معماری

مسئله‌ی تاریخ: دشواری‌های نگارش تاریخ معماری

سودمندی مطالعه‌ی تاریخ معماری برای کیست؟ معماران؟ دانشجویان؟ یا صرفا تاریخ‌نگاران معماری؟ ویتمن در این متن با اشاره به چالش‌هایی که در راه نگاشتن تاریخ معماری به دست معماران یا غیرمعماران وجود داشته است، تاریخ معماری معاصر را در مورد تجسس روش‌های بی‌شماری می‌داند که ساخت، تجربه، نمایش و مفهوم فضا، تاریخ انسان را شکل می‌دهند. تا بدان‌جا که چنین مطالعاتی به هدفش در غنی‌کردن درک ما از ارتباطات پیچیده می‌رسد. این چنین مطالعاتی به کار معمارانی می‌آید که چنین تصمیم سیاسی را گرفته‌اند که تاریخ را جدی بگیرند.

سیاست، معماری و پارامتریسیسم: در جست‌و‌جوی تفسیری برای معماری قرن بیست‌ویک

«در جهان پیشامدرن قلعه و قصر و دیگر ساختمان‌های عظیم، به همان اندازه‌ی دین و قانون و اقتصاد از اجزای اصلی ساختار سیاسی بودند. در جهان مدرن، معماری و سیاست سیستم کارکردیِ جدایی دارند.» نظریات پاتریک شوماخر، نویسنده و همکار اسبق زها حدید، چه زمانی که دفاعیه‌ای از سرمایه‌داری ارائه می‌داد و چه زمانی که پارامتریسیسم را به عنوان خوانشی از معماری قرن بیست‌ویکم معرفی می‌کرد، مورد بررسی و نقد قرار گرفته است. در این متن جک سلف، معماری، سیاست و پارامتریسیسم را در اندیشه‌ی شوماخر بررسی می‌کند

خالی ِبزرگ، خالی‌های ِکوچک را می بلعد؛ طولانی‌شدن فرآیند ساخت ساختمان‌ها و زیست روزمره‌ی خریداران

در جای ‌جای شهرهای کشورمان، پروژه‌های ساختمانی بسیاری هست که مراحل ساخت آن‌ها دچار وقفه‌های طولانی‌مدت شده وبعضی از آن‌ها مدت‌هاست که نیمه‌کاره به حال خود رها شده‌اند. در این یادداشت به چرایی این پدیده نمی‌پردازم، بلکه قصد دارم بخش کوچکی از اتفاقاتی را که برای زیست روزمره‌ی چند تن از خانواده‌هایی که در این پروژه‌ها درگیر بوده‌اند را بیان کنم.
صحته‌ فیلم طناب (Rope) به کارگردانی آلفرد هیچکاک (Alfred Hitchcok)

معماری چگونه از طریق سینما سخن می‌گوید؟

تصور اینکه سینما در خلاء شکل بگیرد، دشوار است. بدون وجود صحنه برای خلق فضایی که فیلم روایت می‌کند، نمی‌توانیم از واقعیت بهه دنیای فیلمی که در آن غرق هستیم، سفر کنیم. سینما به عنوان معماری. عنوانی برای تعامل میان سینما و معماری. معماری ذاتی بیان سینمایی و ماهیت سینمایی تجربه معمارانه، دیالوگی پیچیده و اغلب اوقات چندمنظوره بین این دو رشته است.

آن‌گاه که روح و معنا، بر کالبد چیره می‌شود؛ بررسی جایگاه «نِفارها و سقّانِفارها»

اگر «نِفار» و «سقّانِفار» را در جوار یک‌دیگر قرار دهیم و مقابلشان بایستیم؛ بدون در نظر گرفتنِ تزئیناتِ احتمالی، سخت و دشوار خواهد بود دریابیم که کدام‌یک، نِفار است و کدام‌یک، سقّانِفار! زیرا می‌توان گفت که از حیثِ ساختار و کالبد، عیناً به‌مانند هم هستند. جالب آن‌که، «سقّانِفار» از نظر ترکیبِ واژگانی، به‌مانند همزاد خود، کلمه‌ی «نِفار» را به همراه دارد؛ اما نیرویی، آن را متمایز از نِفارِ شالیزارها می‌کند؛ تمایزی که فاصله‌ی جایگاهِ این دو را در بین اهالی تبرستان، از عرش تا فرش قرار می‌دهد. دلیلش را می‌توان با دمیدنِ روحی به نام «سقّا» بر کالبد بی‌جانِ «نِفار» تفسیر کرد که حیاتی جاودان بدان عطا نمود! گویی سقّا، «روح و معنایِ جان‌بخشی» بود که به «کالبدِ بی‌جانِ» نِفار دمیده شد! داستان سقّانِفار، قرابتِ معناییِ قریبی با سرآغازِ سرگذشتِ ما آدمیان دارد!

معماری برای صلح:‌ پروژه‌ای برای بهبود روابط میان دو کشور کره‌

«حوزه‌های آبی بی‌طرف» ایده‌ی محوری طرحی را تشکیل می‌دهد که امیدوار است تا محلی را برای ایجاد تعامل میان مردم دو کشوره کره‌ی شمال و جنوبی فراهم کند. چه بسا این طرح معماری بتواند نطفه‌های صلح را در دل این دو کشور بکارد. شاید این بار معماری بتواند نجات‌بخش باشد.

اخلاقی یا زیبا؟ / نقدی بر تغییرات ساختمان اداره‌ی مرکزی پست تبریز

ساختمان پست مرکزی تبریز یکی از نمونه‌های شاخص معماری مدرنیستی رایج در پهلوی دوم است که با نمای شیشه‌ای و بتنی عریانش، برای سال‌های طولانی به عنوان نشانه‌‌ای شهری در خیابان ارتش جنوبی تبریز ایفای نقش می‌کرد. فرم‌پردازی، مصالح، اجرا و موقعیت ممتاز این ساختمان، آن را به حق جزو آن دسته از بناهای مدرن قرار می‌دهد که نیازمند حفاظت و قرارگیری در ذیل عنوان «میراث معماری مدرن» هستند.  با این حال پس از بی‌توجهی به مرمت اصولی نمای بتنی و سطوح شیشه‌ای ساختمان، اینک مدتی است که تغییرات سوال‌برانگیزی بر روی آن در حال اعمال‌شدن است. از رنگ کردن سطوح بتنی گرفته تا نصب بیلبوردهای تبلیغاتی، بنرها و تبدیل فضای داخلی و یکی از طبقات آن به خرده‌فروشی‌ها و بازارچه‌ای با کارکردی مغایر عملکرد اصلی ساختمان.

«نقد معماری معاصر ایران»

ما در میان دیوارها و پنجره‌ها نفس می‌کشیم؛‌ میان هرآنچه خودْ آن‌ها را ساخته‌ایم. لابه‌لای آجر و سیمان و سنگ و چوب فریاد می‌زنیم، خاطره می‌سازیم، عاشق می‌شویم، پریشان می‌شویم، فکر می‌کنیم و تجربه‌ی زیسته‌مان را فربه‌تر می‌کنیم. اگر تقریباً همواره ما اسیر این «محیط مصنوع» خودساخته‌ایم، چرا نباید درباره‌ی آن سخن بگوییم؟ ‌چرا نباید به داوری و تفسیر و ارزیابی‌اش بنشینیم؟ چرا نسبت به چیستی و چگونگی‌اش حساس نباشیم و به آن واکنش نشان ندهیم؟‌ و در یک کلام، چرا نباید آن را نقد کنیم؟‌

خانه‌ی فرفره‌ای؛ طرحی کم‌هزینه برای بازسازی پس از زلزله

پروژه‌ی خانه‌ي فرفری پروژه‌ای برای ساخت خانه‌های کم‌هزینه برای زلزله‌زذگان منطقه‌ی سیچوان چین بطراحی شده است. این طرح بر مبنای مدول‌ واحدی شکل می‌گیرد که از چرخش آن حول محورهای معینی فضاهای خانه تولید می‌شوند. در این نوشته به بررسی ویژگی‌ها و سومندی‌های این طرح می‌پردازیم.

در انتظار واینستینیزه شدن چه زمان موعد شکایت علیه تعرض جنسی در معماری فرا می‌رسد؟

آرون بتسکی در این متن با اشاره به زندگی شخصی لویی کان به معضل گسترده در حرفه‌ی معماری یعنی تعرض جنسی در محیط آکادمیک و دفاتر معماری می‌پردازد. وی با اشاره به اینکه توجه به این مسائل می‌تواند از ارزش‌های معماریانه‌ی آثار معماران جا باشد، زنان معمار را به بازگویی ناگفته‌های خود از تعرضات جنسی که در محیط کار یا آکادمیک متحمل شده‌اند فرامی‌خواند.

کُنراد واکسمان: بزرگ‌ترین معمار قرن بیستم

کنراد واکسمان، مهندس سازه و معمار آلمانی عمیق‌تر از هر کس دیگر به نیازها و منافع معماری صنعتی‌شده می‌اندیشید. واکسمان برای اولین بار با ساخت خانه‌ای در حومه‌ی برلین برای آلبرت اینشتین توجه‌ عموم را به خود جلب کرد و بعدها با ایده‌هایی که برای پیش‌ساختگی پرورش داد نقش موثری در پیش‌برد معماری مدرن ایفا کرد. در این متن مختصری به زندگی و دستاوردهای واکسمان می‌پردازیم.
کانال تلگرام