نویسنده: علی دشتی/ دکترای حقوق عمومی و استاد دانشگاه


شورای دوره اول تهران هنوز در یاد مردم هست. طیفی از افراد سیاستمداری که شورای شهر تهران را عرصه سیاست ورزی می‌دانستند و با مدیریت در شورای شهر تهران نیت حل تمام مشکلات کلان کشور را داشتند. ۱۵ نفری که بعضی برای خود شوون ملی قایل بودند و برخی به جای رفتن به وزارتخانه ها و سازمان‌های ملی به شورای شهر آمده بودند. دریغ از اینکه اگر به شورای شهر‌ آمدند می‌باید به وظایف شهری و محلی بپردازند نه سیاست ورزی، تئوری پردازی و اقدامات کلان.همین بود که سقف شورای شهر برایشان کوتاه بود، بعد از مدتی بحث بالا گرفت و دولت تنها چاره کار را پایان دادن به فعالیت شورایی دید که خود ایجادش کرده بود. بعد از آن اثرات مباحث شورا و دل‌سردی مردم از این نهاد در تهران، پایه و مبنای عدم مشارکت مردم در انتخابات و شکل گیری شورای دوره دوم تهران گردید و مبدا تحولات سیاسی که تا امروز هم اثراتش باقی است.

این روزها با مرور نام برخی چهره هایی که از اول انقلاب در مصادر امور بوده اند و برخی هم امتحان خود را پس داده اند حالتی را در نظر میگیرم که ۲۱ نفر یا کمتر و بیشتر از ایشان(که ژنرال اصلاح طلب نامیده میشوند) به شورای تهران راه یابند، سوال اصلی ام اینجاست؛

اینها که غالبا تجربه کار ملی دارند از عهده کار محلی و شهری بر میآیند؟ کاری که ویژگیهای متفاوتی دارد.

 و آیا اگر به عنوان عضو شورای شهر تهران انتخاب شدند میتوانند وظایف شهری را درک کنند. در حسابرسی شهرداری عمیقا ورود کنند ماهیت کارکرد شهرسازی، مالی، برنامه ریزی شهری و محلی و تمایزش را با آنچه که چندین سال در سطح ملی داشته اند را درک می کنند؟

 اصلا گذشته از این آیا پس از مدتی شورا برایشان کوچک نمیشود؟

آیا میدانند که به استناد اصل یکصدم قانون اساسی شورای شهر جهت پیشبرد امور اقتصادی، آموزشی و بهداشتی و سایر امور رفاهی مردم ایجاد شده و مردم از ایشان انتظار مدیریت بهتر مشکلات شهری را دارند؟ آیا از ابزار تخصصی لازم برای نظارت بر عملکرد شهرداری گسترده و حجیم تهران با وجود ساختار کارشناسی و با تجربه موجود در شهرداری بهره مندند؟
ما که تجربه کار با بعضی از این طیف را در گذشته داریم به خوبی عدم ورود تخصصی ایشان به مباحث پیچیده شهری را دیده ایم و در طول این سالها دور خوردنهای پیاپی برخی از ایشان از مجموعه شهرداری را درک کرده ایم.

آیا این طیف عزیز و با تجربه ملی، زمان، علاقه و احساس مسوولیت لازم را برای ورود عمیق و تخصصی در مسایل شهری را دارند یا میخواهند با همان ابزارهای ملی و تجربه شده خودشان به مسایل شهری نگاه کنند؟

نکته آخر اینکه آیا ایشان به جوانانی که از انگیزه، تجربه، دانش و تعهد لازم به آرمانهای اصیل انقلاب دارند و تنها گناهشان این بوده که سن و سالی از ایشان کمتر دارند فرصت لازم برای حضور در آوردگاه شورای شهر می دهند؟
چه خوب است که ایشان خود به نفع هم طیفهای جوان و کارآزموده کناره گیری کنند. به راستی اگر جوانانی که امروزه به واسطه دور رانده شدن از مدیریت و سیاست توسط امثال این دوستان فرصت تجربه اندوزی را از دست داده اند در شورای شهر وارد نشوند پس چگونه و در چه زمان وارد چرخه مدیریتی شوند؟
بیاید و برای خاطر آرمانهایی که بدان معتقدید انصراف دهید.
به هر حال پاسخ به این سوالات نخستین قدم برای اجتناب از تجربه شورای دوره اول تهران در سال ۹۶ خواهد بود.

منبع: کانال تلگرامی معماری نیوز

مطالب بیشتری نیست