مسابقه دلچهویتا که با نوع طرح مسئلهی خود توجه به سازماندهی داخلی را میطلبید با استقبال زیادی از نسل جوان معماری ایران مواجه شد و کمیت و کیفیت بالای طرحها نویدبخش ظهور پربارِ نسل بعدی معماری معاصر ایران است. بیشتر پروژههایی که در رتبههای بالای (حدود 30 طرح فینالیست) قرار گرفتند دارای خصوصیات مشترکی بودند که سعی میکنم در این نوشته کوتاه آنها را ذکر کنم: ادامه متن
معماری
باغ ایرانی چون شعری است که پیشتر بارها خوانده شده است و با این حال بازخوانیاش را میتوان روحبخش یافت که غبار عادت بر صورتش نمینشیند و تماشایش را مخدوش نمیکند.قدمت باغ در ایران بسیار است و آوازه شکوه و زیبایی آن از دیرباز به فراتر از جغرافیای سرزمین ایران رسیده است. استاد کریم پیرنیا که سالها به مطالعات معماری و معماری منظر ایران پرداخته، با اشاره به قدمت این باغها معتقد است ایرانیان از دیرباز به ساختن باغها و باغچه در حیاطها و دور و بر بناها علاقه خاصی داشتهاند. با این وجود باغ که از روزگار دیرین در فرهنگ و تمدن ایرانی اهمیت و جایگاه مهمی داشته و یکی از مفاهیم بنیادین مباحث اجتماعی، فرهنگی و طبیعی این سرزمین به شمار میرفته است و امروزه نیز به صورتهای مختلف در ادبیات، معماری و شهرسازی ایرانیان حضور دارد، متاسفانه از جایگاه درخور شأنی در طرحهای منظر معاصر کشور برخوردار نیست.ادامه متن
نویسنده: جاناتان ولز[۲]؛ مترجم: الیاس کهنسال «در برایتون، ما تختهای پزشکی را در وسط اتاق [رختکن] گذاشتیم تا بازیکنان آسیبدیده... ادامه متن
آرون بتسکی در این متن با اشاره به زندگی شخصی لویی کان به معضل گسترده در حرفهی معماری یعنی تعرض جنسی در محیط آکادمیک و دفاتر معماری میپردازد. وی با اشاره به اینکه توجه به این مسائل میتواند از ارزشهای معماریانهی آثار معماران جا باشد، زنان معمار را به بازگویی ناگفتههای خود از تعرضات جنسی که در محیط کار یا آکادمیک متحمل شدهاند فرامیخواند. ادامه متن
موزهی گوگنهایم بیلبائو بیست سال قبل، در اکتبر سال ۱۹۹۷ افتتاح شد و این روزها در حال برگزاری جشن... ادامه متن
ساختمان پست مرکزی تبریز یکی از نمونههای شاخص معماری مدرنیستی رایج در پهلوی دوم است که با نمای شیشهای و بتنی عریانش، برای سالهای طولانی به عنوان نشانهای شهری در خیابان ارتش جنوبی تبریز ایفای نقش میکرد. فرمپردازی، مصالح، اجرا و موقعیت ممتاز این ساختمان، آن را به حق جزو آن دسته از بناهای مدرن قرار میدهد که نیازمند حفاظت و قرارگیری در ذیل عنوان «میراث معماری مدرن» هستند. با این حال پس از بیتوجهی به مرمت اصولی نمای بتنی و سطوح شیشهای ساختمان، اینک مدتی است که تغییرات سوالبرانگیزی بر روی آن در حال اعمالشدن است. از رنگ کردن سطوح بتنی گرفته تا نصب بیلبوردهای تبلیغاتی، بنرها و تبدیل فضای داخلی و یکی از طبقات آن به خردهفروشیها و بازارچهای با کارکردی مغایر عملکرد اصلی ساختمان.ادامه متن
نویسنده: علیرضا تغابنی/ معمار در نخستین سخنرانی همایش «نقش مسابقات در پیشبرد معماری» که در زمستان سال ۱۳۹۱ توسط فصلنامهی... ادامه متن
بلندترین قبرستان عمودی جهان «ما یکبار بر فراز دیگران زندگی میکنیم، یکبار بر فراز دیگران هم میمیریم…اما با چشماندازی دیدنی…»... ادامه متن
این مقاله که توسط دیوید نیوستین و کریس مورتلاک از شرکت طراحی Otherothers نوشتهشده به دنبال کشف یک پارادوکس کلیدی در دوسالانه ونیز 2016 است: عدم وجود ارتباط بین موضوعاتی که در معرض نمایش عمومی قرار گرفته و جغرافیای دوسالانه ونیز. دانش جویان دانشگاه فنآوری سیدنی در نقشههایی که تهیهکردهاند، راههای جدیدی برای گشتوگذار در دوسالانه با در نظر گرفتن رویکرد آلخاندرو آراونا ارائه میکنند. ادامه متن
لوکوربوزیه با نام اصلی شارل ادوارد ژانره در ۶ اکتبر ۱۸۸۷ متولد شد و در ۲۷ اوت ۱۹۶۵ درگذشت. این معمار، طراح، شهرساز، نویسنده و نقاش سوئیسی یکی از اولین پیشگامان معماری مدرن و سبک بینالمللی است و بسیاری از بناهای مشهور جهان با تأثیر از سبک معماری او ساختهشدهاند. او یکی از مهمترین معماران تاریخ معماری جهان است. مردی که با اصول پنجگانهاش و تعریف واحدهای زیستی در مجتمعهای مارسی و برلین، نگاه جهان را به شیوه ساخت خانه و شهرسازی شهرها تغییر داد. ادامه متن
بیست و ششم آوریل امسال، سی و دومین سالگرد حادثهی هستهای چرنوبیل بود. در این حادثه، انفجار رآکتور [شمارهی] چهارِ نیروگاه هستهای چرنوبیل[1] در اوکراین سبب مرگِ آنیِ 31 نفر، پخش ابرهای رادیواکتیو در دیگر نقاطِ اروپا و تخلیهی زمینهای اطراف نیروگاه به شعاع نوزده مایل شد. اکنون که ۳۲ سال گذشته است، این منظر را از دو جانب تعبیر میکنند: یکی از جانبِ حدود و ثغور فنون مهندسی، و دیگری هراس و ویرانی. به بهانهی سالگردِ فاجعه و باران رادیواکتیوش، ما گذشته، حال و آیندهی معماری چرنوبیل را بررسی کردهایم، تا سرگذشتِ چشماندازی را که سوخته و ویران شده است اما هنوز ممکن است از خاکستر برخیزد ترسیم کنیم. ادامه متن
فریب عکسها را نخورید، من در «شوشتر نو» زیستهام!
زمینهگرایی علیه زمینه: نقد پروژه «شوشتر نو»، اثر «کامران دیبا» که در معرض تخریب قرار گرفته است
اخبار جدید از شورش رادیکال ساکنین شوشتر نو علیه کالبد آن، بهانهای برای تحلیل پروژه از موضع ذینفعان و ساکنین آن است؛ کاربرانی که همواره در تحلیلها نادیده انگاشته شدند یا به دلیل عدم سپاسگذاری در برابر این اثر مورد طعن و کنایه بودهاند. نگارندهی این جستار انتقادی از قضا در این پروژه زیسته و شرایط آن را به صورت ملموس تجربه کرده است. ادامه متن













