رایحه دین زدایی در مسابقه طراحی نمازخانه اراضی عباس‌آباد

در آیه ۴۶ سوره نساء اشاره به کسانی می شود که کلمات را از موضع خودشان جابجا می کنند و در عین نزدیکی ظاهری به اصل سخن، معنای دیگری را مراد می کنند که به سیاق قرآن در آیاتی که ویژگی جمعی توصیف می شود، در انتهای آیه موضع خداوند نیز درباره آنان بیان می گردد که در اینجا این افراد با لعن الهی مواجه می گردند. در تفسیر المیزان چنان آمده است که این دسته بر عمل خود لجاجت دارند و مومنین به هدایت آنها امید نبندند چرا که جز عده اندکی از آنان بخت هدایت پیدا نمی کنند.[i] لعن نیز در ادبیات قرآن بر دور ماندن از رحمت پروردگار دلالت  می کند[ii] که اگر آن را در کنار آیه ۱۸ سوره توبه قرار دهیم که آبادکنندگان مساجد خداوند را جز هدایت شدگان نمی داند، آنگاه با این اخطار جدی مواجه خواهیم بود که نکند به واسطه تحریفی که با جابجایی اصول و ارزش ها از جانب ما صورت می گیرد، به جای آباد ساختن فضاهایی عبادی، در حال دور شدن از رحمت و هدایت خداوند باشیم که به طریق اولا، عمل بی ارزش، محصولی ارزشمند در پی نخواهد داشت.

011

در مورخه ۲۰ بهمن ۱۳۹۴ فراخوانی در پایگاه رسمی شرکت نوسازی عباس‌آباد درج شد که در آن از جامعه معماران خواسته شده بود تا برای بوستان موضوعی سفرهای دریایی، نمازخانه ای طراحی کنند که پیکره آن بتواند ضمن پاسخگویی به عملکردهای مورد نیاز، بازتاب دهنده موضوع ویژه بوستان نیز باشد. این تاکید چنان آشکار بود که در ارکان هفت گانه طراحی، الویت اول به «رعایت احجام مورد طراحی منطبق با مفهوم بوستان بنادر» داده شده بود و پس از آن «رعایت شئونات معماری در خور یک فضای عبادی». شاید در مرحله فراخوان طرح، این امکان وجود داشت که عبارت پردازی صورت گرفته را بد سلیقگی و یا بی توجهی در نظر آورد، ولی پس از انجام پروسه داوری، و اعلان برندگان مسابقه و انتشار طرح های منتخب این حقیقت تلخ آشکار شد که این مساله تبدیل به یک موضع جمعی و احتمالاً در آینده به یک رویه کاری تبدیل خواهد شد، چنان که در فراخوان اولیه نیز درج شده بود. نگاهی به برگزیده اول و بعد ترتب برگزیدگان نشان می دهد که هر چه طرحی، شباهت تام و تمام تری به مضمون سفرهای دریایی و بنادر داشته باشد، در انتخاب جمع داوران الویت بالاتری داشته است. شمایل طرح اول که یک قایق واژگونه است در میان دیگر پروژه ها نزدیک ترین شکل قابل تصور به مضمون مسابقه است، تا حدی که اگر برای بوستان دیگری این طرح جهت نمازخانه توصیه می شد قطعاً ناموزون و ناصواب به نظر می آمد.

مساله اصلی آن است که چرا مخاطب یک فضای عبادی، در لحظه مراجعه به این فضا جهت ارتباط با خالق خود، به اجبار باید تحت تاثیر بارزه مضمونی بوستان قرار بگیرد؟ چرا سفرهای دریایی و یا هر مضمون دیگری باید به پس زمینه حسی و ادراکی عبادت کننده طرح و رنگ ببخشد؟ چرا گمان می کنیم که نمازخانه آنقدر موضوعی کم‌اهمیت است که نام بوستان باید شاکله بخش فضای کالبدی‌اش باشد؟ در اینجا ممکن است چند نکته از سوی برگزار کنندگان مورد طرح قرار گیرد. نخست تمایز نمازخانه و مسجد است که باید در پاسخ گفت، فلسفه وجودی تمایز نمازخانه ها با مساجد در آن است که برای نمازخانه صیغه مسجد قرائت نمی‌شود از این جهت که زمین اختصاص داده شده به کاربری عبادی محدود نشود. این انتخاب یک مساله مدیریتی است و تاثیری بر نظام حسی، عملکردی و اجتماعی فضای عبادی ندارد.

ممکن است طرح شود که طرح برگزیده اول همانطور که در تصاویر هم دیده می شود یک فضای عبادی مطلوب است و یا بارزه های شکلی مورد نقد واقع شده آن در منظر بوستان جلوه بیشتری دارد. در پاسخ توجه به این مساله ضروری است که طرح برگزیده اول چنان تعین قطعی‌ای از نظر تشابه شکلی دارد که قطعاً در فرآیند ادراکی مخاطب فضا، بین دریافت حسی بیرون از نمازخانه، و درون نمازخانه، پیوند وجود خواهد داشت چه اینکه هنر طراح نیز در ایجاد همین پیوستگی است. اما نقد این نوشتار بر این مبنا قرار دارد که مبنای تعریف پروژه و به تبع آن، مبنای طراحی و مبنای قضاوت، رجحان دادن یک امر عمومی غیر الهی، بر کیفیت حسی فضای عبادی است. این رجحان چنان شدتی دارد که اگر طرح دوم و یا طرح های تقدیری را مورد مداقه قرار دهیم به وضوح درخواهیم یافت، که کیفیت موثر بر موفقیت طرح اول، نه کیفیت عبادی فضا، بلکه کاملاً پرداخت بیانگرانه مضمونی درخواست شده در فراخوان است.

در این مسابقه برخلاف بسیاری از مسابقات دیگر، عقد قرارداد نیز با طرح برنده اول صورت گرفته که این امر از نظر صنفی مبارک، و از نظر ارزش های دینی و اجتماعی معماری کاملاٌ نامبارک است. آنچه باید در اینجا مورد توجه و بازنگری سریع قرار بگیرد، نحوه انتخاب نظام داوری، ونه تنها داوران، در جهت استفاده به جا از متخصصین دینی در مرحله تعریف پروژه است. پیوست فرهنگی نه یک پیوست بیرون از متن، بلکه یک ضرورت بالادستی در تعریف پروژه های فرهنگی است. هرچند هنوز در این مسیر آنقدر محتوای درخوری تولید نشده است تا بتوان به مدیران برگزار کننده این مسابقه سالم، طراحان و تصمیم گیران موثر بر پروژه در این باب خرده ای گرفت. با این حال خطر استحاله فضای عبادی به یک فانتزی سکولار جمعی و تفرجی، در این بوستان های موضوعی، خطری جدی است که در اولین قدم خود را تمام قد آشکار کرده است. هرچند نیت بانیان این امر، از لجاجتی که در آیه ۴۶ سوره نساء ذکر شده بود تهی است، اما هدایت محصول آگاهی و عمل است. امید است که انذار در این باب، گام آگاهی بخشی در این طریق در نظر گرفته شود و گام عمل نیز از سوی بانیان امر محقق گردد. به صراحت باید درخواست نمود که علی رغم زحمات صورت گرفته، این پروژه با این تعریف نباید اجرایی شود وگرنه جز آسیب های مستقیم، باب نامبارکی در رویه سازی این گونه اقدامات گشوده می شود که می تواند همان لجاجت مذکور باشد.

و السلام علی من اتبع الهدی

[i] نسخه آنلاین تفسیر المیزان در پایگاه شهید آوینی

[ii] مفهوم شناسی لعن و نفرین در اسلام پدیا، ۱۳۹۰

مطلبی دیگر
آیا نوآوری در شهرها نابرابری به بار می‌آورد؟