خانه‌ی ملنیکف: آمیختگی رؤیاهای فردی و دغدغه‌ی جمعی

ملنیکف در خانه‌اشخانه‌ی ملنیکفنمای اصلی خانه‌ی ملنیکفنمای اصلی خانه‌ی ملنیکف در ۱۰مارس۲۰۱۳خانه‌ی ملنیکف از روبه‌رونمای پشتی خانه‌ی ملنیکف، ویکتور ملنیکف خانه را به تعدادی از دانشجویان نشان می‌دهدنمای پشتی خانه‌ی ملنیکفسمت چپ تصویر خانه را در حال ساخت و سمت راست تصویر خانۀ ساخته‌شده را نشان می‌دهد.خانه‌ی ملنیکف از نمای بالاماکت خانه‌ی ملنیکفنمای داخلی خانه‌ی ملنیکفاز اندک آجرکاری‌های نمای بیرونی خانه‌ی ملنیکفاز معدود آجرکاری‌های نمای بیرونی خانهمحل تلاقی دو استوانهتصویر سمت چپ بخشی از خانه را در آوریل ۲۰۰۶ و تصویر سمت راست همان بخش را در آگوست ۲۰۱۲ نشان می‌دهد.ماکت خانه‌ی ملنیکفماکت مقطع خانه‌ی ملنیکفطرحی از خانه‌ی ملنیکفاستودیوی طراحی ویکتور و کنستانتین ملنیکفاستودیوی معمار ۲خانه‌ی ملنیکفتصویر سمت راست از فضای داخلی استودیوی معمار و تصویر سمت چپ از اتاق خواب است؛ هر دو عکس در آوریل ۲۰۰۶ گرفته شده است.ترک‌خوردگی سقف استودیوی خانه‌ی ملنیکف مارس ۲۰۱۳.نقشه و مقطع خانه‌ی ملنیکفنقشه‌ی خانه‌ی ملنیکف ۲نقشۀ خانه‌ی ملنیکف ۳نقشۀ خانه‌ی ملنیکفمقطع خانهخانۀ ملنیکفخانه‌ی ملنیکفنقشۀ بناهای کانستراکتیویستی مسکو که خانۀ ملنیکف هم یکی از آن‌هاست

نویسنده: محمدمهدی طاهری


به‌رغم ایدۀ «ماشینی برای زندگی»[i] لوکوربوزیه، کنستانتین ملنیکف به «خانه به‌مثابۀ معبد»[ii] معتقد بود و بر کنار خیابانی در مرکز شهر مسکو ساختمان عجیب‌وغریبِ استوانه‌ای‌شکلی ساخت و بر کتیبۀ نمای ورودی بنا چنین نوشت: «کنستانتین ملنیکف – معمار»

خانۀ ملنیکف را کنستانتین ملنیکف (۱۸۹۰-۱۹۷۴) طراحی کرده است؛ ساخت آن از ۱۹۲۷ شروع شد و دو سال بعد به‌اتمام رسید. به‌رغم خانه‌های معماران مشهور هم‌عصرش (آلتو، رایت، گروپیوس، هافمن و…) که معمولاً قطعه‌زمینی بیرون‌از‌شهر را برای خانه‌سازی خوش‌تر می‌داشتند، ملنیکف خانه‌اش را در مرکز و در بافت تاریخی مسکو و در نزدیکی خیابان آربات (از قدیمی‌ترین خیابان‌های مسکو) ساخت؛ درحالی‌که بیشتر زمین‌های اطرافش را ساختمان‌هایی از سدۀ هجده تا سال‌های آغازین سدۀ بیستم پُر کرده بودند. کنستانتین ملنیکف در ۱۹۲۵ جایزه‌بزرگ نمایشگاه پاریس را به‌لطف طراحی غرفۀ شوروی از آنِ خود کرد و با اعتباری که متعاقب نمایشگاه پاریس برای خودش دست‌وپا کرده بود و نیز این استدلال که طرح خانۀ او الگوی مناسبی برای خانه‌های کارگران خواهد بود، رهبران حزب را به ساخت خانه‌ای برای خودش قانع کرد. خانۀ ملنیکف یگانه خانه‌ای با مالکیت شخصی بود که در دهۀ بیست و سی سدۀ بیستمِ مسکو ساخته شد و به‌صورتِ‌کلی از معدود خانه‌های شخصی ساخته‌شده در زمان شوروی بود. باری در جهان اشتراکی، تحقق فردیّت امری زیاده‌دشوار است! نتیجه چنین شد که طراحی خانۀ شخصی از آخرین کارهای ملنیکف شد. متعاقب اتمام ساخت خانه در ۱۹۲۷، معماران مسکو (همکارانش) علیه او اعتراض کردند و ملنیکف را ناگزیر به تدریس در مقطعی کوتاه و خُرده‌کاری برای همسایه‌ها و البته نقاشی تا پایانِ عمر کردند؛ حال‌آنکه تا پیش از این، ملنیکف از مهم‌ترین و معتبرترین معماران شوروی بود.

ملنیکف در ۱۹۱۷ مدرک معماری‌اش را گرفت؛ تا این زمان او نه فقط ازدواج کرده بود که دو تا بچه هم داشت. طراحی غرفۀ شوروی در نمایشگاه هنر صنعتی و دکوراتیو سال ۱۹۲۵، شهرتی برای او در مسکو دست‌وپا کرده بود. به او قطعه‌ای زمین دادند تا به رؤیای دیرینه‌اش برای ساخت خانۀ خودش جامۀ عمل بپوشاند؛ رؤیای که محصول آمیختگیِ دو دلبستگی عمیق او بود: معماری و خانواده. از سوی دیگر مشوق و برانگیزانندۀ خلاقیت ملنیکف همواره فضای خانوادگی بود؛ بنابراین او تصمیم گرفت که نه‌فقط یک خانه، بلکه یک خانه‌استودیو طراحی کند. کنستانتین کارفرما و مشتری خانه‌اش بود و توانست خانه را دقیقاً‌ به‌همان‌نحوی که می‌خواست طراحی کند. ساخت خانه کُنشی ایدئولوژیک و طراحانه بود. او به تک‌تک جزئیات بنا اندیشید و آن‌ها را هدفمندانه طراحی کرد؛ مثلاً فضای داخلی خانه و پنجره‌های شش‌گوشه را براساس مسیر حرکت خورشید چید؛ به‌نحوی‌که نور خورشید در ساعت‌های مشخصی فضای مشخصی از خانه را روشن کند.

خانۀ ملنیکف را نه می‌شود متأثر از بنایی دانست و نه می‌شود بنایی را میراث‌دار آن لحاظ کرد؛ با کمی تسامح، نمونه‌ای استثنایی در تاریخ معماری است. هدف معمار ساخت خانه‌ای برای کارِ طراحی خود و زندگی خانواده‌اش، و نیز طراحی خانه‌ای کاملاً بهینه از نظر اقتصادی بود که به‌کار ساخت خانه‌های کارگری هم بیاید. ملنیکف برای دست‌یابی به هدف دوم، از تکنیک‌های اجرای خانه‌های روستایی و مصالح سنتی بهره برده بود: آجر و گچ و چوب. ساختمان در سه طبقه طراحی شده و شکل آن ترکیبی از دو استوانۀ به‌هم‌چفت‌شده است؛ نمای جلویی خانه شیشه‌ای است و بیش از شصت پنجرۀ شش‌گوشه هم باقی سطح بنا را پر کرده‌اند؛ از این تعداد، سی‌وهشت پنجرۀ شش‌گوشه به استودیوی طراحی معمار نور می‌رسانند. ضروریات زندگی روزمره در طبقۀ همکف بنا جا دارد. نخست راهروی ورودی قرار دارد که به راه‌پله می‌رسد و دسترسی به دیگر بخش‌ها را هم فراهم می‌کند: در سمت چپ این راهرو، غذاخوریِ نسبتاً بزرگ خانه و نیز آشپزخانه را گذاشته بود؛ سرویس‌های بهداشتی کنار آشپزخانه و در استوانه دوم است؛ دو اتاق برای بچه‌ها و یک رختکن اشتراکی و یک اتاق مطالعه هم در همین طبقه در نظر گرفت. در طبقۀ دوم وضع چنین بود: نشیمن در سمت چپ ساختمان بود و اتاق‌خواب در سمت راست. استودیوی معمار (در طبقۀ بالا و بر فراز اتاق خواب طبقۀ دوم) و نشیمن طبقۀ اول ارتفاعی به‌اندازۀ دو طبقه دارند. پنجره‌های شش‌گوشی که استوانه‌های درهم‌آمیخته را سوراخ‌سوراخ کرده‌اند، به نمای بیرونی خانه حال‌وهوای قلعه‌ها را بخشیده‌اند؛ هرچند آجرهای گچ‌کاری‌شدۀ داخل خانه همانند فضای درونی کلیساهاست. فضای درونی خانه فراخ و بزرگ است و این امر به‌لطف تکنیک‌های ابداعی ملنیکف ممکن شده است؛ از جملۀ این تکنیک‌ها سقف‌های خود‌تقویت‌کننده‌ای هست که از شبکه‌ای وافل‌مانند ساخته شده است.

نقشۀ بناهای کانستراکتیویستی مسکو که خانۀ ملنیکف هم یکی از آن‌هاست

نمای ساختمان از گچ پوشیده شده و اندک سطوحی هم آجرکاری دارند. نمای اصلی بنا با شبکه‌ای چوبی پنجره‌هایی را بر خود نشانده که ابعاد هر پنجره ۴.۸ در ۳.۹ مترمربع است. دیوارهای درونی در طرح اصلی معمار رنگی بودند؛ ملنیکف اتاق بالایی، در طبقۀ دوم، را صرفاً به‌منظور خواب در نظر گرفته و رنگ آن را زرد لحاظ کرده بود؛ اتاق‌های بچه‌ها در طبقۀ همکف هم نقاشی‌هایی هندسی داشت (مثلث‌هایی به‌رنگ آبی و زرد روشن). سقف و راه‌پله و چارچوب پنجره‌ها همگی از چوب بودند. بیشتر مبلمان خانه را از عتیقه‌های سده نوزدهمی برگزیده بود که ملنیکف آن‌ها را در دهۀ ۳۰ خریده بود. همچنین مجموعه‌ای ارزشمند از نقاشی‌های کنستانتین و پسرش ویکتور هم در خانه قرار دارد.

وقتی جامعۀ معماری مسکو ملنیکف را طرد کردند، او در استودیو می‌نشست و نقاشی می‌کرد. با مرگ او در ۱۹۷۴، پسرش ویکتور هم در همین استودیو نشست و نقاشی کرد. طمع‌ورزی وارثان و دعواهای حقوقی حوادثی عجیب‌تر را هم بر این خانه رقم زد تا آنکه نهایتاً دعوای ویکتور و دختر کوچکش به‌سود ویکتور تمام شد. هنگامی که ویکتور ملنیکف در سال ۲۰۰۶ مُرد سهم خودش از خانه را به دولت سپرد مشروط به اینکه دولت آن را تبدیل به «موزۀ کنستانتین و ویکتور ملنیکف» کند. اما وارث آن استوانۀ دوم، که سهم خواهر ویکتور بود، آن بخش از خانه را به سناتور روسی سرگئی گوردیف فروخته بود و سناتور قصد داشت آن را به موزه‌ای خصوصی تبدیل کند. بنابراین وصیت ویکتور مبنی بر دولتی‌شدن موزه و خواست سناتور آشکارا در تضاد با هم قرار گرفت و مشکلات و بحث‌ها ادامه یافت و آنچه در میان این دعواها آرام‌آرام از بین می‌رفت «خانۀ ملنیکف» بود. در میان بی‌توجهی وزارت فرهنگ روسیه به این اثر معماری، جامعۀ حفاظت از آثار معماری مسکو[iii] مبلغی را برای مرمت خانه در نظر گرفت اما ناگزیر شد تا اتمام دعاوی حقوقی صبر کند. در این گیرودار نمایش آثار کنستانتین در موزۀ معماری روسیه مصیبت دیگری دربارۀ «حقوق مؤلف» آفرید زیرا نوادۀ کنستانتین مدعی بود که حق نمایش آثار کنستانتین و مزایای مالی آن مختص به اوست.

نقشه و مقطع خانۀ ملنیکف

در سال ۲۰۰۶ خانۀ ملنیکف را در معرض خطر چهار تهدید انسانی (فشارهای برآمده از ساخت‌وسازهای مجاور، محافظت نامناسب، کمبود منابع مالی و ناآگاهی عمومی از اهمیت خانه) و نیز یک دلیل طبیعی (خطرآفرینی‌های آب‌های سطحی) ثبت کردند. مرمت بنا (از۱۹۹۲ تا ۱۹۹۷) هم موجب شده بود که بخشی از جزئیات اصلی ساختمان ویران شود (هرچند این بنا نخستین ساختمان اوانگارد مسکو بود که مورد مرمت علمی قرار گرفت، مرمت‌گران مرتکب اشتباه‌هایی بزرگ شدند). از سال ۲۰۱۳ همه‌چیز بدتر شد، زیرا ساخت مجتمعی چندمنظوره در نزدیکی خانۀ ملنیکف که پارکینگی زیرزمینی داشت، وضعیت زهکشی آب در محوطۀ خانۀ ملنیکف را بیش‌ازپیش به‌هم‌ریخت. خانه‌هایی که اطراف خانۀ ملنیکف ساخته شده یا در حال ساخت‌اند گودبرداری‌هایی گاه تا هفت‌هشت متر دارند که به سازۀ خانۀ ملنیکف آسیب بسیاری رسانده است. اکنون نیز سقف استودیو در طبقۀ بالا و سقف حمام ترک برداشته‌اند؛ همچنین بخش پایینی چارچوبی که پنجرۀ بزرگ نمای ورودی را بر خود دارد، متأثر از وزن زیاد پنجره، در معرض شکستن قرار دارد. به‌هرحال اگر برای مرمت اساسی بنا اقدامی نکنند، ساخت‌وسازهای گستردۀ مجاور خانه موجب نفوذ هرچه‌بیشتر آب به بنا و نیز ویرانی خانه خواهد شد. در سال ۲۰۱۳، ایکوموس و دوکومومو و نیز اتحادیۀ بین‌المللی معماران از دولت روسیه خواستند که اقدامی فوری و جدی بکند؛ معماران روسیه هم درخواستی مشابه و جداگانه را مطرح کردند، حتی معماران سرشناس بین‌المللی همچون پیتر آیزنمن و رم کولهاس هم چنین درخواستی از نهادهای ذی‌ربط روسیه کردند. این خانه در بافت تاریخی مسکو ساخته شده که قانون‌هایی حمایت از آن را لازم می‌دانند؛ همچنین از دهۀ ۱۹۹۰ در فهرست بناهای دوکومومو[iv] قرار دارد. نهایتاً خانه را به موزه تبدیل کردند؛ اکنون نیز کاربری موزه را دارد. هرچند به‌هنگام این تبدیل جمعی از دغدغه‌مندان میراث معماری روسیه اعتراض کردند و خواهان مرمت اساسی و علمی بنا پیش از گشودن درهای آن به روی عموم شده بودند.

به‌هرحال آنچه کنستانتین ملنیکف ساخت از مهم‌ترین بناهای آوانگارد و بنایی کاملاً منحصربه‌فرد است که برآمده از عشق یک معمار خلاق به معماری و خانواده است؛ البته او ایدئولوژی‌های مطرح در زمانه‌اش را هم درگیر طراحی و ساخت بنا کرد. نتیجه این شد که در جهانی اشتراکی، فردیّت او غلبه کرد و خانه‌ای شخصی متناسب با نیاز خود و خانواده‌اش ساخت که به‌ادعای او مصالح و سازه و شیوۀ ساختش الگوی مناسبی برای خانه‌های کارگری هم هست: خانۀ ملنیکف.

پی‌نوشت

[ii] House As Temple

[iii] Moscow Architectural Preservation Society

[iv] DOCOMOMO

منابع

 

 

مطالب بیشتری نیست