معماری

تجربه شعف محیطی در پردیس ایرانی؛ ۱۰کیفیت محیطی باغ ایرانی از دریچه علم، فلسفه و عرفان

گاهی در جایی قدم می‌گذاریم و حال ما دگرگون می‌شود. گویی در لحظه‌ای از جهانی به جهانی دیگر وارد شده‌ایم. محیطی که حال ما را دگرگون می‌کند، نام‌های گوناگونی به خود گرفته است. بهشت زمینی، اقلیم هشتم، هتروتوپیا، دگرجا، میدان انرژی هوشمند و... برخی از این نام‌ها و تعابیر است. باغ ایرانی نمونه واضح محیط دلپذیری است که به محض ورود به آن حال بهتری پیدا می‌کنیم. محیطی که در طول هزاران سال همه ایرانیان لذت حضور در آن را تجربه کرده‌اند و از آن به عنوان بهشت یا پردیس یاد می‌کنند. در طول قرون متمادی سیاحان و تاریخ‌نگاران لذت حضور خود در باغ‌های ایرانی را توصیف کرده‌اند. در 6 دهه اخیر نیز محققان و پژوهشگران هر یک از دریچه نگاه خود، این پدیده محیطی را کالبدشکافی كرده‌اند تا از چیستی و چرایی دلپذیری آن پرده بردارند. این نوشتار به اختصار 10 کیفیت محیطی باغ ایرانی را از دریچه علم، فلسفه و عرفان برمی‌شمرد.

منظر ایرانی بیت‌الغزلی از عالم معنا؛بازخوانی خصوصیات منظر ایرانی در باغ‌سازی

باغ ایرانی چون شعری است که پیش‌تر بارها خوانده شده است و با این حال بازخوانی‌اش را می‌توان روح‌بخش یافت که غبار عادت بر صورتش نمی‌نشیند و تماشایش را مخدوش نمی‌کند.قدمت باغ در ایران بسیار است و آوازه شکوه و زیبایی آن از دیرباز به فراتر از جغرافیای سرزمین ایران رسیده است. استاد کریم پیرنیا که سال‌ها به مطالعات معماری و معماری منظر ایران پرداخته، با اشاره به قدمت این باغ‌ها معتقد است ایرانیان از دیرباز به ساختن باغ‌ها و باغچه در حیاط‌ها و دور و بر بناها علاقه خاصی داشته‌اند. با این وجود باغ که از روزگار دیرین در فرهنگ و تمدن ایرانی اهمیت و جایگاه مهمی داشته و یکی از مفاهیم بنیادین مباحث اجتماعی، فرهنگی و طبیعی این سرزمین به شمار می‌رفته است و امروزه نیز به صورت‌های مختلف در ادبیات، معماری و شهرسازی ایرانیان حضور دارد، متاسفانه از جایگاه درخور شأنی در طرح‌های منظر معاصر کشور برخوردار نیست.

باغ ایرانی

باغ و منظر ایرانی تبلوری از فرهنگ و هویت ماست و آن آرامشی که در قدم زدن در یک باغ ایرانی احساس می‌شود، میوه همین درخت هویت است؛ قدمتش به قدمت فرهنگ مدون ایرانی است و قامتش به قامت سروها. صورتش نیز ممثّل نوری از انوار بهشت است و زیر سایه اسم جنات بهشتی نهرها در آن جاری‌ست. هم تمام حواس ظاهر رهگذران را به خود مشغول می‌دارد و هم مخاطبان را به دور از شواغل دنیوی و با احساس حواس باطن بر مرکب خیال می‌نشاند و به عالم معنا عزیمت می‌دهد.

لوکوربوزیه و معماری امروز: نگاهی به فیلم «معماری امروز» اثر پیِر شِنال و لوکوربوزیه

نویسنده: غلامرضا جمال‌الدین| پژوهشگر معماری ایران لوکوربوزیه و معماری امروز: نگاهی به فیلم «معماری امروز» اثر پیِر شِنال و لوکوربوزیه (1)  در سال 1930، ...

معرفی ٢٣ برنده جایزه معماری امریکا

این جایزه خلاقیت و نوآوری در زمینه طراحی معماری، معماری منظر و طراحی داخلی را گرامی می‌دارد. پروژه های داوری شده بر اساس معیارهایی نظیر برتری در طراحی، نوآوری و کاربری، استفاده از متریال و روش های مدیریت انرژی ارزیابی می شوند.

روح دوران، روح نو؛ پاویون روح نوِ لوکوربوزیه

در سال 1925، در نمایشگاه هنرهای تزیینی پاریس، لوکوربوزیه به طراحی یک پاویلون با عنوان «پاویون روح نو» اقدام کرد. وی در یادداشت خود برای این پاویلون، این طرح را رسیدن به پاسخ مسائلی می‌دانست که سال‌ها با آن‌ها دست‌به‌گریبان بود و در جست‌وجوی یک طرح آرمانی و پاسخ‌گو به مسئله نیازهای معماری و شهرسازی عصر حاضر بود.

دیوید مارکز معمار برجسته بریتانیایی و خالق چشم لندن درگذشت

دیوید مارکز پیش از هر چیز برای چشم اندازی که در طراحی بصر‌ی‌ مکان‌های عمومی و سمبلیک یک شهر و روحیه کارآفرینی که داشت ستایش میشد. او که به همراه همسرش جولیا بارفیلد از بنیانگذاران شرکت معماری مارکس بارفیلد هستند بیشتر با دو پروژه مشهور چشم لندن و برج آی ۳۶۰ شناخته می‌شوند. آن‌ها ایده‌های خود را در بسیاری از شهرهای جهان اجرا کرده اند.

سیاست تنگنا: وقتی دیوارها عرصه را بر تن‌ها تنگ می‌کنند

رها کردن یک فرد تا به علت خفگی درون دیوارها بمیرد، کاری است که در برهه‌هایی از زمان، در نقاط مختلفی از دنیا، متاخرترین نمونه‌ی آن در اوایل قرن بیستم در مغولستان، به عنوان یک مجازات اعدام استفاده می‌شده است. افسانه‌ی استاد مانول در ادبیات اروپای شرقی، بیانگرترین روایت از چنین اعدامی را به‌دست می‌دهد. این افسانه نسخه‌های متعددی دارد ولی روایت اصلی آن، در مورد یک استاد بنا است که با شیطان قراردادی می‌بندد که به او امکان می‌دهد که زیباترین صومعه‌ی در دنیا را بسازد، به شرط آنکه در زمان ساخت دیوار اصلی، همسر باردارش را درون آن بگذارد. جیغ‌های همسر مانول زمانی که کریدور بدنش را محبوس می‌کند، صریح‌ترین توصیف در مورد خشونت معمار است.