به زعم پاول فینچ حرفهی معماری، از یادمانها تا بحران مسکن باطناً به روابط سیاسی پیوند خورده است. نویسنده: پاول... ادامه متن
زندگینامه احمد فاروقی احمد فاروقی قاجار (۱۹۳۸–۱۹۹۳) فیلمساز ایرانی بود. او در پاریس به دنیا آمد و از نوادگان احمدشاه... ادامه متن
اساساً تنها یک انقلاب بنیادی تاکنون بوده است و آن انقلاب نوسنگی است. این انقلاب به معنای به وجود آمدن ابزارهای بهمراتب مؤثرتر، کشاورزی ثابت، مفهوم مالکیت زمین، سفالگری، به وجود آمدن یک طبقهی حاکم مفتخور به خاطر ممکن شدن تشکیل مازاد غذا، بهتبع آن شکلگیری دولت، نوشتن، پول، مالیات، کامل کردن تجهیزات نظامی (به لطف برنز)، تجارت با راه دور و الیآخر. همهی اینها از هزارههای قبل تاکنون ادامه داشتهاند و ما همچنان در همان نقطهایم.
ادامه متن
معمار ناهمآوای سرسخت، معمار ضد معمار ستارهها «لبس وودز»، سهشنبه ۳۰ اکتبر ۲۰۱۲ در سن 72 سالگی، درگذشت. اوبیشتر به واسطهی کارهایی که اکثر قریب به اتفاقشان روی کاغذ ماندند، شناخته میشود. وودز در طول حیات حرفهای طولانیاش غالباً درگیر سرزنش بناهای کسلکننده بود و در برابر وسوسه پول و ثروتی که معمارهایی شبیه به رم کولهاس و زاها حدید را به مشاهیر معماری تبدیل کرد، مقاومت نشان میداد.
ادامه متن
یک قرن پس از خبر بزرگ
پروندهای دربارهی تجربهی معمارانه و شهرسازانهی انقلاب کمونیستی اکتبر ۱۹۱۷
دبیر پرونده: محمدصادق یوسفزاده صد سال از وقوع انقلاب اکتبر میگذرد و در این صد سال بهاندازهی چند قرن، تاریخ... ادامه متن
حسن مافی (دانشجوی دکتری اقتصاد کشاورزی دانشگاه تهران و کارشناس شرکت مهاب قدس) بهواسطه رشد بخشهای اقتصادی، رشد جمعیت و... ادامه متن
سیاهههایی که پیشتر در خصوص وضعیت این برج با عناوین «حبابوار براندازم از نشاط، کلاه؛ خراشی از جنس فلز بر پیکرۀ تاریخ هزار ساله» و «حبابوار برانداختم از نشاط، کلاه؛ راهِ رهاییِ برج رسکت از سنگینیِ کلاه فلزی» نگارش یافت، تلنگری بود به جهت یادآوری و زدودن غبار غفلت و فراموشی. گویا این تلنگرها به بار نشست و به فضل خدا و همّت دوستان ذیربط در سازمان میراث فرهنگی، تصمیم به مرمت گرفته شد. این بار شاهدیم که زمزمهی برج از فرط شادمانی چنین است: «کلاهم بر باد رفت!». ما نیز امیدواریم که این «بر باد رفتنِ کلاه»، ثمرهی مرمتی اصولی و علمی و منطقی باشد تا حالش را مساعد سازد! مرمتی که بسیاری از آثار ارزشمند این مرز و بوم، انتظارش را میکشند. ادامه متن
فضای مونومنتال و مینیمال
مقدمهای بر مدرنیسم شوروی در معماری و برنامهریزی شهری
ساختارگرایی روسی و معماری استالینی تا حدودی برای مردم آشناست ولی هنوز اطلاعات زیادی در مورد معماری مدرن شوروی به مردم داده نشده است. یکی از اهداف نگارش این متن، بیان دورهای از شهرسازی شوروی است که شاید در نگاه اول تنها خانههای بتنی کسلکننده نتیجه آن باشد، اما این نوع ساختوساز در بسیاری موارد با برنامهریزی و مفاهیم غربی همخوانی داشته است. اکنون مستندسازی این دوره از معماری بسیار ضروری است چراکه بسیاری از ساختمانهای آن در حال تخریب هستند. ادامه متن
در این متن نگاهی داریم به ادعای بیترز کُلومینا مبنی بر اینکه مجلهی پلیبوی علت اصلی ورود مدرنیسم به جریان اصلی زندگی امریکایی در دهههای بعد از جنگ جهانی است. بر اساس این ادعا، هفنر، سردبیر مجلهی پلیبوی این جریان را رواج داده است و مجلهی پلیبوی بیشتر از هر مجلهی معماری دیگری یا حتی موزه هنر مدرن به رواج طراحی و معماری مدرن کمک کرده است. ادامه متن
پارک الکوزو قادر خواهد بود شغل جدید و آب بازیافتی که دو منبع مهم و کمیاب هستند را تولید کند. نتیجه باغی است که در آن آب فرآوری می شود و گیاهان بومی، جانوران را به آنجا جذب می کنند. ادامه متن
چهار سال پیش بود که به سبب ناداواریهای مشهود در مسابقات معماری به ستوه آمدیم و رفته رفته جمعی کوچک را شکل دادیم تا در راستای سالم سازی و برای ساماندهی به مسابقات، هماهنگ و گروهی تلاش کنیم. هسته اولیه این هسته، متشکل از هشت نفر بود و همه چیز داشت خوب پیش میرفت تا اینکه جمعی از داوران خاطی مسابقات، از موضوع مطلع شدند و در یک تبانی آشکار باعث از هم پاشیدن کارگروه مسابقات و به انحراف کشیدن مسیر ساماندهی مسابقات شدند. در نتیجه آنچه امروز به عنوان دبیرخانه مسابقات خودش را به اصرار و اجبار بر جامعه معماری تحمیل میکند، با آرمان و اهداف آن حرکت سالم اولیه فاصله بسیاری دارد. ادامه متن
دقیقاْ چه چیزی یک محیطِ انسانساخت را «خانه» میکند؟ چه نوع محرومیت یا خطری قدرت این را دارد که فرد را به ترک خانهاش وادارد؟ چگونه یک شخص میتواند پس از مهاجرت به اجتماع و سرزمینی غریب، همچنان هویت و ارتباط اجتماعی را احساس کند؟ آیا فرآیند ساکن شدن در یک شهر جدید – هر چقدر هم طولانی- لزوماْ به تشکیل «خانه» میانجامد؟ آیا بعد از سالها نزاع، ویرانی، و دوری از سرزمین مادری، امکانی برای بازگشت به «خانه» وجود دارد؟ میتوان آنچه از دست رفته را باز هم کشف کرد؟ آن هم در مکانی که دیگر قابل تشخیص نیست. ادامه متن













