گفته‌ می‌شود ۳۰ تا ۳۵ درصد ریزگردهایی که خوزستان و به‌خصوص اهواز را گرفتار کرده و هشتم بهمن‌ماه امسال تقریباً آن را فلج کرد، منشأ داخلی دارد. یکی از مهم‌تریم کانون‌های داخلی ریزگرد تالاب هورالعظیم است که روزگاری نه‌چندان دور کانون برکت و زیبایی برای مردم و پناهگاه مهم زیست‌محیطی و یکی از منحصربه‌فرد‌ترین تالاب‌های خاورمیانه بود. بر سر این اکوسیستم کم‌نظیر چه آمد که امروز به ماهیانش، غبارش نصیب مردم اهواز می‌شود؟ چه کسانی آن را خشک کردند و داستان این هور، نمایانگر چه ویژگی‌هایی از توسعه به سبک ایرانی است؟

هورالعظیم جزئی از تالاب بزرگ بین‌النهرین به وسعت ۹۰۰۰ کیلومترمربع است که از سه هور الحمار، مرکزی و هورالعظیم (هورالهویزه) تشکیل‌شده است. هور مرکزی و هورالحمار به همراه دوسوم هورالعظیم در کشور عراق واقع‌شده‌اند. قسمت ایرانی هور حاصل آب رودخانه‌های کرخه، دجله و دویرج است. حساسیت‌ها و اهمیت اکولوژیکی این تالاب باعث شده از سمت سازمان بین‌المللی WWF به‌عنوان یکی از ۲۰۰ ECOREGION معرفی شود که حفاظت از آن‌ها ضروری است.

تصاویر ماهواره‌ای از خشک شدن و کاهش قابل‌توجه مساحت تالاب بین سال‌های ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۷ خبر می‌دهد. بررسی داده‌های هواشناسی در همین بازه گویای آن است که کاهش محسوس بارش یا خشک‌سالی نمی‌تواند علت این خشکی تالاب باشد چراکه در این بازه‌ی زمانی تغییر محسوسی در بارش‌ها رخ نداده است. نقش مهم تالاب هور‌العظیم در خنثی‌سازی غبارهای طوفان‌هایی که از صحرای رب‌الخالی به سمت ایران می‌آیند براثر خشک شدن این تالاب از بین رفته است. این تالاب نه‌تنها خاصیت مکش خود را ازدست‌داده است بلکه خود با انباشت نهشته‌های ریزدانه‌ به همراه رسوبات بسیار ریز نمکی کف بستر خود، در هنگام وزش بادهای جنوب غرب به شمال شرق بر وخامت اوضاع ریزگردها در خوزستان می‌افزاید. تعداد وقوع ریزگردها از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۲ پانزده برابر شده است.(دفتر مقابله با ریزگردهای سازمان محیط‌زیست).

چرا تالاب خشک شد؟

گاپ ترکیه:

پروژه‌ی عظیم سدسازی ترکیه که خودشان آن را GAP نامیده‌اند علت اصلی تنش‌های آبی به وجود آمده در عراق، سوریه و جنوب غرب ایران است. احداث ۲۲ سد و ۱۹ نیروگاه که ۹۵ میلیارد مترمکعب از آب فرات و ۱۷٫۶ میلیارد آب دجله را در خاک ترکیه محبوس می‌کند باعث شده علاوه بر مشکلات زیادی که برای تأمین آب کشاورزی در عراق و سوریه به وجود آمده، حق‌آبه‌ی بسیاری از تالاب‌های کشور عراق هم از بین برود که نتیجه‌ی آن خشک شدن تالاب‌ها و تبدیل آن‌ها به کانون‌های ریزگرد است.

عراق:

صدام برای مقابله با جمعیت شیعه‌نشین هورالعظیم در دوسوم عراقی آن اقدام به خشک‌کردن عمدی این تالاب کرد تا با نابود کردن معیشت این شیعیان، جمعیتشان را مجبور به مهاجرت و پراکندگی کند. علاوه بر این در اقدامات مخرب دیگر دولت عراق با انحراف آب ورودی به تالاب‌ بین‌النهرین و اختصاص آن به اراضی کشاورزی باعث خشک شدن هورالحمار و هور مرکزی و هورالعظیم شده است.

ایران:

اگر از تخریب‌های گسترده‌ای که جنگ هشت‌ساله‌ی ایران-عراق بر هورالعظیم تحمیل کرد، بگذریم اقدامات سال‌های اخیر ایران در دو حوزه‌ی سدسازی و اکتشاف نفت بیشترین آسیب‌ها را به سهم ایران از تالاب هورالعظیم زده است.

احداث سد عظیم کرخه در بالادست رودخانه‌ی کرخه باعث کاهش شدید آورده‌ی این رودخانه برای تالاب هورالعظیم شده است. کاهش شدید جریان رودخانه‌ی کرخه بعد از سد و امساک در پرداخت حق‌آبه‌ی تالاب اثرات جبران‌ناپذیری را به این تالاب تحمیل کرده است.

شاهکار حکمرانی منابع آب و ملاحظه‌ی اصول زیست‌محیطی ایران در پروژه‌ی اکتشاف نفت میدان آزادگان که در بستر تالاب هورالعظیم اجرا شده، نمایانگر است. واگذاری ۷ هزار هکتار از مساحت تالاب به شرکت نفت برای عملیات اکتشاف با شرط صوری رعایت الزامات محیط زیستی که البته هرگز رعایت نشد و نوع فن‌آوری‌های بکار رفته در این پروژه‌ی اکتشاف و استحصال که مبنی بر خشک‌کردن آب تالاب بوده است، تالاب را به نابودی کامل کشاند. بر اساس مصوب هیئت‌وزیران حریم تالاب‌ها ۱۵۰ متر تعیین‌شده است که رعایت آن در طرح‌های عمرانی الزامی است اما پلاک‌های واگذارشده به شرکت نفت تقریباً تمام سطح تالاب هورالعظیم و حتی زون‌های حساس آن را در برمی‌گیرد. تمام جاده‌های دسترسی در جهت عمود به جریان هیدرولوژیکی تالاب (شمال-جنوب) احداث‌شده‌اند و مخل جریان آب، آبگیری‌های فصلی و حتی ساختار بیولوژیکی تالاب می‌شوند. همچنین نحوه‌ی اتصال جاده‌ها به‌گونه‌ای است که موجب محصور شدن و قطعه‌قطعه شدن بخش‌های مختلف تالاب می‌شود. استفاده از گودال آتش و عدم استفاده از سیستم‌های بدون فلر خرابکاری بزرگ دیگر شرکت نفت در تالاب است. مجموعه‌ی این اقدامات زمینه‌ را برای نابودی حیات‌وحش و اکوسیستم تالاب و خشک شدن آن فراهم کرده است.

جنایات ضد محیط‌زیستی شرکت نفت در دولت محمود احمدی‌نژاد اتفاق افتاد و سازمان محیط‌زیست آن دولت هم علیرغم مخالفت‌های شفاهی درواقع کاری جز تماشا انجام نداد. وزارتخانه‌های نیرو (ندادن حق‌آبه‌ی تالاب) و جهاد کشاورزی (رها کردن پساب‌های کشاورزی آلوده به تالاب) هم هرکدام سهمی در این جنایت داشته‌اند. با روی کار آمدن دولت جدید تا مدت‌ها در بر همان پاشنه می‌چرخید اما با وخیم‌تر شدن هجوم ریزگردها و افزایش فشارهای مردمی، برخی اقدامات اصلاحی آغاز شد و نتیجه‌ی این اقدامات بنا بر ادعای مقامات دولتی احیاء ۷۰ درصدی هورالعظیم بوده است. گرچه هجوم ترسناک ریزگردها در هشتم بهمن‌ماه امسال که اتفاقاً منشأ داخلی داشت تردیدها را درباره‌ی این ادعاها و کافی و مؤثر بودن اقدامات دولت فعلی افزایش داده است. واقعیت این است که هنوز نشانه‌های تنبه و به قول رئیس‌جمهور روحانی توبه‌ی واقعی از سوء رفتار با محیط‌زیست و بازگشت به اصول گفتمان توسعه‌ی پایدار در عمل حاکمیت مشاهده نمی‌شود. دل‌خوش کردن به اقدامات واکنشی محدود که تحت‌فشار افکار عمومی اتفاق می‌افتد نباید مردم و فعالان محیط‌زیستی را از تلاش برای تغییر رویکردهای کلی توسعه در کشور از توسعه‌ای رشد محور و طبیعت ستیز به‌سوی توسعه‌ای پایدار و دوستدار طبیعت بازدارد. نفوذ تکنوکرات‌های کهنه‌کار در دولت فعلی که کارنامه‌ی سیاهی درزمینه‌ی حفظ محیط‌زیست دارند باید همچنان همه‌ی ما را نگران و هشیار نگه دارد و برماست تا حل نشدن واقعی و نهایی مشکلاتی نظیر ریزگردها و بحران مدیریت آب، از مطالبه‌گری و نقد ریشه‌ای سیاست‌های توسعه‌ی یک‌جانبه دست برنداریم.

منابع

برای نگارش این یادداشت از منابع زیر استفاده شده است:

بررسی علل خشک شدن تالاب هورالعظیم و نقش آن در ایجاد ریزگردها(۱۳۹۳): آیلین میرزائیان و دیگران

بررسی تغییرات وسعت تالاب هورالعظیم و ارتباط آن با گردوغبار و تغییرات تنوع زیستی(۱۳۹۱): عالیه چنگیزی و همکاران

بررسی تغییرات هورالعظیم با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای در بین سال‌های ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۷(۱۳۹۰): عبدالرضا مشرفه و همکاران

مطالب بیشتری نیست
کانال تلگرام