👤مترجم: مسعود تقوی/ دبیر سرویس «ترجمان»


رافائل آراندا، کارما پیژم و رامون ویلالتا، سه معمار که بیش از سی سال است با رویکردی ظریف و اندیشمند معماری می‌کنند، برندگان پریتزکر ۲۰۱۷ شدند. آثار آنها به‌طور تحسین‌برانگیز و شاعرانه‌ای نیازهای سنتی معماری، زیبایی فضایی و فیزیکی را با کارکرد و استادکاری مزدوج کرده است، ولی چیزی که آنها را از بقیه متمایز می‌کند رویکردشان به خلق ساختمان‌ها و مکان‌هایی است که هم‌زمان هم محلی هستند و هم جهانی. آنها با مقاومت دربرابر جاذبه‌های متروپلیس دفترشان RCR، ترکیب حرف اول رافائل و کارما و رامون، را در شهر اولُت[۱]، زادگاهشان در مطنقه‌ی کاتالانی شمال‌شرق اسپانیا تاسیس کردند، تا به ریشه‌هایشان نزدیک باشند. فرایندی که ایجاد کرده‌اند یک همکاری واقعی است به‌طوری که کل یا حتی جزئی از بنا را نمی‌توان به نام یک از آنها زد. رویکرد خلاقانه‌ی آنها گفتگویی دائمی از ایده‌ها و مکالمه مداوم است.

همه‌ی کارهای آنها حس مکان قوی‌ای دارد و قویا با اطراف خود در ارتباط است. این ارتباط از ادراک و فهم (چون تاریخ، توپوگرافی، سنت‌ها و فرهنگ) و مشاهده و تجربه‌ی نور، سایه، رنگ و فصل‌ها می‌آید. قرارگیری ساختمان، نوع مصالح و هندسه‌های استفاده‌شده همه در راستای پررنگ کردن شرایط طبیعی و کشاندن آن به ساختمان است. برای مثال ساختمان شراب‌سازی بل-یاک[۲]، در شهر پالاموس[۳]، نزدیک جیرونا[۴] در اسپانیا، که در زمین فرورفته، درباره‌ی خاکی است که انگورها را به‌وجود می‌آورد و رنگ و وزن زمین، و همچنین انبارهای خنک و تاریکی که برای کهنه‌شدن شراب لازم است. استفاده‌ی وسیع از فولاد بازیافت‌شده ساختمان را به زمین پیوند می‌زند و شکاف‌های بین توفال‌های فولادی اجازه‌ی ورود لمحه‌هایی از نور می‌دهد.

شراب‌سازی بل-یاک. © Hisao Suzuki

پروژه‌ی رستوران لاس کولز در اولُت نمونه‌ی دیگری از پیوند منظره و مصالح مینیمال مدرن است تا جایگاهی به‎دردبخور و مردمی به‌وجود آید. برخی [از بازدیدکنندگان این رستوران] می‌گویند یاد جاهایی برای غذاهای محلی با خانواده و دوستان افتاده‌ند. این فضا در دره‌ای که توسط معماران از منظره تراشیده شده، جای گرفته و برای محافظت در برابر باران و خورشید روی دیوارهای سنگی سنگین این بنا، سقفی پلیمری شفاف و سبکی قرار گرفته است. مبلمان‌ها و پرده‌ها -که فضا را به بخش‌های کوچکتری تقسیم می‌کند- از پلاستیک شفاف ساخته شده‌اند: تاکیدی بر غذا، جشن‌ها و محیط طبیعی اطراف.

رستوران لاس کولز. © Hisao Suzuki

لابراتوار باربری، یا همان دفتر معماری. © Hisao Suzuki

در آثار دیگر آنها -مانند دفترشان، یک ریخته‌گری که در اوایل قرن ۲۰ ساخته شده- گذشته و حال به دقیق، واضح و محترمانه‌ترین شیوه هم‌نشین شده‌اند. نو و کهنه به همان دقتی که درون و بیرون در آثارشان بافته شده، کنار هم قرار گرفته‌اند. هرجای این ساختمان که لازم نبود تغییر کند، به «همان صورت» ماند. با اضافه کردن عناصر جدید تنها در صورت لزوم و با مصالحی متفاوت، این معماران علاقه‌ی خویش را به سنت و ابداع ابراز می‌کنند. ساختمان نهایی، که اسمش را لابراتوار باربری[۵] گذاشته‌اند، شامل فضاهای متنوع، منعطف و کارکردی می‌شود. با اینکه آراندا، پیژم و ویلالتا درک و دانش زیادی از تاریخ دارند، از مصالح و شیوه‌های ساخت مدرن استفاده می‌کنند تا فضاهایی خلق کنند که پیش از آن هیچگاه ممکن نبود ساخته شود.

اجتماع واژه‌ی دیگری است که وقتی درباره‌ی کارهای ایشان فکر می‌کنیم، به ذهن خطور می‌کند. هم در [طراحی] مهدکودک رنگین و روشن ال پتیت کومته[۶] در بزالو[۷]، و هم در کتابخانه‌ی سن آنتونی – ژوان اُلیور[۸] و مرکز سالمندان و باغ‌های کاندیدا پرز[۹] در بارسلونا، کاربران مهمترین دغدغه‌ی ایشان بوده است. واضح است که لوله‌های رنگینکمان‌رنگ بیرون مدرسه برای لذت، خلاقیت، و فانتزی بچه‌هاست. کتابخانه -پروژه‌ای که در مسابقه برنده شد- مانند بسیاری از پروژه‌های RCR، در بافت شهر قرار دارد … غنا و تنوع فضاها [بازدیدکننده] را به کنجکاوی دعوت می‌کند و [با این حال] همانقدر معمولی هستند تا فضایی آرام و دوستانه ایجاد شود. کتابخانه همچنین در نقش دروازه‌ای به حیاط مرکزی ساختمان عمل می‌کند. مرکز سالمندان به این فضا که کودکان، کتاب‌خانه‌ای‌ها، همسایگان و سالمندان در آن معاشرت می‌کنند، دید دارد.

حیاط مرکزی کتابخانه‌ی سن آنتونی – ژوان اُلیور و مرکز سالمندان. © Hisao Suzuki

این معماران خارج از وطنشان هم کار دارند … برای مثال موزه‌ی سولاژ[۱۰] در رودِز[۱۱] در فرانسه. این موزه که خانه‌ی کارهای پیر سولاژ، نقاشی انتزاعی، است، [چنان طراحی شده] که نوعی رابطه‌ی همزیستی با هنرمند … برقرار می‌کند. این ساختمان فولادین با هندسه‌ای قاطع، روی سایت کنسول شده است، طوری که انگار جاذبه‌ای نیست. این کار نیز مانند بسیاری از دیگر کارهای آنها با اطراف خود در دیالوگ و مکالمه قرار دارد. این معماران تلاش کرده‌اند «فضایی که تا حد ممکن به طبیعت نزدییک باشد، خلق کنند، تا احساس کنیم بخشی از آن هستیم.»

موزه‌ی سولاژ. © Hisao Suzuki

در این دوره و زمانه، مسئله‌ی مهمی هست که جهانیان درگیر آنند، و این مسئله فقط درباره‌ی معماری نیست؛ درباره‌ی قانون، سیاست، و حکومت نیز هست. ما در جهانی جهانی‌شده زندگی می‌کنیم که باید بر تاثیرات، تجارت، مباحثات، و تراکنش‌ها بین‌المللی اتکا کنیم. ولی تعداد بیشتر و بیشتری از مردم از این تاثیرات جهانی می‌ترسند. ما ارزش‌های محلی، هنر محلی، سنت‌های محلی‌مان را از دست خواهیم داد. آنها نگران و گاهی ترسیده‌اند. آراندا، پیژم و ویلالتا نشان می‌دهند که می‌توانیم جفتش را داشته باشیم. آنها کمک می‌کنند از زیباترین و شاعرانه‌ترین منظر بفهمیم که پاسخ این سوال «یا این یا اون» نیست بلکه می‌توانیم، حداقل در معماری، هر دو را داشته باشیم. ریشه‌های‌مان در جا محکم باشند و دست‌هایمان رو به بقیه‌ی جهان باز. و این پاسخ‌ها اطمینان‌بخشند، به‌خصوص اگر در دیگر جنبه‌های زندگی مدرن نیز بکار گرفته شود.

هر ساختمانی که این معماران طراحی کرده‌اند خاص است و قطعا در زمان و مکان مخصوص خود قرار دارد. آثار آنها که [همواره] به اجتماع خدمت‎گزار هستند، نتیجه‌ی یک همکاری واقعی است. آنها می‌دانند که معماری و اطرافش ارتباطی تنگاتنگی داردند و می‌دانند که نوع مصالح و ظرافت ساختمان، ابزاری قدرتمند برای ایجاد فضاهای جاودان و ارزشمند است. به همین دلایل -که در کارهایشان به خوبی مجسم شده – و به‌خاطر توانایی آنها در بیان محل و همچنین جهان، و متحد کردن ما از طریق معماری، رافائل آراندا، کارما پیژم، و رامون ویلالتا برنده‌ی جایزه‌ی پریتزکر ۲۰۱۷ شده‌اند.

منبع

The Pritzker Architecture Prize

پی‌نوشت‌ها

[۱] Olot

[۲] Bell-Lloc Winery

[۳] Palamós

[۴] Girona

[۵] Barberí Laboratory

[۶] El Petit Comte Kindergarten

[۷] Besalú

[۸] Sant Antoni – Joan Oliver Library

[۹] Cándida Pérez Gardens

[۱۰] The Soulages Museum

[۱۱] Rodez

مطالب بیشتری نیست