موضوع کشاورزی شهری موضوعی با سابقه و تنوع بسیار است. توجه به این موضوع و انواع آن میتواند محمل خوبی... ادامه متن
تصور اینکه سینما در خلاء شکل بگیرد، دشوار است. بدون وجود صحنه برای خلق فضایی که فیلم روایت میکند، نمیتوانیم از واقعیت بهه دنیای فیلمی که در آن غرق هستیم، سفر کنیم. سینما به عنوان معماری. عنوانی برای تعامل میان سینما و معماری. معماری ذاتی بیان سینمایی و ماهیت سینمایی تجربه معمارانه، دیالوگی پیچیده و اغلب اوقات چندمنظوره بین این دو رشته است. ادامه متن
موسسه AIA مدال طلای سال ۲۰۱۸ خود را به معمار جیمز استوارت پولشک، معمار ارشد و شریک شرکت معماری Ennead اعطا کرد. این مدال... ادامه متن
در این مطلب بهنقد و بررسی معماری داخلی Stranger Things، سریال جدید نتفلیکس، میپردازیم که یک درام/ترسناک شگفتانگیز است. با ما همراه باشید. ادامه متن
پانزده پروژهی نهایی بر مبنای رویکرد استفادهی مجدد از بناهای قدیمی توسط گروه داوری مجلهی «آرکیتکچرال ریویو» از میان پروژههای دریافتی از سرتاسر جهان اعلام شدند. این جایزه از نمودهای خلاقانه در استفادهی مجدد و تغییر کاربری بناهای قدیم تجلیل میکند. پروژههایی که علاوه بر حفظ روح غضا با کاربری معاصر خود را به خوبی تطبیق داده باشند. شرح کامل پروژهها و جزییات هر طرح در آینده اعلام خواهد شد. ادامه متن
ساختمان پست مرکزی تبریز یکی از نمونههای شاخص معماری مدرنیستی رایج در پهلوی دوم است که با نمای شیشهای و بتنی عریانش، برای سالهای طولانی به عنوان نشانهای شهری در خیابان ارتش جنوبی تبریز ایفای نقش میکرد. فرمپردازی، مصالح، اجرا و موقعیت ممتاز این ساختمان، آن را به حق جزو آن دسته از بناهای مدرن قرار میدهد که نیازمند حفاظت و قرارگیری در ذیل عنوان «میراث معماری مدرن» هستند. با این حال پس از بیتوجهی به مرمت اصولی نمای بتنی و سطوح شیشهای ساختمان، اینک مدتی است که تغییرات سوالبرانگیزی بر روی آن در حال اعمالشدن است. از رنگ کردن سطوح بتنی گرفته تا نصب بیلبوردهای تبلیغاتی، بنرها و تبدیل فضای داخلی و یکی از طبقات آن به خردهفروشیها و بازارچهای با کارکردی مغایر عملکرد اصلی ساختمان.ادامه متن
نام گروه معماری ولتون در ایران یادآور هتلهای زنجیرهای شرایتون است که امروزه به نام هتل هما خوانده میشود. طراحی هتل همای تهران به عهدهی گروه معماری ولتون بکت بود و فرزندش، مکدونالد در این طراحی همکاری داشت. اوج محبوبیت هتلهای شرایتون متعلق به دههی ۴۰ میلادی است. این هتلها پس از موفقیت چشمگیر خود در ایالات متحده، شعبههای دیگر خود را در دههی ۶۰ میلادی در آمریکای جنوبی و خاورمیانه افتتاح کردند. نام هتل شرایتون بعد از انقلاب به هتل هما تغییر کرد. واگذاری هتلهای هما در دولت وقت احمدینژاد و فروش چندین هزار متر از زمینهای آن جزو حاشیههای مسکوتی است که پیرامون این بنا همچنان در هالهای از ابهام باقی مانده است.ادامه متن
اکثر اعضای شورای شهر در مصاحبههای پیاپی از لزوم حل معضل انباشت بدهیهای شهرداری گفتند و شهردار محترم هم بدهی شهر را 30 هزار میلیارد تومان برآورد کردند. ادامه متن
در بسیاری از شهرهای بزرگ به علت شهرسازی متراکم و نوع طراحی فضای شهری، کمتر فضای سبز وجود دارد و یا اگر هم وجود داشته باشد، سایههایی ایجاد میکند که به علت مدیریت عمومی نامناسب موجب خشونت میشود. مسلماً این مسئله به مدیریت عمومی و سیاست مرتبط میشود. اما چطور میشد، اگر میتوانستیم بعضی از مکانهای خالی و بیاستفاده، مثل بامهایی که پر از آنتنهای ماهواره هستند را بگیریم و آنها را به پارکهای کوچک یا حتی یک باغ زیبا تبدیل کنیم؟ ایدهی مناطق جدید سبز در شهر، خاطرات زیادی از رفاه را به ارمغان میآورد؛ سبز بودن به این معنی است که ما آب، غذا، آرامش و صلح داریم. بامهای سبز به تعادل بین مناطق بتنی و پوشش گیاهی کمک میکنند.ادامه متن
اگر «نِفار» و «سقّانِفار» را در جوار یکدیگر قرار دهیم و مقابلشان بایستیم؛ بدون در نظر گرفتنِ تزئیناتِ احتمالی، سخت و دشوار خواهد بود دریابیم که کدامیک، نِفار است و کدامیک، سقّانِفار! زیرا میتوان گفت که از حیثِ ساختار و کالبد، عیناً بهمانند هم هستند. جالب آنکه، «سقّانِفار» از نظر ترکیبِ واژگانی، بهمانند همزاد خود، کلمهی «نِفار» را به همراه دارد؛ اما نیرویی، آن را متمایز از نِفارِ شالیزارها میکند؛ تمایزی که فاصلهی جایگاهِ این دو را در بین اهالی تبرستان، از عرش تا فرش قرار میدهد. دلیلش را میتوان با دمیدنِ روحی به نام «سقّا» بر کالبد بیجانِ «نِفار» تفسیر کرد که حیاتی جاودان بدان عطا نمود! گویی سقّا، «روح و معنایِ جانبخشی» بود که به «کالبدِ بیجانِ» نِفار دمیده شد! داستان سقّانِفار، قرابتِ معناییِ قریبی با سرآغازِ سرگذشتِ ما آدمیان دارد! ادامه متن
«حوزههای آبی بیطرف» ایدهی محوری طرحی را تشکیل میدهد که امیدوار است تا محلی را برای ایجاد تعامل میان مردم دو کشوره کرهی شمال و جنوبی فراهم کند. چه بسا این طرح معماری بتواند نطفههای صلح را در دل این دو کشور بکارد. شاید این بار معماری بتواند نجاتبخش باشد. ادامه متن
ما در میان دیوارها و پنجرهها نفس میکشیم؛ میان هرآنچه خودْ آنها را ساختهایم. لابهلای آجر و سیمان و سنگ و چوب فریاد میزنیم، خاطره میسازیم، عاشق میشویم، پریشان میشویم، فکر میکنیم و تجربهی زیستهمان را فربهتر میکنیم. اگر تقریباً همواره ما اسیر این «محیط مصنوع» خودساختهایم، چرا نباید دربارهی آن سخن بگوییم؟ چرا نباید به داوری و تفسیر و ارزیابیاش بنشینیم؟ چرا نسبت به چیستی و چگونگیاش حساس نباشیم و به آن واکنش نشان ندهیم؟ و در یک کلام، چرا نباید آن را نقد کنیم؟ادامه متن













