نویسنده: ریحانه حجتی| دبیر پرونده پیاده‌مداری


گاه کلمات و عباراتی ثابت در طول زمان، معانی متفاوتی می‌پذیرند. فارغ از این‌که این معانی را کدام پایگاه صادر کند، پذیرفته‌شدن آن‌ها از سوی جامعه‌ی جهانی است که به آن‌ها اعتبار می‌بخشد. از جمله‌ی این عبارت‌ها، «توسعه‌یافتگی شهری» است. هیچ شهر و شهرداری را نمی‌توان یافت که در پی توسعه‌یافتگی نباشد؛ اما آنچه اهمیت دارد، معنایی است که او از این کلمه در ذهن می‌پرورد. در وجه حمل‌ونقلی و ترافیکی، امروز تعریف توسعه‌یافتگی تغییر کرده‌است. زمانی تصاویر خیالی معماران و شهرسازان بزرگ دنیا از شهرهای آینده، پر بود از ماشین‌ها و راه‌های بزرگ و عریضی که از زیر و روی هم رد می‌شدند و سرعت را نماد این شهرها می‌ساختند. چنانچه بعدها کلان‌شهرهای دنیا نیز به همین شکل درآمدند و بزرگراه‌ها و اتوبان‌هایی مملو از ماشین و وسایل نقلیه‌ی موتوری دیگر (اعم از خصوصی و عمومی) منظر عمومی شهرها را تشکیل دادند. شهرهای پیشرفته‌ی دنیا به اتوبان‌ها و بزرگراه‌های طولانی که آمال و آرزوی شهرهای درحال‌توسعه بودند، شناخته می‌شدند؛ اما امروز این تصاویر تغییر کرده‌اند و شاهد تصاویری در مقیاسی کوچک‌تر و نزدیک‌تر از فضاهای شهری هستیم که در آن‌ها هیچ ماشینی دیده نمی‌شود یا، اگر هست، وسیله‌ای برای حمل‌ونقل عمومی است. در این تصاویر ما خیل جمعیتی را می‌بینیم که به‌راحتی حرکت می‌کنند، کافه‌هایی که میز و صندلی‌شان را در پیاده‌روها می‌چینند و مردم باز هم بدون هیچ مزاحمتی در حال عبور و تماشای مغازه‌ها هستند. تصویر امروز از شهرهایی که در حوزه‌ی شهرسازی در رتبه‌های بالا قرار دارند، پر است از آدم‌های پیاده در پیاده‌روهای آرام و درعین‌حال فعال. بی‌تردید این فعالیت و پویایی فقط ناشی از شکل و نوع معبر پیاده نیست؛ زیرا جریان یک زندگی در شهر نیازمند موارد بیشتری است. جریان زندگی پیاده نیاز به عملکردهای سازگار، بستر هموار، ظرفیتی کافی، برنامه‌ریزی بلندمدت و همه‌ی ملزومات یک حضور زنده در شهر دارد.
امروز تصویر ما از شهرهایمان و به‌ویژه پایتخت چیست؟ منظر عمومی شهر تهران چه تصویری به مردم می‌دهد؟ آری، تهران امروز کلان‌شهری است با تصویری از یک شهر توسعه‌یافته‌ی دیروز. امروز دیگر اینکه جزئیات این تصویر چقدر درست است مطرح نیست؛ سخن از تغییر کلیت آن در میان است. با تعریف امروز از یک شهر پیشرفته، کلیت این تصویر نباید پر از خودرو، اتوبان و بزرگراه‌های یک یا دوطبقه باشد؛ بلکه باید پر از انسان‌هایی شاد و پرنشاط در فضاهایی پیاده با سنگفرش‌هایی زیبا و مغازه‌هایی فعال باشد. بوی این نیاز گرچه به شامه‌ی مدیران شهرمان رسیده‌، اقدامات آن‌ها هنوز «جریان زندگی پیاده در شهر» را به راه نینداخته‌است. احداث و توسعه‌ی پیاده‌راه‌ها یکی از ملزومات این جریان، اما از ویژگی‌های بیشتر تصنعی زندگی پیاده در شهر، است که عمده‌ی اقدامات اخیر در این حوزه به آن محدود شده‌است.
تهرانِ امروز به شهری می‌ماند که نه طاقت دل‌کندن از آن اتوبان‌ها و خیابان‌های روگذر و زیرگذرش را دارد و نه می‌خواهد از قافله‌ی توسعه‌یافتگی و پیشرفت شهری عقب بماند. تهران شهری است در گذار از خودرومداری به پیاده‌مداری و ازاین‌رو فعالیت‌هایی را، هرچند آهسته، در این راه آغاز کرده‌است که در این پرونده به نقد و بررسی آن‌ها می‌پردازیم.

منبع
فصلنامه همشهری معماری
مطالب بیشتری نیست