مترجم: الیاس کهنسال زمانی که از تمدن اسلامی صحبت میکنیم، معمولاً به دورانی طلایی که مدتها فراموششده اشاره میکنیم بدون... ادامه متن
معماری
دیوید بایرن، با پیشرفت شغلیاش، از نواختن در CBGB به نواختن در تالار کارنِگی رسید. او میپرسد: آیا این «محل نواختن» است که موسیقی را به وجود میآورد؟ از طبلنوازی در فضای بیرونی تا اپراهای Wagnerian تا عرصهی موزیک راک، او به دنبال کشف تأثیر زمینه و بستر موجود برر خلاقیت و نوآوری در موسیقی است. ادامه متن
از عهد کهن و در سراسر جهان، حمامهای بخار و گرمابهها در حیات اجتماعی ایفاگر نقش بودهاند: بستری که در آن کاربرانی از هر طبقهی اجتماعی عریان میشدند و این بستر بزنگاهی غنی برای معماران فراهم میکرد. در این متن نگاهی داریم به سنتهای معطوف به حمامهای عمومی در جهان. ادامه متن
این مستند به بازخوانی واقعهای میپردازد که طی آن ساختمان ۸ طبقه «رانا پلازا» در داکا پایتخت بنگلادش فروریخت. در این حادثه ۱۱۳۸ نفر جان خود را ازدستداده، صدها نفر زخمیشدند و جستوجو برای نجات احتمالی کارگران از زیر آوار و بیرون کشیدن اجساد تا یک ماه به طول انجامید. در این ساختمان تعدادی کارگاه تولید پوشاک، یک بانک، چند آپارتمان مسکونی و مغازه قرار داشت. هشدار ناامنی ساختمان و احتمال ریزش آنیک روز قبل اعلامشده بود اما صاحبان کارگاههای پوشاک از تعطیل کردن کارگاهها خودداری کردند و بهاینترتیب مرگبارترین حادثه صنعتی در حوزه پوشاک و مرگبارترین حادثه ریزش ساختمان به وقوع پیوست. ادامه متن
قرار است پلاسکو خراب شود. پیش از آن فراخوانی داده شده تا هر کس خاطراتش را در مورد پلاسکو بنویسد و عکسهایش را بفرستد. شمارهای از مجلۀ «آنگاه» نیز به پلاسکو میپردازد. روز موعد میرسد و مردم، بزرگان و روزنامهچیها همه جمعاند. پس از نطق غرای فلان نویسنده و صحبت در مورد طرح جایگزین توسط شهردار، پلاسکو منفجر میشود تا فردایش نوعروسی جایگزین آن شود. این داستان میتوانست حکایت مرگی طبیعی برای این پیر بلند قامت باشد. یا شاید این یکی داستان بهتری است: اگر علم کمیاب مرمت معماری معاصر میبود، پلاسکو چند صباحی از زیر بار کار رها میشد، زگیل کولرها را از بدنش میکندند، دیوارهایش را بر میداشتند و پلاسکو به عنوان سمبل ایران مدرن بازسازی و بازمتولد میشد. استیلهای جدید جای فولادهای قدیم اش را میگرفت و فروشگاههای مدرن جای قدیمیها مینشست. اینجا پلاسکو حیات دوباره میجست. ادامه متن
مصورسازیهای دیجیتال و جاروجنجالهای تبلیغاتی توخالی، وجوه زشت معماری و توسعۀ شهری را پنهان میکنند؛ و رسانه خریدار اینها است. طرح پیشنهادی اخیر ام.وی.آر.دی.وی به نام رَوِل پلازا در آمستردام، مثال خوبی است از این پدیده. در آیندهای نهچندان دور، در آمستردام ساختمانی ساخته خواهد شد که طراحیاش را شرکت مشهور ام.وی.آر.دی.وی به انجام رسانده است؛ کوهپارهای قابلِسکونت، پوشیده از سبزه . البته به شرطی که قرار باشد تصویر خلقشده با کامپیوتر را که طراحان ارائه کردهاند باور کنیم. هرچند درواقع، هیچ ساختمانی هرگز عین رندر[۴]هایش نخواهد بود. راست آن است که ساختمان مصور[۵]، یک نشانگان[۶] است. نشانگانی که بهخوبی نشان میدهد رسانه چگونه ساختمانها را با عناصر بصری واهی و نوشتههای نامربوط بازنمایی میکند. ارباب جراید هیچ نمیکنند جز پخشکردن قاقالیلی[۷]های بصریای که دستپخت حیلهگرترین بازیگران عرصۀ برنامهریزی شهری و معماری است.ادامه متن
نویسنده: دسپینا استراتیگاکوس| نویسندهی کتاب «زنان معمار کجا هستند؟» مترجم: نیلوفر رسولی| دبیر سرویس ترجمان برخلاف حضور مؤثر زنان در مدارس... ادامه متن
استعداد کاس گیلبرت در ترکیب سبکهای طراحی داخلی مدرن و تکنولوژی روز زمانبا سبکهای کلاسیک بود. گیلبرت ساختمانهای زیادی راراز جمله ساختمان کنگره ایالتهای مینسوتا، ویرجینیای غربی، و ارکانساس را با بهرهگیری از همین شیوه طراحی کرد و معماری نئوکلاسیک را در دل ایالات متحده گسترش داد.به بهانهی سالگرد تولد گیلبرت نگاهی داریم به زندگی و آثار او. ادامه متن
مترجم: شهابالدین تصدیقی | دانشجوی مطالعات معماری ایران. دانشگاه تهران. مقدمهی دبیر پروندهی معماری پایدار: ساختمانهای سبز تا پیش از... ادامه متن
چطور یادمانهایی بسازیم که باعث شوند جنایتهای گذشتگانمان را به یاد بیاوریم یا فراموش کنیم؟ جنبش ضدیادبود در پی پاسخ به همین سوال شکل گرفت؛ جنبشی که با ضد خاطره و مذمت سروکار داشت نه خاطره و بزرگداشت. این نوشته، دربارهی ضد یادبودها و دلالتهای آنهاست؛ از کته کلوویتز تا ستونی که به تدریج در خاک فرو میرود. ادامه متن
اگر بالا و پایین شهر یکی شود، و اگر فقیر و پولدار، متخصص و کارگر و خیلی متضادهای دیگر مجبور شوند در یک جا خانه بسازند و کنار هم زندگی کنند چه پیش خواهد آمد؟ طرحی که گروه معماری فرانسوی برای مسابقهی شهرداری پاریس ارائه کرده، کنایهای جالب را در قالبی طراحانه بیان کرده است. آنها خانههای پاریس را به چند تیپ مشخص تقسیم کرده و همه را در مجتمعی یکپارچه گرد هم آوردهاند. سقفهای شیروانی و صاف، نماهای پرکار و ساده، ساختمانهای چند طبقه و کوتاه و کلی پارادوکس دیگر در یک حجم عجیب جا گرفتهاند. اگرچه معمارها سعی کردهاند با همباد کردن سطوح و استفاده از گیاهان کمی این مجتمع را منسجمتر جلوه دهند، اما کماکان حرف اصلی این کار را تفاوتهای فاحش و طنزآمیز آن میزنند. ادامه متن
شما بهعنوان یک معمار حرفهای در فعالیت روزانهی خود با چالشهای مختلفی مواجه هستید: مدیریت مشتریان، همکاران و پیمانکاران، فراگیری دانش مرتبط با آخرین نرمافزارها و تکنولوژیهای معماری، تهیهی پیشنویس برنامهریزیها و کارهای اداری. باوجود همهی این کارها اگر خوششانس باشید در این میان سفارشهای طراحی هم خواهید داشت. از سوی دیگر با رونق ساخت مجتمعهای ساختمانی برنامهی زمانی پروژهها روزبهروز کوتاهتر و فشردهتر میشوند و شما باید برای هماهنگی با این پروسهی پرشتاب بیشتر ساعتهای روز را مشغول کار باشید درحالیکه میتوانید با استفاده از چند راهکار متفاوت هوشمندانهتر عمل کنید و از ساعتهای باقیماندهی عمرتان لذت ببرید. ادامه متن













