فراخوان ایده پلاسکو منتشر شده است. این فراخوان شامل است بر شش بخش؛ طرح مسئله، بستر ایده پردازی، موضوع ایده پردازی، معیارهای پایه، ترکیب هیئت‌داوران، زمان‌بندی و جوایز (این شش بخش با حروف مرتب‌شده و در این میان «ث» فراموش‌شده!)

اینک چند نکته:

۱. همان‌گونه که در متن فراخوان و عنوان آن مشهود است، این فقط یک فراخوان ایده است و به‌هیچ‌عنوان در قالب مسابقات معماری و شهرسازی نمی‌گنجد و هیچ ضرورتی نداشته است در بند سوم از بخش «ت» تأکید شود که این فراخوان در چارچوب آیین‌نامه مصوب دبیرخانه مسابقات معماری و… صورت گرفته و تابع ضوابط و مقررات آن است. همین چارچوب گذاری غیرضروری باعث خروج ناگزیر از چارچوب و ضوابط می‌شود و مثلاً گماشتن فردی از گروه برگزارکننده (آقای مهندس حسین شیخ زین‌الدین، عضو اصلی «باوند») در هیئت‌داوران را با علامت سؤال مواجه می‌کند. همچنین درصورتی‌که این فراخوان تابع مقررات مسابقات معماری و شهرسازی باشد، باید در آن شیوه تداوم کار در مراحل بعدی، بر اساس ایده‌های منتخب روشن شود؛ مثلاً اگر ایده درخشانی از یکی از مخاطبان عام دریافت شود که در طرح منتخب نهایی تهیه‌شده توسط مهندس مشاور حرفه‌ای، همچنان بدرخشد، تکلیف چیست؟ یا اگر مهندس مشاوری که برای تهیه طرح منتخب نهایی برگزیده و بکار گرفته می‌شود، بخواهد از سایر ایده‌های رتبه نیاورده و جایزه نگرفته در کارش بهره بگیرد، چه می‌شود؟ جای خالی پاسخ به این پرسش‌ها و سؤالات مشابه، نشان می‌دهد که متن فراخوان کامل و دارای انسجام درونی نیست.

۲. عنوان و مفاد بخش‌هایی از آن، مدعی آن است که برای مخاطب عام تدوین و منتشرشده است؛ مثلاً دربند ۴ بخش الف و بند ۳ بخش «ت» این متن «فراخوان عمومی» نامیده شده است. میزان جوایز تعیین‌شده نیز همین را نشان می‌دهد. درحالی‌که برخلاف انتظار، محتوای متن فراخوان، تخصصی (مثلاً اشاره به پهنه دربند ۵ بخش «ب») و با تمرکز بر جزییات غیرضروری برای ایده پردازی (مثلاً تراکم ساختمانی و…) و زائد برای مخاطب عمومی، تهیه‌شده و بنابراین برای مخاطب منظور، نامناسب است.

۳. در بخش «پ» گزاره‌ای با عنوان «چشم‌انداز» آمده که به‌هیچ‌عنوان چشم‌انداز نیست. در این بند بازتعریف مجموعه پلاسکو فرصتی برای… دانسته شده، درحالی‌که چشم‌انداز باید بیانگر توصیفی-کمّی فرصت‌های تحقق‌یافته باشد نه اهداف یا آرمانه‌ای اقدامات اولیه. در همین بند هدف از فراخوان عمومی ذیل عنوان «ایده پردازی» بیان‌شده و موجب گیج شدن مخاطب عام می‌شود. به‌طورکلی به نظر می‌رسد که بند «پ» عهده‌دار تبیین اهداف این فراخوان از سه منظر مالک اصلی، ارکان مدیریت شهری و برگزارکننده و مجری فرایند است و بنابراین عنوانی که برایش انتخاب‌شده (موضوع ایده پردازی) درست نیست.

۴. ترکیب هیئت شش نفرِ داوران (بدون توضیحی در مورد اصلی و علی‌البدل بودن هریک) و ترتیب نام بردن از ایشان (فارغ از ترتیب الفبایی) عجیب است؛ تعداد زوج، حضور یک نفر از برگزارکننده در کنار دو نفر از اعضای ارکان مدیریت شهری و هر شش نفر معمار یا شهر ساز، آن‌هم برای فراخوان عمومی ایده. به نظر می‌رسد که خوانش و ارزیابی ایده‌ها در این جمع از داوران محترم و گرامی دشوار و همراه با تردید باشد. ای‌کاش با چینش دیگری از داوران، پاسخ‌های عمومی به این فراخوان، واقعاً صدای مردم می‌بود.

۵. درباره زمان‌بندی و میزان جوایز فراخوان نیز از جانب اهالی حرفه معماری و شهرسازی اعتراضاتی شنیده شد؛ اما می‌توان آن اعتراضات را به ناهمخوانی متن فراخوان باهدف منظور از آن، تأویل کرد. اگر این متن فراخوان مسابقه‌ای معماری بود و قرار می‌بود که بر اساس آن طرحی حتی اولیه تهیه شود، نه زمان‌بندی مناسب بود نه میزان جوایز؛ و اگر قرار است که فراخوان، عمومی باشد و تنها خواهان ایده‌هایی پایه برای ترکیب در کارهای بعدی، جزییات و مطالب ابتدای متن کاملاً غیرضروری و حتی گیج‌کننده و تردید آفرین است.

۶. مرحوم سید هادی میرمیران برای تبیین تشبیهی یا تمثیلی بعضی از کارهای خود به شعر می‌آویخت: مثلاً از ناصرخسرو می‌آورد که «چون زر گدازنده که بر قیر چکانیش» و طرح کتابخانه ملی را به آن شبیه می‌کرد؛ اما پیداست که این شاهد آوردن شعری، تبیین توضیحی و تشریحی و حتی توجیهی نبود؛ بنابراین فرو کاستن خواسته فراخوان از سویی به یک بیت شعر یا یک تصویر و بالا بردن آن از سوی دیگر به اقتضای تشبیه و تمثیل، تناقضی درونی است که در توضیحات بعدی فراخوان توسط بعضی از آگاهان به محتوا و مبنای آن صورت می‌گیرد.

بااین‌همه باید گفت و پذیرفت که این کار اقدامی است درخور تحسین و با توجه به اینکه اولین است در نوع خود، بعضی از اشکالات بالا و سایر اشکالاتی که گفته نشد، در آن طبیعی است. برای برگزارکنندگان و مشارکت‌کنندگان در تدوین این فراخوان، آرزوی موفقیت می‌کنیم.

مطالب بیشتری نیست
کانال تلگرام
اینستاگرام