نویسنده: روناک حسینی | دانشجوی دانشگاه تکنیک وین در ابتدای قرن بیستم، با پیدایش کارخانهها و افزایش تعداد کارگران، هیچگونه... ادامه متن
معماری
مسکن مهر اسلام آباد غرب، مسکن مهر گلستان بجنورد و مسکن مهر ورزقان تنها سه مصداق برای نمود تحقق وعدههای داده شده در برای مهرورزی و خدمت به بندگان خدا هستند. اهدای چهار دیوارِ ناقابل که روزی سنگی بر گور خریداران خانه خواهد شد. خوابگاه یا مسکن، این دو واژه در تعریف و برقراری امنیت با هم فرقی ندارند. سقفی که قرار است بریزد چه در خوابگاه باشد یا مسکن، ساده و بنیادیترین اصل سکونتگاه را زیر سوال میبرد، در چنین وضعیتی است که آسمان سقفی امنتر و بیمنتتر از تمامی این سرمایههایی هستند که با پز و افتخار امروز به هیئت تلی از آوار و ترک درآمدهاند. ادامه متن
پروژهی خانهي فرفری پروژهای برای ساخت خانههای کمهزینه برای زلزلهزذگان منطقهی سیچوان چین بطراحی شده است. این طرح بر مبنای مدول واحدی شکل میگیرد که از چرخش آن حول محورهای معینی فضاهای خانه تولید میشوند. در این نوشته به بررسی ویژگیها و سومندیهای این طرح میپردازیم. ادامه متن
در خیابان ولیعصر، کمی بالاتر از تقاطع طالقانی، سالهاست که ساختمانی با یک برآمدگی منحنی شکل رو به خیابان و شیشههایی که در بخشهایی شکسته شدهاند، متروکه رهاشده است. در قلب شهر تهران، در مجاورت چندین دانشگاه، پارک و سالنهای تئاتر. این ساختمان، سینما رادیوسیتی تهران است. یکی از سینماهای ممتاز پیش از انقلاب. گذر سالها و متروکه ماندنش هم باعث نشده که تخریب شود. سینما رادیو سیتی در جدال بین فراموشی و یاد، همچنان در ذهن شهر است. ادامه متن
نویسنده: جان متکالفه[1] مترجم: شهاب الدین تصدیقی| دانشجوی مطالعات معماری ایران، دانشگاه تهران آیا «پایداری زیستمحیطی» متکی بر قارچی زبالهخوار... ادامه متن
تصور اینکه سینما در خلاء شکل بگیرد، دشوار است. بدون وجود صحنه برای خلق فضایی که فیلم روایت میکند، نمیتوانیم از واقعیت بهه دنیای فیلمی که در آن غرق هستیم، سفر کنیم. سینما به عنوان معماری. عنوانی برای تعامل میان سینما و معماری. معماری ذاتی بیان سینمایی و ماهیت سینمایی تجربه معمارانه، دیالوگی پیچیده و اغلب اوقات چندمنظوره بین این دو رشته است. ادامه متن
بازدید از باغموزهی قصر در هنگام برپایی برنامههایی چون «طهران در قصر» هیچ نوعی از آگاهی را دربارهی تاریخ تهران و فرهنگ آن به بازدیدکننده نمیدهد. هیچ فضای طراحیشدهای یا برنامهی مشخصی که مربوط به معرفی تهران قدیم باشد در این برنامهها وجود ندارد، هیچ راهنمایی نیست، و هیچ هدفگذاری مشخصی را نمیتوان در برپایی این بساط ردیابی کرد. «طهران» تنها برندی پوچ، بیمعنا، بیتاریخ و بیمحتواست برای فروش بهتر «کباب بناب» و «نانبرنجی کرمانشاه»؛ نه چیزی بیش از این. باید یادآوری کرد که متولی برگزاری چنین برنامههایی «معاونت امور فرهنگی و اجتماعی شهرداری»ست؛ نهادی که شرح وظایف آن قاعدتاً باید با نام آن همخوان باشد. ادامه متن
به گفته معمار این اثر، پروژه سایبان مردم معماری برای رویدادها و معماری به عنوان رویداد است. این مبلمان شهری سایبانهای جمع شوندهای هستند که قابلیت این را دارند که مردم همانند دوچرخه بر آن سوار شوند، در طول شهر جابجا شوند، در طول خیابان گسترده شوند و ارتباط فضاهای منفصل را با یکدیگر برقرار کنند. سایبان مردم دارای سقف قابل گسترش با ارتفاع دو طبقه است که بر روی ۱۰ چرخ با صندلی قرار گرفته است. ادامه متن
هنر واسیلی کاندینسکی رابطه بین رنگ و ناظرانش را کاوش کرد. او با پذیرش رنگ به عنوان ناقل اولیهي بیان، از خاکستریها، قهوهایها و سیاههای کوبیسم اجتناب کرد. بنابراین در عمل او نقاشی را از نیاز به ترسیم یک کاملا جدا کرد. هدف هنر کاندینسکی این بود که موسیقی را در وسیلهای پلاستیکی تسخیر کند، تا همان احساساتی را برانگیزد که یک قطعه موسیقی میتواند از طریق سایهها و رنگها مولد باشد. ادامه متن
بارها و بارها شنیدهایم که در هنگام ظهور حضرت قائم (عج) این سخن میان شیعیان شایع میشود که گویی ایشان دین جدیدی را با خود آورده است. چنین تلنگری همیشه ما را به این حیرت وا میدارد که مگر میان مسلمانی ما و آنچه در نزد امام معصوم است، چه فاصله معناداری میتواند وجود داشته باشد. نگاهی به آیات و احادیثی تا این حد صریح و واضح و اختلاف آن با آنچه در نزد ما به عنوان معماری مسجد رایج است و مقدس شمرده میشود، میتواند آشکارکننده بخشی از آن اختلاف پنهان باشد. برای نگارندگان این پرونده نیز که دانش آموختگان معماری و دلبستگان هنر این سرزمیناند، زیر سوال رفتن آثار فاخر معماری ایران در منظر نصوص دینی امری خوشایند نیست، اما جز آگاهی در انتظار ما نیست.
ادامه متن
باغ و منظر ایرانی تبلوری از فرهنگ و هویت ماست و آن آرامشی که در قدم زدن در یک باغ ایرانی احساس میشود، میوه همین درخت هویت است؛ قدمتش به قدمت فرهنگ مدون ایرانی است و قامتش به قامت سروها. صورتش نیز ممثّل نوری از انوار بهشت است و زیر سایه اسم جنات بهشتی نهرها در آن جاریست. هم تمام حواس ظاهر رهگذران را به خود مشغول میدارد و هم مخاطبان را به دور از شواغل دنیوی و با احساس حواس باطن بر مرکب خیال مینشاند و به عالم معنا عزیمت میدهد. ادامه متن
روایت شوشترنو، برای معماران، میتواند دریچهای باشد به بازنگری، مطالعه و تفکر در راستای پاسخگویی به پرسشهایی از این دست تا بیش از پیش آگاه شویم کجا ایستادهایم، تا تکلیفمان کمی روشنتر شود با جایگاه [پیشه / رشته] معماری، میزان اثرگذاری و اثر پذیری آن و نقش و مسئولیت معمار نسبت به بسیاری از مسائل! ادامه متن













