دیگر مطالب

جریانِ ممتد تمامی مطالب تولیدی و بازنشریِ پایگاه، با تفکیک فراخوان‌ها

نگاهی به پدیدۀ کنشگرنمایی در بستر فاجعۀ پلاسکو

دو سال پیش در جمعی و بحثی به سه آفت کنشگری اشاره کردم. سالگرد فاجعه پلاسکو بهانه‌ای شد تا بار دیگر به این سه آسیب بپردازیم. در آن بحث، کنشگرنمایی به عنوان معضلی در فعالیت اجتماعی معرفی شد که می‌تواند سه شکلِ حساسیت فصلی، واکنشگری و اکتوریسم به خود بگیرد. ریشۀ کنشگرنمایی شاید در احساس مسؤولیت بخشی از فعالان در کشیدن بار سنگین کنش اجتماعی برای حل تمامی آسیب‌های جامعه باشد، تا از طریق اتخاذ روش‌هایی در ایفای این نقش منجی‌گونه سربلند ظاهر شوند. این سه آفت کنشگری درواقع سه روش کنشگرنمایی است، که در ادامه سعی می‌شود با نگاه به واقعه پلاسکو توضیح داده شود.

مدیریت شهری و فعالیت‌پذیری شهر

یک سال از آتش‌سوزی و تخریب ساختمان پلاسکو می‌گذرد. ساختمان پلاسکو جدا از ارزش‌های معماری و شهری آن به عنوان یک مرکز مهم فعالیتی در مرکز شهر تهران مطرح بوده است. وجود بیش از پانصد واحد تولیدی و تجاری با بیش از چهارهزار شاغل در صنعت پوشاک خود به تنهایی نشانگر اهمیت اقتصادی این مجوعه در اقتصاد شهر تهران بود. در این میان درهم‌تنیدگی ساختاری نظام مدیریت شهری تهران با سرمایه‌داری مستغلاتی فعال در شهر باعث شده که شهرداری و سایر نهادهای فعال در تهران کمتر توجهی به معیارهای شهر پایدار و جهانی مانند زیست‌پذیری و فعالیت پذیری کنند.

کیفیت هوای داخل و تأثیرش بر عملکرد ذهنی انسان | تأثیر ساختمان‌های سبز در بهبود کارایی کارمندان و کاهش هزینه‌ها

مترجم: شهاب‌الدین تصدیقی | دانشجوی مطالعات معماری ایران. دانشگاه تهران. مقدمه‌ی دبیر پرونده‌ی معماری پایدار: ساختمان‌های سبز تا پیش از تحقیق‌های سه گانه هار...

مالک ساختمان پلاسکو: کلیه شهروندان تهران

بدون شناخت و بررسی زمینه‌های شکل‌گیری یک اثر تاریخی یعنی بررسی زمینه‌های داخلی و همچنین بررسی تأثیر تحولات معماری جهان در آن دوران، نمی توان برداشت صحیحی از اهمیت آن اثر در معماری دوران تحول داشت. بدون شک ساختمان پلاسکو با توجه به قرارگرفتن بنا در یک دوره انتقال، از نقاط عطف تاریخ معماری شهر تهران محسوب می‌گردد. بررسی تاریخ شکل‌گیری، حیات و مرگ این بنا و انتخاب جایگزینی برای آن، نیازمند مطالعات گسترده‌ای است که می‌تواند در دوره‌های تخصصی معماری انجام پذیرد و نتایج آن به شکل «تجارب موردی» مکتوب و در اختیار همگان قرار گیرد.

تمام فصل‌های زندگی در معماری پرثمر است

در بستری معمارانه که بیش از ناشناخته‌ها، به بنیان‌های مرسوم بها می‌دهد، معماران نوظهور باید بتوانند تعادلی مناسب بین خلاقیت، دانش و تجربه‌ی خود برقرار کنند. پاول فینچ در این متن به حمایت از ایده‌های بلندپروازانه‌، معماران جوان را به تجربه، بلوغ و جسارت دعوت می‌کند.

آنچه بر شهرسازی در سال ۲۰۱۷ گذشت

مشکلاتی جدی در بسیاری از جهات شهرسازی ما را برگرفته، از مشکلات حمل‌ونقل و عدم دسترسی گرفته تا رشد نابرابری، فقدان هم‌افزایی و مشکلات مربوط به مسکن ارزان‌قیمت. بااین‌وجود شهرها در حال کار بر روی این موضوعات هستند و همین تلاش­ها است که ما را پس‌ازاین همه سال­های پرآشوب، نسبت به آینده خوش­بین نگاه داشته است.

«فرهنگ» بدون «جامعه» | فضاهای جمعی، همزاد گم‌شده فضاهای فرهنگی تهران

واژگانی چون «فرهنگ» و «تمدن» همواره برخاسته از «جوامع بشری» بوده‌اند و مفاهیمی تعریف‌شده برای اجتماعات انسانی قلمداد می‌شده‌اند؛ به عبارت دیگر فرهنگ هیچ‌گاه مفهومی جدای از جامعه و افراد آن نبوده است. فرهنگ با مردم بالیده و به‌عنوان مفهومی پویا در طول تاریخ شکل گرفته است؛ بنابراین هیچ اقدام یا حرکت فرهنگی بدون حضور فعال مردم موفق نخواهد بود. پس می‌توان گفت در سطح شهر نیز هیچ فضای فرهنگی یا فعالیتی که به‌عنوان فعالیت فرهنگی در شهر انجام می‌گیرد، بدون حضور پویا و تعامل افراد در آن کامل نخواهد شد. فرهنگ زمانی ارتقا می‌یابد که امکان گفتمان و تضارب آرا در جامعه ایجاد شده باشد؛ اتفاقی که امروز در شهر تهران به‌صورت غالب دیده می‌شود، ساخت فضاهایی با کاربری و ادعای فرهنگی است؛ اما این فضاها از کوچک‌ترین فضای جمعی بی‌بهره‌اند.

«جایگزین پلاسکو» یعنی چه؟

هنوز این پرسش به قوت خود باقی است که معانی جایگزین ساختمان پلاسکو در یک سال گذشته چه بود و هنوز نیز در سالگرد سوختن پلاسکو این امکان وجود دارد که تصمیم‌گیران، فرایندِ رسیدن به ساختمان جایگزین را بطور شفاف توضیح دهند. در گفت‌وگو با هفت سئوال زیر سعی شد تا فضای مورد نظر یکی از اهالی تهران برای یافتن معانیِ جایگزین پلاسکو روشن شود.
تصويرسازي فاجعه پلاسکو از محمد افلاک

همه مقصریم

آسمان‌خراش جهنّمی یکی از فیلم‌های ماندگار تاریخ سینماست که اهمیت معماری و دانش فراگیر مهندسی ساختمان را به‌ویژه در ساختمان‌های بلندمرتبه به خوبی نشان می‌دهد. ساختمان هر چه بزرگ‌تر و پیچیده‌تر و بلندتر می‌شود، ضرورت نقش مدیریت و نظارت محوری معماران را علاوه بر طراحی اولیّۀ آن بهتر و بیشتر خاطرنشان می‌کند. این تنها و تنها معمار است که با کلیّت ساختمان به‌ویژه ساختمان‌های بزرگ و پیچیده و بلندمرتبه از ابتدا تا انتها (از طرّاحی تا نازک‌کاری و نماکاری) همراه است و نمی‌تواند و نباید که با آن به صورت بخشی و موضعی برخورد نماید. معماران این گونه ساختمان‌ها به سان کارگردان یک فیلم باید دانش و تجربه و زبان ارتباط با کلیۀ عوامل دست اندر کار یک ساختمان را بلد باشند تا بتوانند آن را راهبری نمایند و ضامن صحت و دقت اجرای طرحشان باشند.
کانال تلگرام
اینستاگرام