شهرسازی

شهر، شعار و اعتراض: پاریس در مِی ۱۹۶۸

نویسنده: ورونیک وین مترجم: الیاس کهنسال دوستان امریکایی‌ام به تازگی ای‌میلی فرستاده‌اند که: «چه بلایی دارد بر سر نظام سیاسی فرانسه می‌آید؟ چرا این قدر اعتصا...

به‌سوی نظریه‌ای مارکسی در باب شهر: تمهیدات

جستار حاضر می‌کوشد با کنکاش در کارهای مارکس مقدمات مفهومی آنچه را می‌تواند در حُکم «نظریه‌ای مارکسی در باب شهر» باشد، صورت‌بندی کند و رئوس چنین نظریه‌ای را به دست دهد.

کنش‌گری شهری و مسأله پروژه توسعه دانشگاه تهران

کنش‌گری در مسأله پروژه توسعه دانشگاه تهران، مانند کنش‌گری در هر مسأله دیگری، نیازمند تحلیلی سیاست‌ورزانه از فرآیندها، نیروها و روابط تولید فضای شهری در آن است. در غیر اینصورت عمل صِرف و حضور در محله بدون داشتن ساختار فکری منسجم نتیجه‌ای نخواهد داشت جز به دام افتادن در نیروها و روابطی که در کمین هستند تا از این آب گِل‌آلود سود ببرند.

تصویر تهران‌آباد در خشت خام

محمدعلی نجفی نیز بالاخره در فرایندی که به روحوضی اشک‌آوری می‌ماند استعفا داد و از شهرداری تهران کنار رفت. این‌روزها شورای شهر تهران و فضای رسانه‌ای نزدیک به اصلاح‌طلبان چنان گرم مباحثات درباره جانشین او شده است که گویی نه خانی آمده و نه خانی رفته است. گویی کاملاً طبیعی است که کسی نداند دلیل انتخاب نجفی چه بود و چرا نتوانست دوام بیاورد. مهم‌تر از اینها کارنامه او برای رفع بحران‌های پیش‌روی تهران چه بود و جانشین او با چه عزم و تدارک متفاوتی روانه بهشت خواهد شد.

چگونه یک شهر را مَنهَتنی کنیم؟

در گذشته، وقتی گفته می‎شد شهری «منهتنی» شده‎است که همه‎ی جداره‎های ویترنی قدیمی خیابان‎ها حذف ‎می‌شدند تا جا برای توده‎ی آسمان‎خراش‎های تجاری متراکم باز شود: سان‌فرانسیسکو در دهه‎ی ۱۹۶۰ یا میامی در اوایل هزاره‌ی دوم را در نظر بگیرید. با این حال اخیراً، ساکنان شهرها این اصطلاح را برای اشاره به ‎یک پدیده‌ی متفاوت در شهر نیویورک استفاده‎ می‎کنند.

زرتشتیان یزد در فراز و نشیب تاریخ: طرح چند پرسش در باب همزیستی ادیان و عضویت اقلیت‌ها در شورای شهر

به گواه بسیاری از آنان که عملکرد شورای چهارم را دنبال می‌کردند و رفتار اعضای آن را رصد می‌نمودند، سپنتا نیکنام از پیگیرترین و دلسوزترین اعضای شورا بود؛ دلسوزی و دغدغه‌ای که در همراهی‌اش با حرکت‌های مردمی و اجتماعی نیز کاملاً مشهود بود.

«رفتن» یا «ماندن»؛ نگاهی به تردد و مکث در پل‌های تاریخی اصفهان

امروز حرف زدن از پل‌های تاریخی اصفهان، تنها به معنای گفتن از یک بنای تاریخی، ویژگی‌ها و تزیینات آن نیست که در گذشته ساخته شده و کارکرد موزه‌ای پیدا کرده‌ باشد. این پل‌ها روزگاری راه‌های خارج از شهر محسوب می‌شد و امروز در وسط آن قرار دارد و رفت‌وآمد از روی آنها بخشی از زندگی روزمره شهروندان اصفهانی است. اما رفت‌وآمد تنها کارکرد پل‌ها نیست؛ علاوه بر آن اتفاقات دیگری نیز در حاشیه‌ی این آمد و شد رخ می‌دهد که باعث شده پل‌ها فراتر از معبر، یک عرصه‌ی شهری پویا و فعال باشند. عرصه‌ای شهری که کالبدی تاریخی دارد اما  محل تعاملات اجتماعی و رویدادها جمعی نوین است. این نوشته روایتی است از آنچه در سه پل خواجو، جویی و سه‌وسه پل رخ می‌دهد و آنها را تبدیل به یک عرصه‌ی شهری پویا و فعال کرده‌است.

تنهاترین شهر دنیا کجاست؟ | بسیاری از اهالی توکیو چنان مشتاق داشتنِ رفیق هستند که آن‌ها را اجاره می‌کنند

هنری میلر، نویسندۀ سرشناس آمریکایی، دربارۀ زندگی در نیویورک نوشت: «در نیویورک همیشه احساس تنهایی کرده‌ام؛ تنهاییِ حیوانی درون قفس» مشکل میلر نداشتنِ دوست یا عدم جذابیت نبود؛ او پنج بار ازدواج کرده بود اما خودش را در زادگاهش یک بیگانه‌ می‌دید. نیویورک جایی است که بی‌شمار انسان برای جست‌وجوی شهرت، کار، عشق و حتی خودشان به آن می‌روند. آیا می‌توان از سخنان میلر به این نتیجه رسید که این شهر تنهاترین شهر دنیاست یا اینکه ممکن است خودِ این انسان، و نه این مکان، سرچشمۀ نارضایتی میلر باشد؟ اگر اینطور باشد، تنهاترین شهر کجاست؟

شهری که خانه ما نشد؛ نقدی بر چالش زباله در تهران

موضوع زباله بیش از آنکه به نحوه‌ی مصرف ما مربوط باشد، چیزی در ذاتِ خود شیوه‌ی تولید و بسته‌بندی ماست که با تحمیل خود به زندگی شکل مواجهه و رفتار ما با آن را  نیز تعیّن می‌بخشد. اما فاجعه زمانی اتفاق خواهد افتاد که این صنایع نسبت به شکل تولید و جمع‌آوری و بازیافت محصولاتشان هیچ مسئولیتی متقبل نشوند.

مالوپاساژ؛ به مثابه زمین بازی

ساکن تهران ـ این متاستاتیک‌ترین شهر ایران ـ که باشی، شاهد خواهی بود که هر شش ماه تا یکسال، مال و پاساژی از یک جایش بیرون می‌زند. این مال‌ها و پاساژها که آن‌ها را «مالوپاساژ» می‌نامم، یکی از متاخرترین متاستازهای شهر ایرانی است که در حال درنوردیدن شهرهای ریزودرشت کشور است.
کانال تلگرام
اینستاگرام