معرفی پنج اجتماع آزمایشی در سراسر جهان

نویسنده: دبرا کلی[۱]  ۱۲ ژانویه ۲۰۱۷

مترجم: الیاس کهنسال


بی‌بی‌سی در گزارشی در دسامبر ۲۰۱۶ خبر داد که دهکدۀ نظامی متروکی درست بیرون هایدلبرگ آلمان[۲]  را ممکن است برای تغییری بسیار شگفت‌انگیز در نظر بگیرند. این اجتماع آزمایشی جدید که از پایگاه نظامی به‌جامانده از جنگ به کمونی دایر تبدیل خواهد شد، نامی تازه می‌گیرد: دهکدۀ پاتریک هنری. اهداف بسیار بلندی برای این طرح در نظر گرفته‌اند. این کمون که حول میدان میکر[۳] در این دهکده شکل می‌گیرد، حدود ۴۰۰۰ نفر را تحت پوشش خواهد داشت. این میدان در حکم قلب این کمون خواهد بود و همان طور که بسیاری از روستاهای سنتی حول میدان-بازار ساخته شده‌اند، این میدان به ساخت دیجیتال[۴] اختصاص دارد.

برپایی اجتماعی آزمایشی از این دست تنها یکی از طرح‌هایی است که برای این پایگاه پیشنهاد شده‌است، و جزو ایده‌های جذاب در میان آنهاست. جالب‌تر آنکه این ایده قبلا به اجرا درآمده است. از این‌رو، تصمیم گرفتیم تا نگاهی به دیگر اجتماعات آزمایشی شکل گرفته در دنیا بیاندازیم و ببینیم که تا به امروز چطور پیش رفته‌اند.

 عکس: CodyR؛ آرکوسانتی: یکی از اسطوره‌ای‌ترین اجتماعات آزمایشی جهان

عکس: CodyR؛ آرکوسانتی: یکی از آیکونیک‌ترین اجتماعات آزمایشی جهان

مزرعه[۵] (تنسی، ایالات متحده امریکا)

جیم ویندولف[۶]، نویسنده مجله ونیتی فِر[۷]، در سال ۲۰۰۷ سفری چهار روزه به اجتماعی ۱۷۵۰ آکری (تقریبا برابر با ۷۰۰ هکتار) در تنسی کرد که به «مزرعه» معروف است. این اجتماع آزمایشی در سال ۱۹۷۰ به‌دست استفن گاسکین[۸]، تفنگدار نیروی دریایی ایالات متحده که هیپی شده بود، تاسیس شد و روزنامه‌های محلی به خاطر تیپ خاص افراد این اجتماع به آن لقب «آمیش‌های رنگارنگ[۹]» داده بودند.

در آغاز، هدف اصلی «مزرعه» گذران زندگی از طریق کار بر روی زمین و به حداقل رساندن مزاحمت و آسیب برای افراد و محیط اطراف بود و کماکان چنین است. مواد و منابع به اشتراک گذاشته می‌شد، ساکنین در مراسم مذهبی شرکت می‌کردند و گاسکین آنها را موعظه می‌کرد، با این‌حال زندگی در «مزرعه» سخت بود. وقتی که تعداد وعده‌های سویا در جیره غذایی زیاد و زحمت‌آور شد، بسیاری تصمیم به ترک «مزرعه» گرفتند. جمعیت از ۱۵۰۰ نفر به حدود ۲۰۰ نفر کاهش یافت و این اجتماع آزمایشی بیشتر حال و هوای انجمنی دموکراتیک به خود گرفت.

اکنون «مزرعه» با ترکیب جالبی از روش‌های قدیمی و جدید اداره می‌شود. جنبه اشتراکی مدِ نظر اولیه هنوز پابرجا است اما حالا ساکنان در زمینه سازوکار بیودیزل و زندگی سبز تخصص دارند. این اجتماع آزمایشی که دارای یک برکه طبیعی مناسب برای شنا، مدرسه رسمی و مرکز آموزشی بوم‌ـ روستا[۱۰] است، این روزها موفق شده جمعیتی جوان‌تر را نیز از میان افراد مقیم برای زندگی دائم در مزرعه جذب کند.

 فری‌تاون کریستیانیا (کپنهاگ، دانمارک)[۱۱]

محلی که بعدها در سال ۱۹۷۱ تبدیل به فری‌تاون کریستیانیا شد، گذشته تاریکی دارد. این محل، قبل از آنکه تصرفگرها این اجتماع آزمایشی را در آن تأسیس کنند، در اختیار نیروهای نظامی بوده و پیش از آن هم در نقش آخرین محل اعدام در دانمارک استفاده می‌شده است (هنوز آثاری از این تاریخ وحشتناک باقی است). زمانی که نیروهای نظامی این محل را ترک کردند، تصرفگران در آن ساکن شدند. سپس در ۲۶ سپتامبر ۱۹۷۱ کریستیانیا درهای خود را به روی کسانی که محتاج گوشه‌ای امن بودند باز کرد. اصول بنیادی کریستیانیا شامل چیزهایی از قبیل مدیتیشن، یوگا، تعهد فردی به رفاه همگانی است، ولی در یک مورد به معضلی برای شهر کپنهاگ تبدیل شد: خیابان پوشر[۱۲] و فراوانی خرید و فروش ماریجوانا و حشیش در آن.

در سال ۲۰۰۴، زمانی که دولت دانمارک نه تنها شروع به مبارزه با خرید و فروش حشیش کرد بلکه در صدد برچیدن این اجتماع اشتراکی برآمد، درگیری‌ها به اوج خود رسید. از آن زمان تا کنون، مکرراً درگیری‌ها و و فوران‌های خشونت رخ داده‌است، که از آن جمله می‌توان به حمله‌ای در سال ۲۰۰۹ با استفاده از نارنجک، و تیراندازی‌ای در سال ۲۰۱۶ بین پلیس و شهروند دانمارکی ۲۵ ساله که در خرید و فروش حشیش دست داشته است اشاره کرد. به گزارش گاردین[۱۳]، در حال حاضر خرید و فروش مواد را در این محله شاخه‌ای از گروه «فرشتگان جهنم[۱۴]» اداره می‌کنند که این امر خود تلاش برای ایجاد کمونی توأم با صلح را به طرز شگفت‌آوری مناقشه‌برانگیز می‌کند.

آرکوسانتی (آریزونا، ایالات متحده امریکا)[۱۵]

تصاویر آرکوسانتی از چیزی حکایت می‌کنند که زمانی یکی از آیکونیک‌ترین اجتماعات آزمایشی دنیا بوده است. این شهر بیابانی زیبا که از نقشه‌های آن در سال ۱۹۷۰ در گالری هنرهای کورکران[۱۶] پرده برداشتند، به‌دست یکی از شاگردان فرانک لوید رایت[۱۷] به نام پائولو سولری[۱۸] طراحی شده که از پیشگامان ایده «آرکولوژی» است. آرکولوژی ترکیبی است از معماری و اکولوژی. سولری معتقد بود که راه‌حل تمام مشکلات دنیا اجتماعاتی است که در آنها هزاران نفر در هماهنگی کامل، در سازه‌هایی یکپارچه زندگی بکنند که برای جا دادن به همه افراد و احتیاجاتشان طراحی شده‌است.

سولری در سال ۲۰۱۳ درگذشت و به همین مناسبت مجله وایرد[۱۹] نگاهی دوباره به این پروژه‌ی بی‌اندازه بلندپروازانه انداخت. جیمز مک‌گرک[۲۰]، نویسنده این مجله در سال ۱۹۹۸ پنج هفته در آرکوسانتی اقامت داشته‌است و به یاد می‌آورد که «اشتیاقی که در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بخش اعظمی از این پروژه را ساخته بود از بین رفته و آنچه باقی مانده تبدیل به نوعی بنیاد غیرانتفاعی بی‌رونق اما دلپذیر شده است (که اگر بخواهیم منصف باشیم، از ابتدا نیز چنین بوده‌است)».

هر چند که قرار بود این شهر آزمایشی بین اسکاتسدیل[۲۱] و سدونا[۲۲] هزاران نفر را در خود جا بدهد، در زمان بازدید مک‌گرک، تنها عده کمی در آن کار می‌کردند. در طی چند دهه‌ای که آرکوسانتی با زحمت سر کرده به آرامی در حال زوال بوده‌است. این نویسنده معتقد است که نیمی از این افول ناشی از دلسردی و نیمی به خاطر مشکلات مالی بوده است. امروزه، هنوز هم داوطلبانی هستند که، به امید حفظ و حتی شاید تکمیل این رویا، با ریخته‌گری زنگوله‌های فلزی می‌سازند و به توریست‌ها می‌فروشند.

 اورویل (هند)[۲۳]

ایده اورویل را زنی به نام میرا آلفاسا[۲۴] پرورد که به «مادر»[۲۵] نیز معروف است. این اجتماع آزمایشی به صلح و هماهنگی، یعنی اموری ورای مسائل پست‌تری که بین ما تفرقه می‌اندازند، اختصاص دارد. آلفاسا با همکاری شری اوروبیندو[۲۶]، پس از سال‌ها مطالعه روی معنویت‌باوری[۲۷] و علوم غریبه[۲۸]، در دهه ۱۹۳۰ پایه‌های اورویل را در تامیل نادوی هند[۲۹] بنا گذاشت. اما تازه در دهه ۱۹۶۰ بود که دولت با تشکیل این کمون موافقت کرد و اورویل، با حضور افرادی که ۱۲۴ کشور مختلف را نمایندگی می‌کردند، شروع به کار کرد. هر یک از شرکت‌کنندگان در این مراسم مقداری خاک از کشور خود آورده بود که آنها را در خاکستردانی نمادین در مرکز مجموعه با هم آمیختند. امروزه، هنوز حدود ۲۵۰۰ نفر در اورویل زندگی می‌کنند.

اورویل به بخش‌هایی با کارکردهای مسکونی، صنعتی، فرهنگی و سبز تقسیم شده‌است. این اجتماع آزمایشی ممکن است محل دلپذیری برای زندگی به نظر برسد (و هنوز هم می‌توانید برای پیوستن به آن درخواست دهید) ولی به گزارش مجله اسلیت[۳۰]، در این بهشت همه‌چیز آن‌قدر مطلوب نیست. مدی کراول[۳۱]، نویسنده این مجله دریافت که زیر پوست این اجتماعِ تحت حفاظت یونسکو و مورد حمایت دولت، معضل عمده‌ی جرم و جنایت وجود دارد. سرقت و قتل، در آنچه که «فهرست بلندبالای معضلات» این اجتماع نامیده شده است، به وفور دیده می‌شود.

میزبان کراول در اورویل به او هشدار می‌دهد که ایجاد مزاحمت برای زنان بسیار رایج است و البته اینکه چیز دیگری هم اینجا در کار است: انرژی‌های تاریک. زنی به این نویسنده می‌گوید: «اگر پوست اورویل را بخراشید، می‌بینید که بسیار زشت‌تر از آن چیزی است که از بیرون می‌بینید. کم‌کم شروع به دیدن همه‌ی مشکلات اینجا می‌کنید و می‌بینید که عمیقا لایه‌لایه است. اگر عضوی از این جامعه باشید، خواهید دید که واقعیت بسیار متفاوت است.»

 فیندهورن (اسکاتلند)[۳۲]

در سال ۱۹۸۵، ساکنان فیندهورن تصمیم گرفتند که فیندهورن به اجتماعی تا حد امکان دوست‌دار محیط‌زیست تبدیل شود و به نظر می‌رسد که در این زمینه موفق شده‌اند. این اجتماع آزمایشی در اسکاتلند ۱۰۰ ساختمان دوستدار محیط‌زیست دارد، تأثیرات زیست‌محیطی[۳۳] آن، نصف میانگین ملی است و در زمینه سازگاری با محیط‌زیست پیشرفت‌های بزرگی داشته است. به هر حال فیندهورن، یا بابت توربین‌های بادی و سیستم‌های بازیافتش یا بابت تجهیزات بیولوژیکی تصفیه فاضلابش موسوم به لیوینگ ماشین[۳۴]،حائز عنوان بهترین تجربه از سوی مرکز سکونتگاه‌های بشری سازمان ملل متحد[۳۵] شده است.

این بوم‌ـ روستا[۳۶] تقریبا از همه‌ی جهات با در نظر داشتن پیامدهای زیست‌محیطی ساخته شده است. بناها از مصالح محلی و پایدار یا بازیافتی ساخته شده است. عمده‌ی برق فیندهورن را صفحات خورشیدی و توربین‌های بادی تامین می‌کند و همه‌چیز کم‌مصرف و پربازده است.

در سال ۱۹۹۴ طرحی به نام ارت‌شِر[۳۷] برای تهیه غذای ارگانیک مطرح شد که مطابق آن اهالی اجتماع ۲۵ آکر (تقریبا ۱۰ هکتار) زمین را برای کشت سبزی‌های ارگانیک، به میزان کافی برای ۱۴۰ خانوار، بهره می‌گرفتند. یک سال بعد، اولین مرکز تصفیه‌آب به روش لیوینگ ماشین به راه افتاد. در این روش، فاضلاب از طریق سیستمی پیچیده از باکتری‌ها، جلبک‌ها، حلزون‌ها، ماهیان و گیاهان آبزی تصفیه می‌شود. در نهایت، فاضلاب بدون نیاز به هرگونه تصفیۀ شیمیایی به اندازه‌ای پاک می‌شود که بتوان آن را بازیافت کرد یا به دریا ریخت.

فیندهورن از زمان تأسیسش در سال ۱۹۶۲ به‌سرعت پیشرفت کرده است. در طی این سال‌ها، ساکنان این بوم‌ـ روستا در ایالت مارِی[۳۸] اسکاتلند به‌تدریج، با اعتقادشان به معنویت و آموزش کل‌گرایانه، پایداری و خودکفایی، عده فزاینده‌ای را به خود جلب کرده‌اند.

پی‌نوشت

[۱] Debra Kelly

[۲] Heidelberg, Germany

[۳] Maker Square

[۴] Digital fabrication

[۵] The Farm

[۶] Jim Windolf

[۷] Vanity Fair

[۸] Stephen Gaskin

[۹] the Technicolor Amish

برای اطلاع بیشتر دربارۀ آمیش‌ها بنگرید به: https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%85%DB%8C%D8%B4

[۱۰] Ecovillage Training Center

[۱۱] Freetown Christiania

[۱۲] Pusher Street

[۱۳] The Guardian

[۱۴]  Hell’s Angels: گروهی بین‌المللی از موتورسواران که به طور معمول اعضای آن را افراد مذکر سفیدپوست تشکیل داده و موتورسیکلت‌های هارلی دیویدسون سوار می‌شوند. بسیاری از نیروهای پلیس و سازمان‌های بین‌المللی این گروه را خلافکار می‌دانند.

[۱۵] Arcosanti

[۱۶] Corcoran Gallery of Art

[۱۷] Frank Lloyd Wright

[۱۸] Paolo Soleri

[۱۹] Wired

[۲۰] James McGirk

[۲۱] Scottsdale

[۲۲] Sedona

[۲۳] Auroville (India)

[۲۴] Mirra Alfassa

[۲۵] The Mother

[۲۶] Sri Aurobindo

[۲۷] spiritualism

[۲۸] occult

[۲۹] Tamil Nadu, India

[۳۰] Slate

[۳۱] Maddy Crowell

[۳۲] Findhorn (Scotland)

[۳۳] ecological footprint

[۳۴]  Living Machine: نامی تجاری و ثبت‌شده برای روش تصفیه فاضلاب دوستدار محیط‌زیست است که با الگوگیری از خاصیت پاک‌کنندگی آب تالاب‌ها طراحی شده است.

[۳۵] United Nations Centre for Human Settlements

[۳۶] ecovillage

[۳۷] EarthShare

[۳۸] Moray

منبع: Urban Ghosts

مطالب بیشتری نیست
کانال تلگرام