تحریریه سرویس معماری معاصر

شهرهایی که مرئی می‌شوند؛ درباره‌ی تجربه‌ی بازنمایی تصویری «شهرهای نامرئی» از ایتالو کالوینو

هنر چیزی جز بازنمایی نیست. همه‌ی نظریه‌های هنری درباره‌ی ماهیت این بازنمایی سخن می‌گویند، از بازنمایی واقعیت تا بازنمایی خیال یا حتی بازنمایی بازنمایی. اما جز آرا و نظریه‌ها ابزارها نیز موثرند؛ گاهی آن‌ها خود نظریه‌سازند. نظریه‌های زبانی در حوزه‌ی هنر با نظریه‌های تصویری تمایزات جدی دارند. دستگاه‌های تحلیلی یا انتقادی آن دو در بسیاری موارد بدون رجوع به ریشه‌های فلسفی به یکدیگر بسط‌ نمی‌یابند و البته این تضاد نیز مانند هر تضاد دیگری خود می‌تواند مجرایی برای زایش و خلق قرار گیرد. نوشته‌هایی درباره‌ی تصویر یا تصاویری درباره‌ی نوشته‌ها، موسیقی فیلم، معماری متن، کلمات تجسم‌یافته و صداهای رنگین تلاش‌هایی‌ هستند تا چهارچوب‌های ادراکی را به یکدیگر بسط دهند و از امکانات پنهان آن‌ها نسبت به یکدیگر استفاده کنند. ازاین‌رو هر بار که قالبی هنری، قالبی دیگر را موضوع خود قرار می دهد، جز تولید محتوا به‌عنوان اثر هنری، رخدادی نیز حاصل شده است. آن رخداد تنظیمی دیگر از تمایزات ادراکی این دو قالب نسبت به یکدیگر است.

تجربه شعف محیطی در پردیس ایرانی؛ ۱۰کیفیت محیطی باغ ایرانی از دریچه علم، فلسفه و عرفان

گاهی در جایی قدم می‌گذاریم و حال ما دگرگون می‌شود. گویی در لحظه‌ای از جهانی به جهانی دیگر وارد شده‌ایم. محیطی که حال ما را دگرگون می‌کند، نام‌های گوناگونی به خود گرفته است. بهشت زمینی، اقلیم هشتم، هتروتوپیا، دگرجا، میدان انرژی هوشمند و... برخی از این نام‌ها و تعابیر است. باغ ایرانی نمونه واضح محیط دلپذیری است که به محض ورود به آن حال بهتری پیدا می‌کنیم. محیطی که در طول هزاران سال همه ایرانیان لذت حضور در آن را تجربه کرده‌اند و از آن به عنوان بهشت یا پردیس یاد می‌کنند. در طول قرون متمادی سیاحان و تاریخ‌نگاران لذت حضور خود در باغ‌های ایرانی را توصیف کرده‌اند. در 6 دهه اخیر نیز محققان و پژوهشگران هر یک از دریچه نگاه خود، این پدیده محیطی را کالبدشکافی كرده‌اند تا از چیستی و چرایی دلپذیری آن پرده بردارند. این نوشتار به اختصار 10 کیفیت محیطی باغ ایرانی را از دریچه علم، فلسفه و عرفان برمی‌شمرد.

منظر ایرانی بیت‌الغزلی از عالم معنا؛بازخوانی خصوصیات منظر ایرانی در باغ‌سازی

باغ ایرانی چون شعری است که پیش‌تر بارها خوانده شده است و با این حال بازخوانی‌اش را می‌توان روح‌بخش یافت که غبار عادت بر صورتش نمی‌نشیند و تماشایش را مخدوش نمی‌کند.قدمت باغ در ایران بسیار است و آوازه شکوه و زیبایی آن از دیرباز به فراتر از جغرافیای سرزمین ایران رسیده است. استاد کریم پیرنیا که سال‌ها به مطالعات معماری و معماری منظر ایران پرداخته، با اشاره به قدمت این باغ‌ها معتقد است ایرانیان از دیرباز به ساختن باغ‌ها و باغچه در حیاط‌ها و دور و بر بناها علاقه خاصی داشته‌اند. با این وجود باغ که از روزگار دیرین در فرهنگ و تمدن ایرانی اهمیت و جایگاه مهمی داشته و یکی از مفاهیم بنیادین مباحث اجتماعی، فرهنگی و طبیعی این سرزمین به شمار می‌رفته است و امروزه نیز به صورت‌های مختلف در ادبیات، معماری و شهرسازی ایرانیان حضور دارد، متاسفانه از جایگاه درخور شأنی در طرح‌های منظر معاصر کشور برخوردار نیست.

به‌شوق آرامش‌ما میان باغ‌ها؛ گفت‌‌وگو با لادن اعتضادی در جست‌وجوی تداوم سنت باغ‌سازی ایرانی

باغ ایرانی از مظاهر فرهنگ ایرانی و حاصل تجربه زیست چندهزارساله در این سرزمین و به قدمت زیست ساکنان ایران‌زمین است. باغ ایرانی عینیتی است زنده‌کننده مفهومی در ذهن ایرانی. نمایشی است از آرمانی که در طول تاریخ این سرزمین در دل مردمان آن حضور داشته است. پس صورتی دارد حاوی معنایی دیرینه و دیرپا . اما دیری نیست که سنت باغ‌سازی ایرانی دچار آسیب شده و بیم آن می‌رود که کورسوی شعله حیات آن خاموش شود.

باغ ایرانی

باغ و منظر ایرانی تبلوری از فرهنگ و هویت ماست و آن آرامشی که در قدم زدن در یک باغ ایرانی احساس می‌شود، میوه همین درخت هویت است؛ قدمتش به قدمت فرهنگ مدون ایرانی است و قامتش به قامت سروها. صورتش نیز ممثّل نوری از انوار بهشت است و زیر سایه اسم جنات بهشتی نهرها در آن جاری‌ست. هم تمام حواس ظاهر رهگذران را به خود مشغول می‌دارد و هم مخاطبان را به دور از شواغل دنیوی و با احساس حواس باطن بر مرکب خیال می‌نشاند و به عالم معنا عزیمت می‌دهد.

لوکوربوزیه و معماری امروز: نگاهی به فیلم «معماری امروز» اثر پیِر شِنال و لوکوربوزیه

نویسنده: غلامرضا جمال‌الدین| پژوهشگر معماری ایران لوکوربوزیه و معماری امروز: نگاهی به فیلم «معماری امروز» اثر پیِر شِنال و لوکوربوزیه (1)  در سال 1930، ...

روح دوران، روح نو؛ پاویون روح نوِ لوکوربوزیه

در سال 1925، در نمایشگاه هنرهای تزیینی پاریس، لوکوربوزیه به طراحی یک پاویلون با عنوان «پاویون روح نو» اقدام کرد. وی در یادداشت خود برای این پاویلون، این طرح را رسیدن به پاسخ مسائلی می‌دانست که سال‌ها با آن‌ها دست‌به‌گریبان بود و در جست‌وجوی یک طرح آرمانی و پاسخ‌گو به مسئله نیازهای معماری و شهرسازی عصر حاضر بود.

پاسخی به مطلب «و اما دوباره پلاسکو»

شیوه تداوم کار در این فراخوان روشن است، این فراخوان دومرحله‌ای نیست، اما پیش‌بینی‌شده است که طرح نهایی معماری طبق مصوبه شورای عالی معماری و شهرسازی از طریق مسابقه معماری تهیه شود. نتیجه و خروجی این فراخوان نیز، طرح و کانسپت معماری نیست که نگرانی برای تکرار، تدقیق یا تکمیل آن در طرح نهایی مسابقه معماری و بروز مشکلاتی از قبیل مالکیت معنوی ایده فراهم شود.

نگاهی به مسابقه دلچه ویتا

مسابقه دلچه‌ویتا که با نوع طرح مسئله­‌ی خود توجه به سازماندهی داخلی را می­‌طلبید با استقبال زیادی از نسل جوان معماری ایران مواجه شد و کمیت و کیفیت بالای طرح‌ها نویدبخش ظهور پربارِ نسل بعدی معماری معاصر ایران است. بیشتر پروژه­‌هایی که در رتبه‌های بالای (حدود 30 طرح فینالیست) قرار گرفتند دارای خصوصیات مشترکی بودند که سعی می­‌کنم در این نوشته کوتاه آن‌ها را ذکر کنم:

کلبه هایدگر خانه ویتگنشتاین؛ فیلسوفانی که خود خانه‌شان را معماری کردند

کلبه‌ چوبی بومی هایدگر نمایش نوعی از ایده‌آلی است که مدرنیست‌های اولیه تلاش می‌کردند آن را به دست آورند. کلبه‌ای که در آن وجود هر عنصری ضروری است و هیچ ‏چیز آن را نمی‌توان نادیده انگاشت. این کلبه‌ چوبی تأکیدی بر یک جایگاه بی‌نقص برای تبلور تفکر هایدگر در هم‌بندی بنیادی مابین زمین و آسمان، سکونت، بنا و هستی بود و به نظر می‌رسید بسیار به آنچه که یک کودک ممکن است از یک خانه ترسیم کند شباهت داشته باشد.

بـه یاد استاد؛ آیا «حسین لرزاده» برای معماری ما مهم است؟

«هنر معمار، هنر تزیینات است»، این گفته حسین لرزاده، معماری است که ما سالها است ترجیح داده‌ایم فراموشش کنیم. شناخت ما از لرزاده، عموماً به شنیدن اسم چند بنایی محدود می‌شود که کمتر فرصت دیدنشان را داشته‌ايم. واقعیت تلخ این است که حسین لرزاده، برای ما ناشناخته است و این یادنامه کوتاه تلاشی حداقلی برای یافتن چرایی اهمیت و گرامی داشت خدمات فراموش‌شده ایشان است.