ی مجموعه‌ی کشورهای غیرمتعهد در اصفهان

این مطلب نقدی‌ست بر بنای «مجموعه‌ی سالن‌های اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد»، ایده‌های طراحی آن و نحوه‌ی اجرای این ساختمان در شهر اصفهان.

«رفتن» یا «ماندن»؛ نگاهی به تردد و مکث در پل‌های تاریخی اصفهان

امروز حرف زدن از پل‌های تاریخی اصفهان، تنها به معنای گفتن از یک بنای تاریخی، ویژگی‌ها و تزیینات آن نیست که در گذشته ساخته شده و کارکرد موزه‌ای پیدا کرده‌ باشد. این پل‌ها روزگاری راه‌های خارج از شهر محسوب می‌شد و امروز در وسط آن قرار دارد و رفت‌وآمد از روی آنها بخشی از زندگی روزمره شهروندان اصفهانی است. اما رفت‌وآمد تنها کارکرد پل‌ها نیست؛ علاوه بر آن اتفاقات دیگری نیز در حاشیه‌ی این آمد و شد رخ می‌دهد که باعث شده پل‌ها فراتر از معبر، یک عرصه‌ی شهری پویا و فعال باشند. عرصه‌ای شهری که کالبدی تاریخی دارد اما  محل تعاملات اجتماعی و رویدادها جمعی نوین است. این نوشته روایتی است از آنچه در سه پل خواجو، جویی و سه‌وسه پل رخ می‌دهد و آنها را تبدیل به یک عرصه‌ی شهری پویا و فعال کرده‌است.

دلبستگی‌های شیخ‌ بهایی به ریاضیات و معماری: آیا شیخ‌ بهایی معمار بود؟

کشـکول، کتابی است تألیف «شیخ بهایـی» که آن را در سنین شصت سالگی خویش به انجام رساند؛ و آن، مجموعه‌ی گران‌سنگی است از علوم و معارف مختلف که آیینه تمام‌نمای افکار و گرایش‌های باطنی و معلومات مؤلف است. دقیق شدن در این تألیف و یادکردی که شیخ بهایی از علوم مختلف در آن دارد، می تواند بر درستی احاطه‌ی او بر آن علوم گواه باشد. نگارنده را سعی بر آن بوده است که در پی دلبستگی‌های مؤلف به دانش ریاضیات و معماری در کشـکول برآید و با بررسی دقیق این موارد، رأیی بر درستی نامیدن مقام شیخ بهایی به عنوان ریاضیـدان یا معمـار صادر کند. نتیجه‌ی چنین مداقه‌ای، بر درستی عنوان و مقام نخست (ریاضیـدان) گواهی دهد و عنوان و مقام دیگر (معمـار ) را کمرنگ سازد.

پاگردی برای شهر: یک روایت شخصی از میدان جلفا

آدم‌ها حتی همدیگر را نمی‌شناختند. برای اولین بار آن‌جا هم‌کلام می‌شدند، صمیمی می‌شدند و اعتماد می‌کردند. شاید چون تعداد نیمکت‌ها برای آن جمعیت کم بود، مردمی که با هم غریبه بودند روی سکوها کنار هم می‌نشستند. کافه‌ها و فضاهای سربسته برای دور هم نشستن طوری که بتوان در حین گفت‌‌گو به چشم ها نگاه کرد زیاد نبودند، البته که تعداد کافه بروها هم آنچنان چشم‌گیر نبود؛ بنابراین آدم‌هایی که حتی همدیگر را نمی‌شناختند آن‌جا هم‌کلام می‌شدند، اعتماد می‌کردند و صمیمی می‌شدند. دوباره می‌آمدند. وقتی بازمی‌گشتند بعضی‌ها را می‌شناختند؛ تعداد تکراری‌ها کم نبود.

بستِ توحیدخانه: نمونه‌ی مترقی به رسمیت شناختن فضای اعتراض عمومی

بستِ توحیدخانه: نمونه‌ی مترقی به رسمیت شناختن فضای اعتراض عمومی در ادوار مختلف تاریخ و در فرهنگ‌های مختلف پاسخ‌های متمایزی به این نیاز داده شده است. فضای بست ...
تهران، ۱۹۲۴-۱۹۲۵

عکس‌های هوایی بی‌نظیر از شهرهای ایران و خاورمیانه در دهه ۳۰ میلادی

والتر میتلهوزر، هوانورد پیشرو و یکی از مؤسسان سویس‌ایر به عکاسی هوایی علاقه‌ی بسیار داشت. کتابی که به تازگی انتشار یافته حاوی عکس‌های هوایی‌است که او در دهه‌ی ۱۹۳۰ از شهرهای افریقایی و خاورمیانه‌ای از کاسابلانکا تا قاهره و اصفهان و تهران و بوشهر گرفته است.  

دموکراسی علیه تخصص؛ شوراها در تهران، مشهد، تبریز، اصفهان و شیراز

پیشگفتار شوراهای اسلامی شهر و روستا علیرغم سابقه‌ای به قدمت نخستین قوانین مدون شهری در ایران در شکل نوین خود یکی از جدیدترین نهادهای حکمرانی در ایران به شمار م...
کانال تلگرام
اینستاگرام