مروری بر کتاب شهر خودسامان نوشته‌ی الکساندر واسودِ‌وان ــ در ستایش تصرف عدوانی
نویسنده:
پیتر دی. اسمیت[۱]
مترجم: مریم نخعی (دانشجوی کارشناسی ارشد طراحی شهری دانشگاه هنر)


فوریه‌ی امسال تصرف‌کنندگان به ساختمانی ۱۴ میلیون پوندی در نزدیکی قصر باکینگهام نقل مکان کردند. این قصر سومین ملک مجللی بود که در عرض چند هفته به‌دست اعضای خلق خودگردان آزادی‌خواهان آنارشیست[۲] اشغال می‌شد و بخشی از کارزار برجسته کردن افتضاح املاک خالی بود؛ آن‌هم در زمانه‌ای که بی‌خانمانی و نابرابری به شدت افزایش یافته است. در انگلستان، تعداد افراد بی‌سرپناه در شش سال گذشته بی‌وقفه رشد کرده است.

پژوهش الکساندر واسودوان[۳] نخستین کوشش جامع برای بازسازی تاریخ تصرف عدوانی به منزله‌ی «نمود درکی خودآیین از زندگی مشترک شهری» است. هر کدام از هشت فصل کتاب به شهر معینی می‌پردازد و سیر تصرف عدوانی را، از زمان جنبش‌های اجتماعی رادیکال در دهه‌ی ۱۹۶۰، پی می‌گیرد و نشان می‌دهد که چگونه اشغال ساختمان‌ها به شیوه‌ای برای از نو تصور کردن شهر «در حکم فضایی برای برآوردن نیاز‌های اولیه، پناه یافتن، آزمایش و مقاومت» تبدیل شد. تصرف عدوانی، افزون بر فراهم کردن راه‌حلی فوری برای نیاز به مسکن، راهی بود برای پس گرفتن شهر از دست اعیانی‌سازی و برنامه‌های نوسازی شهری‌‌ای که داشت شهر را از فضاهای عمومی محروم و اهالی طبقه‌ی کارگر را آواره می‌کرد.

اما واسودوان فراتر می‌رود و ادعا می‌کند که تصرفگران علاوه بر این پیشگامانی بودند که در عرصه‌ی شهر نوع جدیدی از سبک زندگی را جست‌وجو کردند، فضاها را پس گرفتند و، به بیان آنری لوفور، از نوعی «حق بر شهر» جهان‌گستر دفاع کردند. بناهای تصرف‌شده به آزمایشگاه‌هایی تبدیل شد که در آنها مردم هویت و زندگی جمعی جدیدی را می‌آزمودند. در شهرهای اروپا و امریکا، این بناهای تصرف‌شده مکان‌هایی بود «که می‌شد در آنها جهانی بدیل ساخت».

تصویر جلد کتاب «شهر خودسامان»

واسودوان کتابش را صرفاً نوشته‌ای بی‌روح در حوزه‌ی تاریخ شهر نمی‌پندارد، بلکه آن را تجلیل از افکار پرشور و دستاوردهای تصرفگرانی می‌داند که جرئت کردند نگرشی بدیل به زندگی را تصور کنند؛ بدیلی برای شهر نئولیبرال و شهری‌شدنی که همچنان در حال بلعیدن جهان است. ادعای بسیار بدیع او این است که تاریخ تصرف عدوانی «امکان سازماندهی مجدد شهرهایمان را در راستای رویه‌های جمعی‌تر، از حیث اجتماعی عادلانه‌تر، و به لحاظ زیست‌محیطی پایدارتر» آشکار می‌کند. واسودوان، با استفاده از اسنادی که خود تصرفگران پدید آورده بودند و تجربه‌های گذرایشان را مستند می‌کرد، توضیح می‌دهد که «بنای تصرف‌شده مکانی برای آفریدن جهان به صورت جمعی است: مکانی برای بیان خشم و همبستگی، برای کشف هویت‌های تازه و فضاهای خودمانی متفاوت، برای تجربه کردن و به اشتراک گذاشتن احساسات جدید، و برای سرپیچی از قدرت و آزادانه زیستن».

فصل اول کتاب، درباره‌ی نیویورک، بررسی می‌کند که چگونه جنبش تصرف عدوانی از دل کنشگری اجاره‌نشین‌ها سر برآورد. تا سال ۱۹۶۰، سی درصد از جمعیت غیر سفیدپوست نیویورک در خانه‌های خراب و ویران زندگی می‌کرد و سلسله‌ای از اعتصاب‌ها برای اجاره، به گرد هم آمدن اهالی کمک کرد و به مستأجران جرات مبارزه برای استانداردهای بهتر را داد. در بهار سال ۱۹۷۰ نوعی جنبش تصرفگران پیدا شد که آن را عملیات نقل مکان[۴] نامیده بودند. این جنبش تا تابستان ۱۵۰ خانوار از طبقه‌ی کارگر را، که عمدتاً ریشه‌ی آفریقایی ـ آمریکایی یا آمریکای لاتینی داشتند، در آپارتمان‌های متروکه‌ای که قرار بود به منزله‌ی بخشی از برنامه‌ی ساخت مسکن برای خانوارهای با درآمد متوسط و بالا تخریب شود، جای داد. پدر و مادری به گزارشگر گفتند: «ما یک سال با آدم‌هایی مخوف در جاهایی وحشتناک زندگی می‌کردیم … اما این جمعی دوست‌داشتنی است».

شهر در ابتدا با تخریب لوله‌کشی و اثاثیه‌ی ثابت[۵] همه‌ی املاک خالی واکنش نشان داد. اما سرانجام عملیات نقل مکان مسئولان را مجبور کرد کوتاه بیایند و به تصرف‌کنندگان  ــ که خانه‌هایشان را تعمیر و نوسازی کرده بودند ــ اجازه بدهند که بمانند. حدود هزار واحد مسکونی نیز به طرح بازسازی شهری در آپر وست ساید[۶] اضافه شد. عملیات نقل مکان موفقیت‌آمیز بود چرا که نه‌تنها خانه‌های بیشتری به ارمغان آورد بلکه این معضل را با نمایش‌های تبلیغاتی مثل «دادگاه جرائم مسکن» بر سر زبان‌ها انداخت؛ دادگاهی که ۱۵۰۰ نفر در آن شرکت کرده بودند. این جنبش مشوق «شیوه‌های تازه‌ی اندیشیدن به شهر و سکونت در آن در حکم فضای کنش سیاسی و خودسامان‌دهی[۷]» بود.

ریشه‌های تصرف عدوانی در لندن به فردای جنگ [جهانی دوم] برمی‌گردد؛ زمانی که سربازان شرکت‌کننده در جنگ و فعالان حزب کمونیست در سال ۱۹۴۶ املاک خالی را اشغال کردند و حتی مدتی به آپارتمان‌های مجلل در خانه‌ی دوشس بدفورد[۸] در کنزینگتون[۹] نقل مکان کردند. اما تصرف عدوانی تازه از دهه‌ی ۶۰ و ۷۰ میلادی پدیده‌ی شایع‌تری شد. زمانی گروهی که در راسته‌ای از املاک متروک جی‌ال‌سی[۱۰] در جاده‌ی فرستن[۱۱] در غرب لندن زندگی می‌کردند،‌ از انگلستان اعلام استقلال کردند. جمهوری آزاد و مستقل فرستونیا[۱۲] حتی به سازمان ملل متحد نامه نوشت و گروه حافظ صلح درخواست کرد تا از تخلیه‌ی قریب‌الوقوعش جلوگیری کند. سازمان ملل پاسخی نداد، اما شهرتی که تصرفگران برای خود دست و پا کرده بودند به مذاکره با جی‌ال‌سی انجامید و سرانجام آن محوطه را به بنیاد مسکن ناتینگ‌‌هیل[۱۳] سپردند.

 بحث واسودوان قانع‌کننده است و پژوهشی چشمگیر آن را تأیید می‌کند. روایت او هم «اجتماع خودسامان بدیلِ» کریستیانا را، که در پادگان‌های متروک کپنهاگ در سال ۱۹۷۱ ایجاد شد، در برمی‌گیرد، و هم مستمری‌بگیران برلینی را، که باشگاه در معرضِ بازسازی‌شان را به اشغال خود درآوردند، و هم موقعیت پرشور آمستردام را بین سال‌های ۱۹۶۴ و ۱۹۹۹، که هفتاد هزار نفر در آن مشغول تصرف عدوانی بودند. واسودوان نشان می‌دهد که اشغال املاک خالی چگونه به «نوعی جنبش اجتماعی شهری رادیکال» بدل شد که بر توسعه‌ی اخیر بسیاری از شهرها تأثیر گذاشت. تصرفگران با اشغال و نوسازی خانه‌های متروک و ــ چنانکه در خانه‌های اجاره‌ای برلین رخ داد ــ آفریدن نوعی زیرساخت اجتماعی بدیل و کامل با کمک کافه‌ها، مهد کودک‌ها، کارگاه‌ها، سالن‌های کنسرت، کلینیک‌ها، مغازه‌های تعمیر دوچرخه و حتی باغ‌وحش‌ مخصوص کودکان، سرمشق‌های زندگی جمعی و تحول اجتماعی را برای شهرهایشان فراهم کردند.

البته خیلی مسخره است که این «مداخلات شهری موقت»[۱۴]، که کوششی رادیکال برای از نو وفق دادن فضاهای شهری ازکارافتاده [با کاربری‌های جدید] برای خلق اجتماعاتی دگرگونه بود، اکنون شهرهایی همچون برلین را برای کسب‌وکارها و دست‌اندرکاران اعیانی‌سازی بسیار جذاب کرده است: ایده‌های انقلابی به «دارایی‌های برندینگ»[۱۵] شهری تقلیل پیدا کرده‌اند. همزمان با نقل مکان طبقات مرفّه و بساز و بفروش‌ها به یک ناحیه، صاحبان قدرت شروع به پاکسازی تصرفگران می‌کنند. در واقع بیشتر فضاهایی که واسودوان درباره‌ی آنها بحث می‌کند زمان زیادی از بازسازی‌شدن و تخلیه‌ی تصرفگرانشان می‌گذرد. بنابراین، پروژه‌ی او تقریباً تلاشی است برای «بازسازی و احیای مجدد این فضاها» در عین حفظ «چشم‌انداز بدیل زندگی شهری جمعی».

در سال‌های اخیر نقش تصرف عدوانی تغییر کرده و نسبتش با جنبش‌های گسترده‌تر مسکن کمتر و با فرهنگ‌های اعتراضی گوناگون مثل کارزار ضد جهانی‌شدن بیشتر شده است. واسودوان اشاره می‌کند که به دنبال بحران مالی «حمله‌ی پیوسته و حساب‌شده‌ای به گونه‌های بدیل زندگی و کار در شهرهای اروپا و آمریکای شمالی صورت گرفته است». با سر به فلک گذاشتن اجاره‌ها و قیمت مسکن، خانه به کالا، و شهرها به «محل آوارگی و نابرابری‌های شدید، بهره‌کشی، و فقر» تبدیل شده است. بسیاری از مردم بدون خانه‌ی مناسب مانده‌اند و جنبش‌های رادیکال مسکن در برلین، نیویورک و پاریس و همچنین در یونان، ایتالیا و اسپانیا، که ۲۰ درصد از خانه‌های موجودش اکنون خالی است، دوباره پیدا شده‌اند. در لندن هم دوران ریاضت اقتصادی باعث جان گرفتن دوباره‌ی تصرف عدوانی در قالب گروه‌هایی همچون فوکِس ای۱۵[۱۶] در نیوئم[۱۷] و سیسترز آنکات[۱۸] در هکنی[۱۹] شده است. با وجود این، در اول سپتامبر ۲۰۱۲ برای اولین بار تصرف بنای مسکونی در انگلستان جرم شناخته شد.

پیامد این قانون‌گذاری به طرزی تأثربرانگیز در سرنوشت دنیل گانتلت[۲۰] تجلی پیدا کرد. او با این قوانین جدید ضد تصرفگری متهم شناخته شد و در سال ۲۰۱۳ بیرون خانه‌ای ویلایی در اِیلزفرد[۲۱] یخ زد و مرد. چنانکه پژوهش عالمانه و روشنگر واسودوان، هم در مورد تصرفگران امروزی و هم در مورد پیشینیانشان، نشان می‌دهد معضل اضطراری مسکن بخشی از مسئله‌ای بزرگتر است؛ چرا که تصرف عدوانی، به شکل رادیکالش، به آینده‌ی شهرهای ما مربوط است و به اینکه همه‌ی ما در مقام شهروند حق داریم آنها را به جاهای عادلانه‌تر و انسانی‌تری برای زندگی تبدیل کنیم.

مشخصات کتابشناختی این اثر چنین است:

الکساندر واسودوان. شهر خودسامان: تاریخچه‌ی تصرف عدوانی در شهر. نیویورک: ورسو، ۲۰۱۷.

پی‌نوشت‌ها

[۱] Peter D. Smith

[۲] Autonomous Nation of Anarchist Libertarians (ANAL)

[۳] Alexander Vasudevan

[۴] Operation Move-In

[۵]  fixtures. به وسایلی مانند قفسه‌های آشپزخانه و جز آن می‌گویند. ــ م.

[۶]  Upper West Side. یکی از محله‌های منهتن نیویورک است که بین سنترال پارک و رود هادسن واقع شده است. ــ م.

[۷] self-organisation

[۸] Duchess of Bedford

[۹]  Kensington. کنزینگتون یکی از محله‌های اعیان‌نشین در غرب لندن است. ــ م.

[۱۰] GLC

[۱۱] Freston Road

[۱۲] Free Independent Republic of Frestonia

[۱۳] Notting Hill housing trust

[۱۴] makeshift urbanism

[۱۵] branding assets

[۱۶] Focus E15

[۱۷]  Newham. یکی از مناطق لندن بزرگ. ــ م.

[۱۸] Sisters Uncut

[۱۹] Hackney. یکی از مناطق لندن بزرگ. ــ م.

[۲۰] Daniel Gauntlett

[۲۱] Aylesford. روستایی در شهرستان کِنت در جنوب شرقی انگلستان.


منبع: گاردین

مطالب بیشتری نیست
کانال تلگرام