مقالهی پیش رو در سالهای پایانی قرن بیستم و در دورهی تركتازی نظریهپردازان پستمدرن معماری نوشته شده است. نثر مقاله پیچیده و مملو است از ارجاعات و مفاهیم ماركسیستی و عموما ناآشنا برای مخاطب معمار. مترجم وظیفهی خود میداند از كیوان مهتدی قدردانی كند كه ضمن یاری او در فهم برخی از آن مفاهیم، سخاوتمندانه بازخوانی متن را نیز بر عهده گرفت. همهی پانویسها (جز اسامی و معادلهای انگلیسی) از نویسندگان مقاله است؛ اما لیدها، تصاویر و توضیحات آنها از مترجم است كه به دلیل الزامات صفحهبندی مجله، ناچار از الصاق آنها بود. ادامه متن
تحول توالتهای عمومی از آبریزگاه تا سانیست، از توالتهای جمعی تا محفظههای انفرادی و روند تجهیز توالتهای مردانه و بعد زنانه، سیری پرافتوخیز در تاریخ دارد.
ادامه متن
نویسنده: پریچهر صابونچی | دانشجوی کارشناسیارشد معماری منظر دانشگاه تهران میدان امام خمینی(ره)(توپخانه) شاهد تغییرات و حوادث بسیاری بوده که... ادامه متن
آدمها حتی همدیگر را نمیشناختند. برای اولین بار آنجا همکلام میشدند، صمیمی میشدند و اعتماد میکردند. شاید چون تعداد نیمکتها برای آن جمعیت کم بود، مردمی که با هم غریبه بودند روی سکوها کنار هم مینشستند. کافهها و فضاهای سربسته برای دور هم نشستن طوری که بتوان در حین گفتگو به چشم ها نگاه کرد زیاد نبودند، البته که تعداد کافه بروها هم آنچنان چشمگیر نبود؛ بنابراین آدمهایی که حتی همدیگر را نمیشناختند آنجا همکلام میشدند، اعتماد میکردند و صمیمی میشدند. دوباره میآمدند. وقتی بازمیگشتند بعضیها را میشناختند؛ تعداد تکراریها کم نبود. ادامه متن
متفکران غربی سالهاست که در بستر اجتماعی-اقتصادی ویژهی خود دربارهی ارتباط دو مقولهی «معماری» و «سیاست» اندیشیدهاند و حاصل تأملاتشان را مکتوب کردهاند. بااینحال متون اغلب این متفکران تاکنون به زبان فارسی ترجمه نشده است. با عنایت به همین فقدان، در این پرونده کوشیدهایم مقالاتی را گردآوری و ترجمه کنیم که هریک از منظری خاص رابطهی «معماری» و «سیاست» را در مرکز توجه خود قرار داده باشند. این مقالهها از ارتباط میان «معماری» و «انقلاب» سخن میگویند؛ از سرشت سیاسی معماری میپرسند، سیاست را درون روابط کالایی حاکم بر رشتهی معماری جستوجو میکنند، نسبت معماری و سیاست را مسئلهدار میکنند و از چگونگی تولید نظریههای سیاسی پیرامون معماری سخن میگویند. گرچه بستر اجتماعی خالقان این آثار با ایران تفاوت دارد، نوشتههای آنان میتواند برای جامعهی معماری ایران آموزنده و خواندنی باشد. ادامه متن
معمارهای دنیای امروز، کودکی خود را با اسباببازیهایی چون بلوکهای چوبی و لگو به یاد میآورند. اما امروزه، بازی کامپیوتری ماین کرافت، راهنمای راه معمارهای جوان شده است. در این مطلب، به بیان مقالهای تحت عنوان «معماری ماین کرافت: معمارها، چه چیزی میتوانند از یک بازی کامپیوتری یاد بگیرند» میپردازیم. در این مقاله،Kim A O'Connell به بررسی تأثیر ماین کرافت روی آموزش و طراحی معماری پرداخته است؛ ادامه متن
دبیرستان دخترانۀ انوشیروان دادگر (یا آنطور که روی تابلوی ورودی آن درج شده، نوشیروان جی تاتا)، بهتنهایی میتواند بخشی از تاریخ یک قرن اخیر ایران (و تهران) را بازنمایی کند: تاریخ احداث آن به سال ۱۳۱۵ بازمیگردد، سبک بهکاررفته در معماری آن شباهت بسیاری با برخی بناهای همدورۀ خود دارد، و البته به دست زرتشتیان بنا شده است. بینیاز از گفتن است که دورۀ حکومت رضاشاه (۱۳۲۰-۱۳۰۴)، برهۀ پا گرفتن باستانگرایی غلیظی بود که، بهواسطۀ میل همزمان حاکمیت و گروهی از اهل فکرِ آن دوره به ایران پیش از اسلام، بهتدریج هواداران فراوانی یافت. بر همین اساس، علاقه به کیش زرتشتی (در وجه اعتقادی) و الگوبرداری از بناهای بهجامانده از آن دوران (در وجه هنری) به یکی از مشخصههای فرهنگی عصر پهلوی اول بدل شد. ادامه متن
ماجراجوییهای یک معمار در میان سیارهها ما در هر جای دیگری از کهکشان چگونه زندگی خواهیم کرد؟ بر روی زمین،... ادامه متن
نویسنده: ریموند گوس۲ | استاد ممتاز فلسفه در دانشگاه کمبریج مترجم: نیلوفر رسولی | دبیر سرویس «ترجمان» پایگاه رویدادهای معماری در... ادامه متن
در دههی ۱۹۹۰ بار دیگر به نظر میرسد كه حرفزدن بیپرده از تعهد اجتماعی ممكن شده است. ما معماران دیگر نباید خود را به این حماقت بزنیم كه میان كوششهای هنری و تعهد اجتماعی گسستی ذاتی وجود دارد. بیشتر جنبشهای هنر و معماری در صدوپنجاه سال گذشته بر پایهی برنامههای اجتماعی استوار بودند. حتی باید بسیار دورتر رویم و بگوییم كه باور به مسائل اجتماعی شكل ابتدایی ممكنِ معماری بزرگ است. این باور نه مانع، كه كاتالیزور خلاقیت است. پس چرا معماران امروز از ایدهی تعهد اجتماعی اجتناب میكنند؟ علتهای زیادی برای این بیباوری ما در كار است. بخش بزرگی از آنها به اسطورههایی بازمیگردد كه این حرفه با خود به همراه دارد. نوشتار حاضر این اسطورهها را به بحث میگذارد و دربارهی اینكه معماران چگونه باید از آنها فرابگذرند، پیشنهادهایی را طرح میكند تا معماری در دهههای پیشِ رو بتواند بار دیگر برای بخشیدن فرمی بصری به تعهد اجتماعی چراغی فراهم آورد. ادامه متن
تحصیلات عالی در شرف مواجه با دگرگونی عظیمی است. بسیار محتمل است که آموزش تخصصی معماری، شامل آموزشهای ضروری برای معمار شدن، در آیندهی نزدیک عمدتا به صورت مجازی صورت گیرد. به این معنا که آتلیههای طراحی که همانا مُهر و مدال تجربیات هر معمار محسوب میشود، به صورت مجازی و احتمالا بدون ارتباط دیداری و حضوری که مشخصهی آن تجربه است، برگزار خواهد شد. این تحول، بسیاری از جنبههای شکستخوردهی آتلیههای امروزی را جبران خواهد کرد، ولی مضرات بالقوهی خود را دارد که باید پیش از رواجِ شکلِ نادرست این فرهنگ جدید مشخص شوند. این امر با شکلدادن فعالانهی روشهای جدید آموزشی و کاری میسّر خواهد بود که ظرفیتهای آموزش دیجیتال را برای ارتقای روابط اجتماعی سازنده بین دانشجویان به کار اندازند. ادامه متن
نویسنده: علی رنجبران همین حالا که شما در حال خواندن این متن هستید، حدود ۱.۲میلیارد نفر، یعنی یک پنجم مردم جهان... ادامه متن












