حق من از تبلیغات شهرم!

مقدمه: چه چیزی متعلق به شهروندان است؟

«انسان محور» عنوان کلیه اتفاقاتی است که توسط انسان خلق می شوند. نمیتوان انسان را بدون حق در نظر گرفت. به بیان دیگر حق جزئی از ذات بشری بوده و نظامهای مختلف حقوقی و سیاسی در دوره های مختلف تاریخ تلاش داشته اند با تعریف این حق به مرزبندی شفافی با سایر موجودیت های مشابه بپردازند.

توجه به بخشی از‌این حقوق که مرتبط با نحوه تنظیم روابط شهروند و فضای پیرامونی وی می‌گردد، برای چند دهه موضوع مباحثات بسیاری از پژوهشگران حوزه علوم اجتماعی و بویژه شهرجامعه‌شناسان و اقتصاددانان شهری  است. این متفکرین از زوایای مختلفی به مساله لزوم مداخله محقانه و آزاد شهروندان بر فضاهای شهری پرداخته اند.

کارل مارکس انسان را محور و فاعل تاریخ می‌داند. انسان یاد شده فارغ از اینکه به کدام طبقه تعهد و تعلق داشته باشد در محیط شهری کمال یافته، پیشرفت های ذهنی و اجتماعی می‌یابد و نهایتا عرصه تعارض خود را برای نبرد با طبقه متعارض سامان می‌دهد. ازاین رو انسان و مداخله او در محیط زیست‌اش بخشی از رابطه بدیهی به شمار رفته و نقض این رابطه در هر بخش از فرآیند زیست به منزله از خودبیگانگی و فاصله گرفتن از مسیر صحیح به شمار می‌رود.

هانری لوفور[۱] فرانسوی که از شاگردان فکری مارکس به شمار می‌رود با بسط این مفهوم چند مولفه‌ را برای آنچه شاخصه های ” حق به زندگی شهری ” می‌خواند، ارائه نمود:

  1. مشارکت شهروندان در فرایند برنامه‌ریزی
  2. طراحی و مدیریت شهری تضمین دسترسی شهروندان به برنامه‌ریزی طراحی و مدیریت شهری
  3. هدایت متوازن و  برابری طلبانه کاربری زمین برای دسترسی همگانی به مسکن و کار فعالیت و بهداشت و آموزش؛ حمل و نقل  عمومی و فضای عمومی، اوقات
    فراغت و زندگی طولانی
  4. تضمین دسترسی شهروندان کم درآمد به مسکن مناسب و ساماندهی اسکان غیر رسمی
  5. تضمین دسترسی به استفاده مشترک شهروندان از فضاهای عمومی با اختصاص پهنه‌های ویژه برای امور اجتماعی در شهر.

نگاهی گذرا به این مولفه‌ها نشان از راه طولانی مدیریت شهری در ایران برای رسیدن به جایگاه واقعی آن به عنوان یک “نهاد تنظیمی” (در مقابل دستوری) است. موضوع تبلیغات شهری که بهانه نگارش این متن است نیز در همین بستر قابل تفسیر و تامل است. شهرداری‌ها مالک شهر نیستند بلکه این حق را دارند تا به نمایندگی از شهروندان آنچه را برای عموم ایشان منفعت دارد، به پیش ببرند. منظور از این منفعت را نباید تنها با ساده ترین فرم منفعت که همان منفعت اقتصادی باشد، برابر دانست. در واقع ظرافت مساله در همین‌جا نهفته است.

منفعت برای شهروندان در حوزه های متنوعی مطرح می‌شود، که برخی از این حوزه‌ها به عرصه‌های متعارض راه می‌برد. زیبایی منظرشهری، معناداری منظر فرهنگی، ساختاریافتگی بصری، و ارزش‌مندی اقتصادی بخشی از مولفه‌های یک شهر مناسب برای زیست هستند.

منظر عمومی کلانشهر مذهبی یا کارت تبریک خصوصی

اقدام اخیر شهرداری مشهد در فروش عرصه‌های عمومی شهری به مشتریان خصوصی و استحاله منظرگاه‌های روزمره شهروندان این شهر ویژه(به لحاظ حساسیت های فرهنگی و هویتی) به صفحه‌های میانی مجلات زرد و تبلیغاتی تا بدین پایه نازل به هیچ عنوان در چارچوب یک نظام شهری حقوق‌مند پذیرفته و قابل هضم نیست.

مسائل متنوعی اعم از اطلاع‌رسانی به شهروندان در خصوص موضوعات مرتبط با زیست شهروندی، شفافیت‌بخشی به عملکردهای جاری و عمرانی شهرداری، فرهنگ‌سازی و ارتقاء کیفیت‌های ارزشی شهروندان موضوعاتی با اولویت برای شهری با مقیاس و ماهیت دومین کلانشهر ایران به شمار می‌روند.

در مرحله بعدی اگر شهرداری مشهد با نیازسنجی و مشاوره با شهروندان به این مهم دست یافت که موضوعات پیشتر گفته شده را با موفقیت مورد توجه قرار داده است، می‌تواند به تجربه اخیر شهرداری تهران در تبدیل این تابلوهای شهری به عناصر زیبایی بخش همانند آثار فاخر هنری ، گرافیک های شهری و حتی گرافیتی‌های خلاقانه رجوع نماید.

[۱] – Henri Lefebvre

مطلبی دیگر
آیا ادامه‌ی کشاورزی در ایران معقول است؟