آینده‌نگاری مفهوم نسبتاً جدید در ادبیات برنامه‌ریزی دنیاست که در ایران کمتر به کار گرفته‌شده است. در این رویکرد که بعضی آن را علم و هنر ساخت آینده نامیده‌اند، بر اساس مشارکت همه‌ی ذی‌نفعان، آینده مطلوب سیستم با توجه به توانمندی‌ها و محدودیت‌هایش ترسیم می‌شود و به‌جای برخورد منفعلانه با حوادث پیش‌آیند، بر اقدامات فعالانه برای شکل‌دهی به آینده مطلوب تأکید می‌شود. کاربرد آینده‌نگاری در برنامه‌ریزی‌های فضایی ازجمله برنامه‌ریزی منطقه‌ای باآنکه سابقه چندان طولانی ندارد اما دستاوردهای بسیاری داشته است. به همین خاطر حتی آمایش سرزمین را درواقع آینده‌نگاری فضایی دانسته‌اند.

یکی از موفق‌ترین این آینده‌نگاری‌ها چشم‌انداز ۲۰۲۰ مجموعه‌ی شهری بارسلون است. مجموعه‌ی شهری بارسلون در منطقه‌ی خودمختار کاتالونیا واقع‌شده است. کاتالونیا یک جامعه خودمختار در داخل اسپانیا با حدود ۶ میلیون جمعیت (جمعیت بارسلون حدود ۶/۱ میلیون نفر است) و مساحت آن ۳۱۹۳۰ کیلومترمربع است. حرکت اصلی و اولیه برای انجام آینده‌نگاری، نیاز و تمایل دولت منطقه‌ی کاتالونیا در اواخر دهه هشتاد است برای پیش‌نگری تحولات آینده و طرح گسترده در مورد جایگاه بلندمدت کاتالونیا به‌عنوان یک منطقه کلیدی مدیترانه؛ بنابراین دولت منطقه‌ای مؤسسه کاتالان مدیترانه یا ICM[1] را در ۱۹۹۲ تأسیس کرد. ارتباط آینده‌نگاری‌های ملی و منطقه‌ای در کشورهای مختلف بر اساس نوع حکومت و شیوه‌های تقسیم قدرت ازنظر نهادی و فضایی متفاوت است. قبل از آن‌که به آینده‌نگاری مجموعه‌ی شهری بارسلون که به چشم‌انداز ۲۰۲۰ مشهور است بپردازیم، انواع ارتباطاتی که آینده‌نگاری‌های ملی و منطقه‌ای باهم دارند را مرور می‌کنیم:

ارتباط انفعالی: زمانی اتفاق می‌افتد که آینده‌نگاری ملی نتایج خود را به سازمان‌های منطقه‌ای و محلی می‌دهد، اما مناطق خودشان مستقیماً در پروژه اصلی مشارکت نمی‌کنند، من‌جمله مرحله تعریف اهداف و تحلیل داده‌ها. درواقع نمی‌توان این‌گونه را آینده‌نگاری منطقه‌ای به‌حساب آورد.

ارتباط اصلاحی: مطالعات منطقه‌ای با تحلیل نتایج اصلی مطالعات آینده‌نگاری ملی آغاز می‌شود و نتایج با توجه به بافتار منطقه سازگار می‌شوند و ازآن‌جهت برون‌یابی جریان‌های اقتصادی و اجتماعی استفاده می‌شود.

ارتباط کمکی: سازمان‌های سیاسی و نهادهای کارآفرینی از ابتدا در عملیات آینده‌نگاری به‌وسیله تعریف نیازهای منطقه‌ای شرکت می‌کنند و این شاخص‌ها بعداً در تعیین اهداف آینده‌نگاری مورداستفاده قرار می‌گیرند.

ارتباط هماهنگی: بعد از انجام چند آینده‌نگاری منطقه‌ای، نتایج با آینده‌نگاری ملی هماهنگ می‌شوند. درواقع یک کمیته مرکزی مسئول تنظیم فرآیند آینده‌نگاری و اهداف است و سازمان‌های منطقه‌ای در توسعه زمینه پژوهش شرکت می‌کنند.

ارتباط ترکیبی: در این مورد چندین مطالعه آینده‌نگاری منطقه‌ای صورت می‌گیرد که هرکدام دارای درجه زیادی از خودمختاری در مرحله تعریف اهداف و مدیریت فرآیند مطالعه هستند. سپس یک واحد مرکزی که مسئول حمایت‌های مالی هم هست نتایج را به‌منظور به دست آوردن نتیجه کلی و ترکیب با نیازهای ملی برای اقدامات آینده و توسعه اقتصادی و اجتماعی جمع‌آوری می‌کند.

آینده‌نگاری مستقل: هیچ ارتباطی بین سطح ملی و منطقه‌ای وجود ندارد. بازیگران منطقه‌ای مسئولیت کامل حمایت و ترویج فعالیت‌های آینده‌نگاری بر عهده‌دارند. تمرکز عملیات کاملاً بر نیازهای اقتصادی و اجتماعی منطقه است تا اهداف استراتژیک منطقه‌ای تدوین شوند.

چشم‌انداز ۲۰۲۰ بارسلون با توجه به خودمختار بودن منطقه‌ی کاتالونیا، از نوع آینده‌نگاری مستقل است.

چشم‌انداز ۲۰۲۰
تهیه‌ی این سند که در امتداد برنامه‌های استراتژیک پیشین قرار دارد، در اوایل سال ۲۰۰۹ آغاز شد و در سپتامبر سال ۲۰۱۰ خاتمه یافت و در نوامبر همین سال، به تصویب رسید. بیش از ۶۵۰ نفر در تهیه‌ی آن شرکت داشتند. این برنامه که نوعی نقشه‌ی راه برای افق ۲۰۲۰ است، بنا به اظهار هماهنگ‌کننده‌ی برنامه، سانتاکانا، شامل پنج محور اصلی است که خواسته‌های اهالی کلان‌شهر را نمایان می‌سازد:

کلان‌شهر جهانی: یعنی رقابت بر اساس پیوستگی‌ها و توانایی‌ ارتباط با شبکه‌های جهانی و جریان انسان‌ها، دارایی‌ها و خدمات. برای این منظور، باید مجموعه‌ی شهری بارسلون از کیفیت اجتماعی و زندگی و توان رقابتی بالایی برخوردار باشد.

پایتخت کاتالونی: تبدیل مجموعه‌ی شهری بارسلون به پایتخت کاتالونی به معنای کمک به رشد و ارتقاء همه‌ی شهروندان کاتالونی و از این طریق کمک به توسعه‌ی اسپانیاست.

ارتباط با مراکز جهانی نوظهور و مرکزیت منطقه‌ی مدیترانه: هم‌اینک هم مجموعه‌ی شهری بارسلون مرکز منطقه‌ی مدیترانه هست. منتها باید از موقعیت خود در منطقه‌ای که در آن ۷۸۵ میلیون نفر زندگی می‌کنند، بیش‌تر استفاده کند و در تحکیم آن بکوشد.

جهانی‌شدن چارچوب ژئوپلیتیکی جهان را تغییر داده و مراکز جدیدی را پدیدار کرده است که اینک رهبری رشد جهانی با آن‌هاست. اگر بارسلون بخواهد به کلان‌شهر جهانی مبدل گردد، باید حضور خود در هند، چین، برزیل و دیگر کشورهایی که به این گروه می‌پیوندند را پررنگ‌تر کند.

نقش رهبری: ایفای نقش رهبری به این معناست که بارسلون باید مانند سیلیکون ولی برای فناوری برتر یا سوئیس برای ساعت‌سازی یا پاریس برای مد لباس، در کار یا کارهایی اسم‌ورسمی بیابد و به معیار مقایسه یا برند مبدل گردد و از این نظر، همه‌ی بخش‌های مرتبط با آن کار شهرت جهانی بیابند.

پایداری: این ویژگی نیز باید یکی از صفات بارز یا معیارهای تشخیص مجموعه‌ی شهری بارسلون باشد. در برنامه، پیشنهادشده است که نام بارسلون با فلسفه‌ی پایداری در مناطق گرم که با دیگر مناطق فرق دارند، آمیخته شود. این فعالیت اقتصادی در آستانه‌ی ظهور است و فرصت‌های زیادی برای کسب‌وکار و رشد اقتصادی فراهم می‌کند.

[1] Institut Catala de la Mediterrania

مطالب بیشتری نیست