نویسنده: دکتر ناصر براتی: شهرساز/ عضو هیئت علمی دانشگاه


در دنیای صنعتی امروز سلامتی جسمی و روحی و روانی اشخاص جزء لاینفک شاخصه های کیفیت های حداقلی حیات شهری و مدنی است، هر چند هیچ تفاوتی بین مراکز شهری و مجتمع های روستایی هم وجود ندارد؛ زیرا همه آنها در بسیاری از موارد در فضای سرزمینی کشورها اجزاء یک کل واحد محسوب شده و بشدت بر یکدیگر تاثیر میگذارند و از یکدیگر تاثیر می پذیرند. بویژه در برخی  عرصه های عمومی مثل امنیت، سلامت، اقتصاد و امثالهم. یکی از این عرصه ها در شرایط امروز کشور ما موضوع رانندگی وسایل نقلیه و نحوۀ حضور و الگوهای رفتاری مردم در داخل شبکه های ارتباطی و حمل و نقل است. نزدیک شدن شهرها و مناطق روستایی و مهاجرت های گسترده از نواحی روستایی به شهرها دیگر فاصله فرهنگی مردم در این حوزه را از میان برداشته است. چنانکه رفتار رانندگان در هنگام رانندگی تقریبا در سراسر کشور به یک الگوی واحد و البته بسیار غلط نزدیک شده است. کشته و مجروح شدن ۵۰۰ نفر درتنها  دو روز آغاز سفرهای تفریحی نوروزی! که امروز اعلام شد یک زنگ خطر بسیار بزرگ است که متاسفانه نه از طرف مردم و نه از طرف مسئولان به اندازه کافی جدی گرفته نمی شود.  در برخی از کشورهای پیشرفته جهان در غرب و شرق این تعداد کشته و زخمی در حوادث رانندگی در حدود یک سال اتفاق میافتد!

نگارنده، پس از سال ها مطالعه و پی جویی شخصی قصد دارد یک پیشنهاد عملی و سازنده را در پیش روی مردم و مسئولان قرار دهد و امیدوار است با اجرای آن این مصیبت فاجعه بار و در عین حال از نظر اجتماعی و فرهنگی شرم آور را به میزان قابل توجه و موثری کاهش دهد. بیایید قبول کنیم که چنین شرایطی در کشور ما، فارغ از گرایش های دینی، اخلاقی، فلسفی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که به آن اعتقاد داریم واقعا غیر قابل دفاع و باعث سرافکندگی در مقابل نسل جدید، مسلمانان، مردم کشورهای توسعه یافته و تمامی اشخاص اهل فکر و عقل و اندیشه است.

یک نگاه کوتاه ولی تلخ به موضوع رانندگی در ایران

چندی پیش از سوی یکی از مسئولان محترم راهنمایی و رانندگی ظاهرا اعلام شده بود که هر تصادف رانندگی در ایران بطور متوسط یک میلیارد و دویست میلیون تومان به کشور خسارت وارد میکند. بنده نمیدانم مبنای این محاسبه چیست ولی تصورم براین است که این عدد تنها به موضوع های مشهود و مادی می پردازد. زیرا یک تصادف شدید چند اتومبیل علاوه بر خسارتهای جانی بسیار سنگین ( مثل از دست رفتن اشخاص نابغه و بسیار با تجربه و استثنایی، مدیر، کار آفرین، و… ) باعث جراحت های شدید و اغلب غیر قابل جبران جسمی و روحی برای سرنشینان خودروها و وابستگان دور و نزدیک آنها نیز می شود. چون طبق آمارها اغلب صدمه دیدگان حوادث رانندگی بین بیست تا چهل و پنج سال سن دارند بدین ترتیب، تعداد کثیری هر ماهه از گردونه تولید کشور برای همیشه یا بطور موقت حذف می شوند. برای مخارج کفن و دفن کشته شدگان و درمان مصدومین میلیاردها تومان خرج می شود. دستگاه های متعددی مثل نیروی انتظامی، پلیس راه، آتش نشانی، اورژانس، بیمارستانها، پزشکان، روانشناسان، دادگاه ها، زندان ها، تعمیرگاه ها، و امثالهم باید به میدان بیایند و منابع عظیمی بکار گرفته شود تا بخشی از خسارات عظیم تصادفات رانندگی جبران شود. صدها هزار ساعت وقت اتومبیل ها و خودروهای سبک و سنگین در راهبندان های ناشی از تصادفات و بهمین ترتیب میلیون ها لیتر بنزین و گازوئیل و گاز بیهوده مصرف می شود و چرخ های حرکت و تولید را کندتر و کندتر می کنند. و متاسفانه ما با پول های ناشی از فروش نفت این خسارتها را بطور مستقیم و غیر مستقیم مجبوریم جبران کنیم. زیرا تقریبا تمامی  دستگاه ها و نهادهای در گیر در موضوع تصادفات رانندگی که نام بخشی از آنها اینجا درج شد با پول نفت اداره می شوند. ولی داستان و ماجرا متاسفانه به اینجا ختم نمی شود. این نگارنده مدعی است که خسارت اصلی اینها نیستند و بسیار هم مهمتر و سنگین تر برای جامعه تمام می شوند.

خسارت بزرگتر که اول باید جلوی آنرا گرفت تداوم فرهنگ و الگوی بسیار غلط رانندگی در سراسر ایران است. زیرا بنظر حقیر تصادفات رانندگی در واقع معلول همین فرهنگ و الگوی رفتاری غلط هستند که علاوه بر خسارت های فوق الاشاره خسارات بسیار سنگین دیگری را نیز بر گردۀ جامعه تحمیل می نمایند. کسی که درست و براساس اصول رانندگی نمیکند از همان لحظه خروج از مبداء، حقوق مسلم دیگران را زیرپا می گذارد، برخلاف قوانینی که برای سلامتی خودش و دیگران وضع شده عمل میکند، از هر گونه برنامه پذیری، نظم پذیری و قانون پذیری می گریزد، به شخصیت و انسانیت دیگران توهین می نماید، اخلاق و خصائل عالیۀ انسانی را زیر پا می گذارد و ندیده میگیرد، حقوق شهروندی خود و دیگران را منکوب و معدوم میکند، برای دیگران و خود از نظر سلامت روانی و جسمانی مشگل آفرینی می نماید، پا بر روی فضایل و کرامات انسانی می گذارد و زمینه را برای وارد نمودن آنهمه خسارتهای جانی و مالی، بواسطۀ اصرار بر تداوم این الگوی رفتاری غلط فراهم می آورد. حال سئوال اینجاست که چرا ما با اینهمه ادعای وراثت تمدن کهن و اعتقادات دینی و نظام ارزشی ملی و معروفیت جهانی به برخی خصایل گرانسنگ اخلاقی و انسانی چنین بساطی را در کشور براه انداخته ایم و حال چاره چیست.

تعریف رانندگی

مشگل اول ما در سیستم و شبکه رانندگی در ایران جا افتادن یک تعریف بسیار غلط از رانندگی است. بسیاری از ما فکر میکنند همین که گواهینامه را گرفتند و پشت فرمان اتومبیل مستقر شده آنرا به حرکت در آوردند این همان رانندگی است! حال فقط مانده که هر طور شده از دیگران جلو بیافتند، ماشین های سنگین یا کندرو را پشت سر گذاشته و بهر طریق ممکن خود را به جلوی صف اتومبیل های پیش رو برسانند و بهمه نشان دهند که راننده زرنگ و واقعی کیست!!

ولی در واقع تعریف درست رانندگی عبارت است از: ” به اجرا در آوردن و عملیاتی نمودن و در واقع تجربه مشترک محتوا و قوانین و ضوابط آئین نامه راهنمایی و رانندگی بطور کامل”. زیرا قوانین و ضوابط این آئین نامه براساس ظرفیت ها و محدودیت های فیزیکی و مکانیکی خودروها و همینطور ظرفیتها و محدودیت های جسمانی و روانی انسان، معیارهای اخلاقی و انسانی آحاد بشر و نیز امکانات و شرایط اقلیمی و جاده ها تهیه و تنظیم شده است. از طرف دیگر بیش از یک قرن تجربه بشری در سراسر جهان محل اتکاء این قوانین و ضوابط هستند. در ایران بسیاری براین باور غلط اند که امتحان آئین نامه راهنمایی و رانندگی فقط مانعی است بین خودشان و گواهینامه! و بزودی فراموش میکنند که بواسطۀ قبولی در همین امتحان مجوز نشستن پشت فرمان اتومبیل را بدست آورده اند. بهمین علت در هنگام رانندگی به تنها چیزی که فکر نمی کنند به اجرا درآوردن محتویات همان آئین نامه است. بسیار روشن است که نادیده گرفتن این مقررات بین المللی یعنی زیرپا گذاشتن اصول و قوانین فیزیک، بیولوژی، روانشناسی، قوانین مدنی، اصول اخلاقی، و اصول و الزامات فرهنگ و تمدن مدرن. عالم هستی برپایه همین قوانین خلق و استوار شده و مسلما زیر پا گذاشتن آنها برای هر شخص و جامعه ای مستلزم پرداخت هزینه است. متاسفانه جامعه ما در حال حاضر دارد این  هزینۀ بسیار سنگین را هر روز و هرماه و هرسال پرداخت میکند. لذا هر جامعه ای، که بر اساس عقلانیت و اصول اعتقادی و ارزشی خود، بیشتر به این قوانین و اصول پایبند است هزینه و خسارت کمتری را متحمل می شود؛ بیشتر سود می برد، و خوشبخت تر و خوشحالتر زندگی میکند.

فاصله یک رانندگی درست و اصولی و یک رانندگی غلط و فارغ از عقلانیت، اخلاق و فرهنگ هم همین است. ما تنها زمانی می توانیم ادعا کنیم که در کشور ما فرهنگ رانندگی وجود دارد که دیگر فاصله ای بین اصول آموزش ها و قواعد ذکر شده در آئین نامه راهنمایی و رانندگی با الگوی رانندگی عموم مردم وجود نداشته باشد. این امر با شرایطی که الان در رفتارهای رانندگی اکثریت قریب به اتفاق رانندگان وجود دارد غیر ممکن به نظر میرسد. ولی نباید بکلی ناامید بود. بسیاری از نهادها از جمله نیروی انتظامی و پلیس و یا صدا و سیما کارهای زیادی در این حوزه انجام داده اند. کمپین های بسیاری نیز براه افتاده و سازمان های مردمی متعددی از راه های مختلف سعی کرده اند که به اصلاح این وضع کمک کنند. مشگل اصلی بسیاری از این تلاش ها این است که بجای توجه به علت و ماهیت پدیده تصادفات رانندگی در ایران، بیشتر به معلول توجه شده و مثلا با بالا بردن جریمه یا گذاشتن کلاس های اجباری آموزشی، یا اتکاء به روش هایی که در کشورهای دیگر مرسوم هستند، سعی کرده اند این مصیبت را حداقل کاهش دهند، ولی متاسفانه این اقداملت در آن حد که باید موثر نبوده اند. موضوع اینجاست که ما نباید بدنبال کاهش تلفات جانی در این عرصه باشیم. هدف اصلی و استراتژیک  ما در کشورباید ایجاد  تغییر بنیادین در الگوی رفتاری، نظام ارزشی و فرهنگ رانندگی باشد. بخصوص با توجه به این اصل مهم که این الگوی رفتاری بدون شک در عرصه ها و موقعیت ها و رفتارهای اجتماعی ما در حوزه های دیگر حیات مدنی و تمدنی نیز برانسانها تاثیر فراوان می گذارد، مثل قانون گریزی و نظم ناپذیری سیستماتیک اجتماعی و امثالهم.

چاره کار چیست؟

نگاه و رویکرد جزء نگر در این مقولۀ بسیار پیچیده اجتماعی کاملا غلط و بی ثمر بوده و خواهد بود. سه سال بررسی میدانی الگوهای رفتاری رانندگان در ایران توسط نویسندۀ این سطور، به عنوان یک برنامه ریز فضاهای زیستی، نشان داد که ما فقط از راه الگوسازی می توانیم الگوی رفتاری ” نیمه احساسی – نیمه عقلانی” رانندگان ایرانی را اصلاح کنیم. مشاهدات مستمر نشان دادند که رانندگان بیش از اینکه و پیش از اینکه به قوانین رانندگی، محدودیت های مکانیکی خودرو، محدویت ها و توانایی های جسمی و روانی خود، علائم و نشانه های کف و کنار جاده و خیابان توجه نمایند رفتارها، حرکت ها و گرایشات  “رانندگان دیگر” برایشان مهم است. اگر همه تندتر از حد مجاز میروند هرکس فکر میکند چرا او اینکار را نکند، اگر ساعت ۲ بعد از نیمه شب یک یا دو اتومبیل از چراغ قرمز عبور میکنند بقیه نیز دیر یا زود همان حرکت را تقلید میکنند. اگر در یک راه بندان یک اتومبیل ناگهان اراده میکند و به جهت دیگر خیبان میرود و جاده را یک طرفه میکند یا از طرف دیگر به بیابان می زند! بلافاصله عده ای او را تعقیب میکنند و در آن لحظه تنها چیزی که اصلا مطرح نیست قوانین سفت و سخت راهنمایی و رانندگی است. چون الگو و فرهنگ غالب در صحنۀ رانندگی در ایران بدین گونه رقم می خورد دیگران نیز کم و بیش و گاه بناچار تابع آن می شوند و خود را به جریان حاکم می سپارند.

از این مبحث چنین باید نتیجه گرفت که تنها با یک عزم ملی باید در مقابل این جریان غلط، مخرب و فرهنگ انحرافی و شرم آور ایستاد. لذا امید است که همه مقامات عا لیه مملکت بویژه مقام معظم رهبری و ریاست محترم جمهور و مجلس محترم شورای اسلامی که اخیرا حساسیت فراوانی نیز در این مورد از خود نشان داده اند، در بالاترین سطح و در سطوح پائین ترنهادهایی چون پلیس راهنمایی و رانندگی، وزارت راه و شهرسازی، وزارت کشور، صدا و سیما به حمایت مستمر از پیشنهاد ارائه شده در این مقاله ادامه دهند. در این طرح عده ای از مردم و رانندگان در هر استان از یک روز خاص مبادرت به اجرای صحیح مقررات راهنمایی و رانندگی می نمایند. مشخصا این کار چندان ساده هم نخواهد بود ولی مقابله و مبارزه با این فاجعه ملی ارزش این زحمت و تلاش ایثارگرانه را دارد. ما در حال حاضر سالانه با حدود بیست هزار کشته و میلیون ها زخمی در حوادث رانندگی  روبرو هستیم که در آغاز این مقاله به بخشی از خسارات ناشی از این شرایط اشاره شد. لذا کسانی چون علما، اساتید دانشگاه، هنرمندان، فرهیختگان و معتمدان جامعه در شهرها و روستاها، معلمین و فرهنگیان، خانواده های شهدا و جانبازان و آزادگانی که قبلا هم آمادگی خود را برای ایثار و فداکاری در راه میهن اسلامی و هموطنانشان به اثبات رسانده اند، رانندگان وسایل حمل و نقل عمومی که حاضر به همکاری باشند، دانشجویان، کسانی که خود سال ها در کشورهای پیشرفته دنیا رانندگی کرده اند و با اصول رانندگی صحیح آشنا هستند، ورزشکاران و قهرمانان ورزشی و پهلوانان، جوانمردان و پیشکسوتان در حوزه ها و رشته های مختلف، خیرین بویژه بانوان محترم که نقش تربیتی غیرقابل انکاری بر آحاد جامعه دارند، کسانی که خود یا نزدیکانشان قبلا در حوادث رانندگی دچار صدمات و خسارات شدید روحی و جسمی شده اند، کسانی که در گذشته با بی احتیاطی خود در هنگام رانندگی موجب وارد نمودن صدمات گاه جبران ناپذیر به هموطنان و همنوعان خود گشته  و اینک نادم پشیمانند و می خواهند به نحوی این خطای ناخواسته را جبران نموده بار وجدان خود را سبک کنند، و در نهایت هرکس که برای سلامت و اعتلا و ارتقاء فکری و فرهنگی جامعه، حاضر به فداکاری و گذشت است؛ بطور کاملا داوطلبانه سعی در ایجاد بهبود سریع و مشهود در نظام رانندگی خواهند نمود. ولی با این شرط که اولا برعهدی که کرده اند وفادار بمانند و با ناملایمات احتمالی جا نزنند و خود را عقب نکشند و ثانیا باید اجازه بدهند که اتومبیل هایشان با یک علامت و آرم کاملا مشهود و شناخته شده ، و به عنوان داوطلبان رانندگی اصولی و صحیح، از دیگر اتومبیل ها متمایز شوند. مسلم است مردم با دیدن این اشخاص محترم و فداکار به سرعت به این جمع خواهند پیوست. می توان با اعلام تعداد رانندگان نسبت به کل جمعیت در هر منطقه، مناطق و شهرها را باهم مقایسه و شرایط یک رقابت سالم را هم بین آنها فراهم نمود. در عین حال با شروع و ادامه این برنامه ملی، مسلما به سرعت از تعداد تصادفات رانندگی و تلفات جانی و مالی در نقاط مختلف کشور کاسته خواهد شد.  که آماردقیق آن باید بطور مستمر به اطلاع عموم برسد تا مردم به موثر بودن حرکت خود آگاه و بدینوسیله بیشتر تشویق شوند. مجلس محترم شورا، و دولت و نیروی انتظامی نیز ضمن حمایت باید شرایطی را برای تشویق رانندگان حامی این حرکت ملی، و نیز شهرها و استانهایی که در این حرکت بشردوستانه از دیگران پیشی می گیرند در نظر بگیرند. این مشوق ها خود باز عدۀ بیشتری را به این جنبش انسانی/فرهنگی جلب و جذب خواهد کرد. مسلما در این میان عده ای پیدا خواهند شد که بهردلیلی به مخالفت عملی با این حرکت دست خواهند زد. در اینجا پلیس می تواند با گرفتن اختیارات بیشتر روز به روز عرصه را بر این عده تنگتر نموده و با جریمه های سنگین تر و توقف های بلند مدت تر اتومبیل های آنان صحنه را در نهایت از آنها خالی نموده و مملکت را از این پدیدۀ شوم که نشانۀ بارز توسعه نیافتگی فرهنگی است و همینطور خسارات بی حد و حساب ناشی از آن برهاند. البته اینکار نیاز به برنامه ریزی، شاخص گذاری، سازماندهی و تدارک ابزارها و اقدامات اولیه دارد که باید از سوی نهادهای ذی ربط تهیه و آماده شوند. در غیر ایتصورت و با افزایش روز افزون جمعیت و خودروهای با تکنولوژی پیشرفته ترو با سرعت های بالا و نیز پیچیده تر شدن شرایط فرهنگی شرایط همچنان رو به وخامت خواهد رفت و کنترل و مدیریت آن سخت تر و پر هزینه تر خواهد گردید. مسلما ایجاد محدودیت ها هم فقط تا حدودی پاسخگو هستند و نمی توانند بطور زیر بنایی چاره ساز باشند. مثلا ایجاد محدودیت سرعت در بسیاری از جاده ها و کنترل شدید آن توسط پلیس و دوربین های کنترل بین راه، درست است که شدت تصادفات را کاهش داده است؛ ولی از سوی دیگر، بواسطۀ زمینه سازی برای خواب آلودگی شدید رانندگان بعلت سرعت پایین و ثابت، اخیرا بر تعداد تصادفات و واژگونی های ناشی از خواب آلودگی رانندگان بطور محسوسی افزوده شده است. حرف آخر اینکه، مشگل تصادفات رانندگی در ایران یک مشگل فرهنگی است، و بنابراین باید با روش فرهنگی، آنهم با توجه کامل به شرایط بومی و محلی، حل شود. فراموش نکنیم که ما در همین کشور خودمان با اتحاد و همدلی دست دشمن را از خاک وطن قطع کردیم و از این گذشته در جزیره کیش تا میزان زیادی موفق به ترمیم و اصلاح الگوی رانندگی غلط رانندگان کشورشده ایم.

مطالب بیشتری نیست