امروز دیگر ماشین‌ها بخش جدایی‌ناپذیر زندگی شهری هستند و پارکینگ‌ها فضاهایی مهم در کالبد شهری تلقی می‌شوند. مدت‌هاست که شهرها در مقیاس ماشین‌ها ساخته می‌شوند نه انسان‌ها. در بسیاری از ‌شهرها در ایران، با مشکل ترافیک روبه‌رو هستیم که بخشی از این معضل به این دلیل است که همواره در این‌جا و آ‌ن‌جا، بخشی از ماشین‌ها با پارک کردن در کنار معابر، فضای عبور و مرور را کاهش داده‌اند. گویی شهرها دارند کم‌کم به پارکینگی از ماشین‌ها تبدیل می‌شوند. این نوشته درآمدی است بر این مسئله که چرا این حجم از ماشین‌ها در تمام ساعت شبانه‌روز در معابر شهری پارک شده‌اند و اینکه چطور می‌شود با نگاهی به اقتصاد مکان در ایران به این مسئله نزدیک شد.

بر طبق نظر مارکس، هر کالا دو رویه دارد؛ ارزش مصرفی و ارزش مبادله‌ای. البته ارزش مصرفی ویژگی مشخص کالا نیست، بلکه هر شی‌ای که مورد مصرف انسان است در هر شکل از جامعه که باشد، واجد ارزش مصرفی است. ارزش مصرفی رابطه‌ای است میان شی مصرف‌شده و مصرف‌کننده. اقتصاد سیاسی، علم اجتماعی رابطه‌ی بین مردم است و ازاین‌رو مارکس، ارزش مصرفی را خارج از حوزه‌ی تحقیق اقتصاد سیاسی قرار داد.

ارزش مبادله‌ای، ویژگی خاص کالاهاست. ارزش مبادله‌ای، رابطه‌ای کمی بین خود کالاها جلوه می‌کند. با این حساب می‌توان پرسید که چطور ارزش مبادله‌ای‌، در حوزه‌‌ی تحقیق اقتصاد سیاسی قرار می‌گیرد. باید خاطرنشان کرد ارزش مبادله‌ای، درواقع صرفاً شکل بیرونی رابطه‌ای است اجتماعی بین صاحبان کالا. مبادله‌ی کالاها، مبادله‌ی محصول کار تولیدکنندگان منفرد است.[۱] (سوییزی، ۱۳۵۴)

این مسئله را می‌توان به این صورت هم بیان کرد که «کلمه‌ی ارزش اغلب به دو معنا به کار می‌رود: زمانی بیان‌کننده‌ی کارایی و موارد استفاده یک شی است و گاهی گویای قدرت خریدی است که داشتن یک شی برای صاحبش ایجاد می‌کند. در مورد اول می‌توان از «ارزش استعمال یا ارزش مصرفی» و در مورد دوم از «ارزش مبادلاتی» سخن گفت[۲] (هاروی، ۱۳۹۵).

دیوید هاروی، جغرافی‌دان و انسان‌شناس بریتانیایی بیان می‌کند که زمین و ساختمان در اقتصاد سرمایه‌داری کالا هستند اما آن‌ها را کالای معمولی نمی‌داند و برایشان شش تفاوت ذکر می‌کند:

۱. زمین و ساختمان منقول نیستند؛ و از این منظر با کالاهای دیگر متفاوت‌اند؛ زیرا زمین و ساختمان دارای موقعیت فضایی ثابتی هستند.

۲. زمین و ساختمان کالاهایی هستند که هیچ‌کس نمی‌تواند بدون آن‌ها زندگی کند. بدون اشغال فضا نمی‌توانیم وجود داشته باشیم. حداقلی از این کالاها برای هرکس ضروری است و همین امر محدودیت‌هایی در انتخاب این کالاها برای مصرف‌کننده ایجاد می‌کند.

۳. زمین و ساختمان کم مبادله شده و به‌ندرت دست‌به‌دست می‌شوند.

۴. زمین فناناپذیر است و عمر ساختمان هم به‌طورمعمول درازمدت است. همچون تمام‌ کالاهای سرمایه‌داری، زمین هم امکان ذخیره ثروت را فراهم می‌آورد؛ اما زمین ویژگی متمایزی دارد و آن‌هم اینکه حفظ آن نیازمند نگهداری و پذیرش هزینه‌ی خاصی نیست.

۵. هرچند مبادله در بازار در یک ‌لحظه‌ی خاص انجام می‌شود ولی مصرف آن به‌تدریج و در طول زمان صورت می‌گیرد. این ویژگی مختص زمین و ساختمان نیست ولی در مورد این دو، زمان مبادله نسبت به زمان مصرف بسیار کوچک است. حق استفاده از این کالاها برای مدت طولانی، با پرداخت مبلغ بسیار زیادی در یک‌لحظه به دست می‌آید. بالا بودن مبلغ قابل پرداخت هم در اینجا نقشی اساسی ایفا می‌کند.

۶. دارای مصارف گوناگونی هستند که هیچ‌یک نسبت به دیگری مانعه‌الجمع نیست؛ مانند این‌که یک خانه مسکونی از نظر‌گاه‌های مختلفی می‌تواند دارای ارزش مصرفی برای مصرف‌کنندگان باشد، مثلاً داشتن فضای خصوصی، موقعیت مکانی از محل کار، موقعیت محله‌ای ازنظر اجتماعی و نمادین[۳] (هاروی، ۱۳۹۵).

پارکینگ‌ها مورد مصرف افراد قرار می‌گیرند و مانند تمام اشیا دیگر، ارزش مصرفی می‌یابند. همچنین ما در ایران شاهد این هستیم که بخشی از سازندگان در ساخت ساختمان‌ها به میزان کافی پارکینگ‌ برای ساختمان تأمین نمی‌کنند. بخشی از این اتفاق به این دلیل است که سازندگان تصمیم می‌گیرند که آن بخش از زمین را که برای پارکینگ اختصاص ‌یافته است به آپارتمان تبدیل کنند تا بتوانند آپارتمان‌های بیشتری را به فروش برسانند. در این‌جا ارزش مبادله‌ای نقشی مهم ایفا می‌کند. سازندگان ارزش مصرفی را فدای ارزش مبادله‌ای می‌کنند. عدم تأمین پارکینگ به این منجر می‌شود که طبق قوانین پایان‌کار برای ساختمان صادر نشود، اما قوانین به‌گونه‌ای است که در بسیاری از این موارد، این اتفاق منجر به پرداخت جریمه‌ای از سوی کارفرما به شهرداری می‌شود و پایان‌کار صادر می‌شود.

حال ناظر به مواردی که هاروی اشاره می‌کند، کمی بیشتر در این ماجرا دقیق می‌شویم. ازآن‌جاکه مبادله‌ی زمین در یک ‌لحظه‌ی خاص صورت می‌پذیرد و در طولانی‌مدت مصرف می‌شود، می‌توان این شرایط را ترسیم کرد که افرادی که قصد خرید یا اجاره‌ی یک خانه را دارند، پارکینگ را بخشی از معادله‌ی انتخاب خانه قرار می‌دهند؛ اما سهم این بخش متغیر است. ممکن است برخی از افراد خانه‌ای را که در محله‌ی مناسبی برای آن‌ها قرار دارد و به دلیل آن‌که پارکینگ ندارد، قیمت پایین‌تری در مقایسه با واحد‌های دیگر دارد برای خرید یا اجاره انتخاب کنند. یا آن‌که خانه‌ای را خریداری یا اجاره نمایند و در زمان خرید یا اجاره، ماشین نداشته باشند، بنابراین وجود پارکینگ برایشان متغیری حیاتی محسوب نشود اما در طول مدتی که در خانه ساکن هستند، ماشینی را خریداری کنند و حال نیاز به پارکینگ داشته باشند اما واحد آن‌ها برایش پارکینگ تأمین نشده باشد. می‌توان سناریوهایی ازاین‌دست را ادامه داد. وقتی شرایطی به وجود می‌آید که افراد دارای ماشینی هستند اما پارکینگی برایش در خانه‌شان تأمین نشده است، چند اتفاق می‌تواند بروز کند:

یکی آنکه افراد پارکینگ بخرند. در ساختمان دیگری در نزدیکی خانه‌شان، واحدی هست که نیاز به پارکینگ ندارد و پارکینگ خانه‌اش را به فرد موردنظر می‌فروشد. اینجا شاهد ارزش مبادله‌ای پارکینگ هستیم.

دیگر آنکه افراد از فضاهای مشترک برای پارک ماشین‌شان استفاده کنند. مثلاً در یک ساختمان تعدادی از واحد‌ها دارای پارکینگ اختصاصی هستند و تعدادی دیگر پارکینگ ندارند. واحد‌هایی که پارکینگ ندارند، ماشین‌هایشان را در فضاهای مشترک پارک کنند که این مسئله می‌تواند باعث مشاجرات و اختلافاتی در میان ساکنان و استفاده‌کنندگان شود.

حالت دیگر آن است که افراد ماشین‌هایشان را در خیابان‌ها و در نزدیکی منزل‌شان پارک کنند. در اینجا افراد بخشی از فضای عمومی را اشغال می‌کنند و این مسأله باعث می‌شود که در بعضی محلات عبور و مرور با مشکل روبه‌رو شود و فضای خیابان‌ها با ماشین‌های پارک شده اشغال شود. این وضعیت، ماشین‌ها را در معرض سرقت قرار می‌دهد که در صورت بروز سرقت، افراد زیان می‌بینند.

بخشی از وضعیت تبدیل‌شدن شهرها به پارکینگی بزرگ از ماشین‌ها که امروز ما با آن‌ روبه‌رو هستیم، متناظر با همین سازوکارها است. البته نباید از این مسئله غافل شویم که سبک زندگی و روابط اقتصادی، افراد را به داشتن ماشین و کار کردن با ماشین تشویق می‌کند و این خود باعث می‌شود تا به تعداد ماشین‌ها در شهرها افزوده شود؛ اما ماجرا این است که وقتی سازندگان برای ارزش مبادله‌ای بیشتر، پارکینگ تأمین نمی‌کنند و جریمه می‌پردازند. آن‌وقت ماشین‌ها به فضاهای عمومی شهری سرازیر می‌شوند و این باعث می‌شود که افراد صرفاً برای استفاده از شهر، در جهت تعریض معابر یا تأمین امنیت محله‌ها هزینه‌های بیشتری را بپردازند. با عدم تأمین پارکینگ، آن‌ها منازعاتی را در جامعه دامن می‌زنند که می‌توان از آن‌ها جلوگیری کرد. درواقع اتفاقی که می‌افتد این است که گروهی از افراد در یک بازه‌ی کوتاه تخلفی می‌کنند و سودی می‌برند که در بازه‌ای طولانی زیانش به همه‌ی شهر می‌رسد و برای جبران آن زیان، همه‌ی ساکنین شهر باید متحمل هزینه شوند. پارکینگ‌ها، میدانی از مناسبات را پیش ‌روی ما می‌گذارند که در آن نفع شخصی در برابر نفع جمعی می‌ایستد.

صفحه‌ی اصلی پرونده‌ی «اقتصاد مکان»

پی‌نوشت

۱ سوییزی، پل (۱۳۵۴). نظریه تکامل سرمایه‌داری. ترجمه حیدر ماسالی. چاپ اول. تهران: انتشارات تکاپو

۲ هاروی، دیوید (۱۳۹۵). عدالت اجتماعی و شهر. ترجمه محمدرضا حائری. چاپ اول. تهران: انتشارات سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری تهران

۳ همان

مطالب بیشتری نیست
کانال تلگرام
اینستاگرام