شهرسازی

زمزمه تخریب بازارچه خوداشتغالی پارک لاله | پس ما بعدازظهرها کجا برویم؟

نویسنده: مونا مسعود لواسانی | کارشناس ارشد معماری منظر، دانشگاه تهران شهر که می‎گوییم، دنیایی از معنا در پس آن است. خاطره‏ای از شهر که یادمان می‏آید، انگار د...

میدان خاطرات فراموش‌شده … | مروری بر پروژه احیای میدان مشق، به‌عنوان نمونه‌ای از تلاش برای احیای فضاهای جمعی خاموش‌شده

نویسنده: عاطفه مهدوی | دانشجوی کارشناسی ارشد معماری منظر، دانشگاه تهران ازآن‌جاکه فضای جمعی حیات خود را از حضور مردم می‌گیرد، شکل‌گیری آن امری فرمایشی نیست ...

پیرمرد مدرن تهران | نگاهی به پروژه باززنده‌سازی میدان امام خمینی(ره)(توپخانه) به عنوان نمونه‌ای از میدان‌های شهری با ظرفیت فضای جمعی که فصل مشترک سه‌دوره تاریخ معاصر تهران است

نویسنده: پریچهر صابونچی | دانشجوی کارشناسی‌ارشد معماری منظر دانشگاه تهران میدان امام خميني(ره)(توپخانه) شاهد تغییرات و حوادث بسیاری بوده که در گذر زمان هویت ...

پاگردی برای شهر: یک روایت شخصی از میدان جلفا

آدم‌ها حتی همدیگر را نمی‌شناختند. برای اولین بار آن‌جا هم‌کلام می‌شدند، صمیمی می‌شدند و اعتماد می‌کردند. شاید چون تعداد نیمکت‌ها برای آن جمعیت کم بود، مردمی که با هم غریبه بودند روی سکوها کنار هم می‌نشستند. کافه‌ها و فضاهای سربسته برای دور هم نشستن طوری که بتوان در حین گفت‌‌گو به چشم ها نگاه کرد زیاد نبودند، البته که تعداد کافه بروها هم آنچنان چشم‌گیر نبود؛ بنابراین آدم‌هایی که حتی همدیگر را نمی‌شناختند آن‌جا هم‌کلام می‌شدند، اعتماد می‌کردند و صمیمی می‌شدند. دوباره می‌آمدند. وقتی بازمی‌گشتند بعضی‌ها را می‌شناختند؛ تعداد تکراری‌ها کم نبود.

نظرگاه: این بالا جایی برای جمع‌شدن | بررسی پل طبیعت، به‌عنوان‌ نمونه‌ای از فضای جمعی در ارتفاع

نویسنده: ریحانه حجتی | کارشناس ارشد معماری منظر دانشگاه تهران با گذشت شش سال از طراحی پروژه پل طبیعت و یک سال از افتتاح آن، شاهد حضور گرم مردم و استقبال آن‌ه...

رقابت و ائتلاف، نگاهی به نسبت چارسو و علاءالدین

در تقاطع خیابان جمهوری و خیابان حافظ در تهران، دوتا از مهم‌ترین مجتمع‌های تجاری تهران واقع ‌شده‌اند: در یک‌سو، پاساژ علاءالدین با نمایی از کامپوزیت و شیشه، بدون هیچ بازشو و گشودگی به بیرون، با راهروهایی تنگ و مغازه‌هایی کوچک و چسبیده به هم و در سوی دیگر، مجتمع تجاری و فرهنگی چارسو، در مقیاسی بزرگ‌تر از علاءالدین، با نمایی از شیشه و فلز و راهروهایی عریض، مغازه‌هایی بزرگ، وویدی سرتاسری در میانه و بالکنی در طبقه‌ی پنجم که می‌توان غروب تهران را در آن تماشا کرد. در قلب شهر تهران و درجایی که هر متر زمین تجاری بسیار باارزش است، دو رویکرد متفاوت نسبت به ساخت یک مجتمع تجاری را مشاهده می‌کنیم. این یادداشت تأملی در این تفاوت و نسبت این دو رویکرد است.

اقتصاد مکان در ایران

مکان‌ها با ساختارهای اجتماعی، طبقات اجتماعی و قدرت مرتبط‌اند و اقتصاد عاملی بسیار مهم و تأثیرگذار در حیات اجتماعی است. اقتصاد چگونه بر ساختارها و سیاست‌ها اثر می‌گذارد و سیاست‌ها چطور در مکان متبلور می‌شوند؟ در شرایط اقتصادی یکسان، مکان‌ها چگونه می‌توانند ‌راه‌حل‌های متفاوتی را به ما ارائه کنند؟ در این پرونده که نامش از مقاله‌ی هاروی مولوچ وام گرفته شده است، سعی داریم موضوعاتی ازاین‌دست را پیگیری کنیم.

دعوت به مراسم گردن زنی

شهردار اصلاح‌طلب تهران و رئیس سازمان نوسازی با دست‌های خودشان در همان حال که از خوشحالیِ تحققِ سیاست‌هایشان در محلات در پوستِ خود نمی‌گنجیدند، یک پروژه‌ی تجمیعی بزرگ‌مقیاس را کلنگ زدند و این‌چنین مقدماتِ گردن زنیِ ۱۲۷ خانوار را با درانداختنشان در چرخه‌ی بلاتکلیفی و اجاره‌نشینی در محله تختی فراهم آوردند. آن‌ها در این روز در جلوی دوربین و در مصاحبه‌هایشان نتوانستند از شیرینیِ نمایش دوری کنند. آیا نظام مدیریتی نمی‌داند که پروژه‌های بزرگ‌مقیاس، بافت و حیاتِ محلی و متعاقباً وضعیتِ زندگی ساکنان محلات را از هم می‌پاشد و مثله می‌کند؟

فضاهای تنهایی | روایتی کوتاه از پرسه‌زنی، تنهایی و گذران وقت در شهر

ما انسان‌ها در دوره‌های مختلف زندگی با انواع مختلفی از تنهایی مواجه می‌شویم که هرکدام به شکل مقطعی یا دائم بر روحیات ما، دریافت ما از زندگی و نگرش‌مان به آن تاثیر می‌گذارند. بسیاری آن را مترادف با درد و ناراحتی دانسته‌اند و بیشتر از دیدگاه روان‌شناسی و جامعه‌شناسی راهکارهایی برای آن ارائه کرده‌اند. اما به نظر کمتر به این مسئله در شهرهایمان توجه کرده‌ایم. از تجربه‌ی فضایی آرام و بی‌دغدغه که امکان اندیشیدن را فراهم کند یا از بستری برای سرگرم‌شدن، گفت‌وگو کردن و قرار ملاقات گذاشتن و دوست‌های جدید پیدا کردن.
کانال تلگرام
اینستاگرام