دکتر کاوه مدنی استاد امپریال کالج لندن در کنفرانس خبری «ارزیابی جامع توان اراضی ایران برای کشاورزی پایدار پروژه ایران ۲۰۴۰ دانشگاه استنفورد» در دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی برای اولین بار گزارش تیم تحقیقاتی ایران ۲۰۴۰-استنفورد را ارائه کردند.

اولین نتایج تحقیقاتی این پروژه که با مدیریت دکتر پویا آزادی محقق دانشگاه استنفورد و با همکاری دکتر کاوه مدنی استاد امپریال کالج لندن، دکتر محسن مسگران محقق دانشگاه ملبورن و دکتر حسین هاشمی محقق دانشگاه استنفورد و دانشگاه لوند سوئد، مربوط به وضعیت منابع نفتی کشور در چند ماه گذشته منتشر گردید.

کاوه مدنی بیان کرد، پروژه ایران ۲۰۴۰ دانشگاه استنفورد در راستای کمک به توسعه پایدار در ایران قدم برمی­دارد. یکی از مشکلاتی که ما با آن در کشور مواجه هستیم نگاه جزیی به مسائل است که بایستی با نگاه کلان و نگاه فرابخشی به مسائل پرداخت که این پروژه سعی در برطرف کردن این ضعف دارد.

همچنین در ادامه تشریح کرد، آمارهای موجود نشان می دهد که در ۲۵ سال گذشته، (۱۹۹۰ تا ۲۰۱۵ میلادی) عملکرد کشاورزی در ایران رو به افزایش بوده است بطوریکه تولید از ۲٫۸ تن محصول در هکتار به ۶٫۴ تن در هکتار رسیده است که در ظاهر، مساله مطلوبی است. اما مساحت تحت کشت ایران در این مدت، تغییر چندانی نداشته است و حدود ۱۲میلیون هکتار بوده که البته در سالهای ترسالی، اندکی بیشتر و در سال های کم بارش نوسان داشته است که این مساًله کاملا طبیعی است. این سوال مطرح می­شود که تولیدات ما در این مدت چگونه تا این حد افزایش داشته است؟

وی با بیان اینکه عملکرد غلات در کشور تقریبا ثابت بوده و سه چهارم اراضی کشور را به غلات اختصاص دادیم اما عملکرد ما در زمینه غلات با تمام تاکیدی که بر خودکفایی غذایی و افزایش تولیدات غلات داریم، ثابت بوده است. تصریح کرد که افزایش تولید در سطح کشور با تمام فقر آبی بیشتر از طریق محصولات آب‌بر و صیفی و سبزیجات بوده است. دلیل این افزایش نیز این است که، کشاورزان به دنبال افزایش درآمد از طریق کاشت محصولات درآمدزا بوده‌اند و صیفی و سبزیجات درآمدزا هستند. آیا این حرکت صحیح است؟

عملکرد کشاورزی ایران از سال ۱۹۹۰ ۲۰۱۵

وی در ادامه تاکید کرد: همیشه بحث بوده که ما به خاطر خودکفایی گندم، منابع آب کشور را از بین برده ایم که در این راستا اختلافاتی بین بخش امنیت آبی و امنیت غذایی کشورمان وجود دارد، اما نتایج تحقیقات این پروژه نشان می دهد که گندم، مقصر اصلی مصرف آب کشاورزی نیست و غلات بیشترین آب ایران را در سالهای اخیر مصرف نکرده اند.

وی بیان داشت: در این مدت، محصولات سنگین و آب بر تولید کرده ایم، به همین خاطر، تناژ تولید محصولات ما را بالا می برد و غلات، سبک وزن هستند و خود را در عملکرد نشان نمی دهد.

وی افزود، حدود ۲٫۶ میلیون هکتار از اراضی ایران به باغات اختصاص دارد که میانگین تولید محصول آنها ۶٫۴ تن در هکتار است.

مدنی بر این باور است که ایران پتانسیل کشت غلات را دارد که می توان با برنامه‌ریزی درست حتی تولید غلات را افزایش داد اما بایستی کشت صیفی‌جات را به گلخانه‌ها انتقال داد. که این حرکت را یکی از راهکارهای افزایش تولیدات کشاورزی همراه با کاهش مصرف آب عنوان کرد و گفت: البته نباید در این مسیر به افراط بیافتیم و آبیاری قطره ای را نیز به صورت کاملا برنامه ریزی شده به اجرا درآوریم.

وی در ادامه گفت، دولت می‌تواند با اعمال مشوق‌هایی توسعه کشت گلخانه‌ای را سرعت بخشد. بطوریکه در بسیاری از نقاط کشور با انرژی خورشیدی یا سوخت گازی می‌توان گلخانه‌ها را گرم کرد. تکنیک‌های جدیدی وجود دارد که فعالیت گلخانه‌ها را اقتصادی‌تر می‌کند. ضمن آنکه شرکت‌های دانش بنیان با توسعه گلخانه‌ها فعال می‌شوند و می‌توانند تکنولوژی خلق کنند. پس در این حوزه نیز شاهد پویایی بیشتر خواهیم بود.

در ادامه بیان کرد: در ۲۵ سال اخیر، سالانه بطور متوسط ۹۰۰ هزار نفر به جمعیت کشور اضافه شده است که این جمعیت به غذا، آب و انرژی و سایر منابع نیاز دارند بنابراین همیشه بخش کشاورزی، دونده بوده و شکاف بین عرضه و تقاضا بیشتر شده است.

همچنین یادآور شد؛ سالانه حدود ۵ میلیارد دلار که معادل ۱۴ درصد درآمدهای نفتی کشور است به واردات مواد غذایی اختصاص داده شده است که تا حد زیادی به علت نبود برنامه ریزی صحیح است و نه لزوما به خاطر کمبود منابع.

مدنی با استناد به نتایج افزود: در کشور ما مساحت کشت دیم با کشت آبی برابر است اما ۹۵ درصد محصولات ما از کشت آبی به دست می آید به عبارت دیگر، نیمی از زمین های کشاورزی به صورت دیم است ولی تنها ۵ درصد محصولات کشور را تامین می کند که یکی از دلایل آن، پتانسیل کمتر ایران در کشت دیم در مقایسه با سایر کشورها است چرا که عدم مطلوبیت بارش در ایران برای کشت دیم است.

وی در ادامه گفت، بخش کشاورزی ۹۰ درصد از آب کشور را مصرف می‌کند که حدود ۱۰ درصد به تولید ناخالص داخلی و ۲۰ درصد به اشتغال‌زایی کمک می‌کند، از این جهت دولت تا نتواند شغل جایگزین را تامین کند قادر به محدود کردن بخش کشاورزی نخواهد بود.

وی در ادامه بیان نمود که خطا داشتیم اما همواره فرصت جبران است و هدف ما این بود که ببینیم پتانسیل اراضی کشور ما برای صنعت کشاورزی تا چه اندازه است.

مدنی درباره مراحل مختلف اجرای این پروژه بیان کرد: اهداف ما این بوده است که یکی با تغییر توزیع جغرافیایی و دیگری با کاهش مصرف آب آیا می‌توان تولیدات کشاورزی را در کشور افزایش دادکه در گام اول این پروژه، تعیین خصوصیات مختلف خاک کشور با استفاده از استانداردهای فائو بود که شاخص های درصد کربن آلی، اسیدیته خاک، شوری خاک (هدایت الکتریکی خاک)، درصد سدیم قابل تبادل، بافت خاک، درصد اشباع بازی، درصد تبادل کاتیونی، درصد ذرات درشت خاک، ظرفیت نگهداری آب، کربنات کلسیم خاک را مورد بررسی قرار دادیم، که برای ما مشخص می‌کند ظرفیت اراضی برای تولید چگونه است.

در ادامه افزود: علاوه بر مطلوبیت خاک برای کشاورزی، ویژگی های توپوگرافی (شیب و ارتفاع) هم در این زمینه بایستی مورد بررسی قرار گیرد که در این مرحله، ایران را به صورت یک منطقه بکر و طبیعی بدون درنظر گرفتن ذخایر آب سطحی، میزان آب قابل استحصال در سطح و منابع آب زیرزمینی مورد سنجش قرار دادیم.

تناسب اراضی ایران برای کشاورزی بر اساس خاک و متغیرهای توپوگرافی

این پژوهشگر علوم کشاورزی افزود: گام بعدی این است که با همکاری وزارت نیرو و جهاد کشاورزی، آب در دسترس را که از طریق شبکه های انتقال آب، ذخایر آبی، سدسازی و آب شیرین کن ها تامین شده است را به این معادلات اضافه کنیم.

در ادامه تشریح کرد: ما در شروع کار، فقط کیفیت خاک و توپوگرافی را بدون لحاظ کردن بارندگی و تبخیر و تعرق، بررسی کردیم که براساس نتایج به دست آمده، تنها ۰٫۴ درصد از زمین های کشور، خیلی خوب یا خیلی غنی برای کشاورزی محسوب می شوند، ۳ درصد مساحت (حدود ۵ میلیون هکتار) زمین های خوب و مطلوب، ۱۰ درصد زمین ها (۱۷ میلیون هکتار) با مطلوبیت متوسط ،که باقی آن زمین‌های فقیر و یا بعبارتی نامناسب برای کشاورزی هستند که حدود ۱۵ درصد مساحت کشور را خاکهای ضعیف (۲۵ میلیون هکتار)، ۳۴ درصد خاک خیلی فقیر (۵۶ میلیون هکتار) و ۲۴ درصد (۴۰ میلیون هکتار) نیز مساحت کاملا نامناسب برای کشاورزی هستند. ۱۲ درصد مساحت ایران حدود ۱۹ میلیون هکتار را به دلیل اینکه جزو مناطق حفاظت شده و یا مناطق شهری بودند از محاسبات این تحقیق کنار گذاشته شده است که روی نقشه به رنگ تیره نمایش داده شده است.

خاک و عوامل محدود کننده زمین برای کشاورزی

مدنی در ادامه خاطر نشان کرد: در بخش نخست ارزیابی ها و با درنظر گرفتن شاخص های کیفیت خاک و عوامل توپوگرافی، مناطق جنوب خوزستان، نواحی اطراف دریاچه ارومیه، حاشیه تهران، نواحی شرقی کشور سیستان و بلوچستان، خراسان، نواحی بزرگی از کرمان و فارس و مناطق مرکزی کشور جاییکه برای انتقال آب بیشتر برای کشاورزی در حال حاضر خیلی بحث وجود دارد، برای کشاورزی کاملا نامناسب ارزیابی شده اند.
همچنین تصریح کرد: با توجه به نتایج حاصله در پهنه بندی کشور، بدترین عوامل محدود کننده اراضی کشاورزی در نواحی مختلف کشور، مواد آلی خاک هستند و بخش های زیادی از کشور به لحاظ مواد آلی، غنی نیستند که در نقشه به رنگ زرد مشخص شده اند و شیب، دومین عامل محدود کننده است.

این پژوهشگر گفت: در مرحله بعد، آب را به معادلات اضافه کردیم، که بارندگی ماهانه و سالیانه متوسط درازمدت، تبخیر و تعرق خاک و گیاه و را به عنوان شاخص‌های اقلیمی درنظر گرفتیم.

وی بیان داشت: طبق آمار بدست آمده ۷۵ درصد مساحت کشور، کمتر از ۲۵۰ میلی متر بارندگی در سال دارد (حدود ۵ درصد) که نشان از اینست کشور ما  نسبت به متوسط جهان پتانسیل خیلی کمتری در کشت دیم دارد. ۲۵۰ میلی متراز این نظر اهمیت دارد که در استانداردهای بین المللی، به عنوان عدد پایه برای کشت دیم محاسبه می شود و کمتر از آن، برای این نوع کشت مناسب نیست. همچنین حدود سه درصد مساحت کشور، میانگین بارندگی بالای ۵۰۰ میلی متر در سال را دارد. ۵۰۰ میلی‌متر در خیلی از جاهای دنیا که کشاورزی دارند به عنوان میزان حداقلی است. یعنی بودجه ای که هر سال طبیعت به ما می‌دهد برای کشاورزی خیلی کم است. بنابراین اگر بخواهیم کشاورزی را اینگونه دیوانه‌وار ادامه دهیم بایستی از منابع غیرتجدید شونده استفاده کنیم. که بسیاری از مشکلات زیست محیطی حال حاضر (فرسایش خاک، خشکی تالاب‌ها، تحلیل آب‌های زیرزمینی و…) به علت عدم شناخت درست پتانسیل تولید در کشور است.

متوسط بارش سالانه (میلی متر)

استاد امپریال کالج لندن یادآور شد، خیلی‌ها معتقدند خاورمیانه نمی‌تواند از نظر غذایی به خودکفایی برسد، اما ۹۵ درصد محصولات غذایی را در داخل کشور تامین کردیم ولی باید خودکفایی را باز تعریف کنیم.در همین راستا شعار خودکفایی را به امنیت غذایی تبدیل کردیم. به باور ایشان تعریف ما از امنیت غذایی در کنار داشتن امنیت‌های دیگر معنا پیدا می‌کند که اگر امنیت سیاسی و اقتصادی نداشته باشیم در کنار آن امنیت غذایی هم نخواهیم داشت.

وی یادآور شد: ما این موضوع را در شرایط تحریم یا جنگ تحمیلی کاملا احساس کردیم و به یاد داریم که اواخر دوران جنگ تحمیلی، مبادله مستقیم نفت با مواد غذایی داشتیم.

این پژوهشگر علوم کشاورزی ادامه داد: در میان شاخص های اقلیمی، شاخص خشکی که بیشتر رابطه میان بارش و مقدار تبخیر و تعرق گیاه و خاک را نشان می‌دهد که بررسی‌های صورت گرفته به ما نشان می‌دهد که ۷۳ درصد مساحت کشور ما خشک، ۲۴ درصد نیمه خشک، یک درصد معتدل، یک درصد خشک رو به معتدل و یک درصد نیز فوق خشک (مناطق کویری ما) هستند.

معنی شاخص خشکی سالانه ایران

همچنین در خصوص توزیع ماهانه خشکی نیز مطابق نقشه های زیر بیان کرد: در اغلب مناطق کشور، از اردیبهشت به بعد وضعیت رطوبت بد است و تا مهر بیشتر مساحت کشور خشک است و فقط ماههای دی و بهمن، وضعیت خوبی از لحاظ رطوبت دارد و در بقیه ماههای بهار، تابستان و حتی اوایل پاییز، تبخیر و تعرق گیاهان بالا می رود و برای کشت در این فصول نیاز به پرداخت هزینه برای آب است و یا کشت را به فصول با رطوبت مناسب اختصاص داد. همچنین بر اساس نتایج این پروژه تحقیقاتی می‌توان اینچنین نتیجه گرفت که کشت دیم کشور را می‌توان افزایش داد ولی به هیچ وجه نمی توان انتظار داشت که غذای مورد نیاز را از طریق این کشت تامین کنیم زیرا پتانسیل کشور ما در این زمینه بسیار پایین‌تر از متوسط جهانی است.

نقشه توزیع ماهانه خشکی در ایران

این پژوهشگر علوم کشاورزی اضافه کرد: آمارها بیانگر این است که ۰٫۴ درصد اراضی کشور برای کشت دیم خیلی مطلوب و غنی است، ۳ درصد اراضی خوب و ۷٫۶ درصد نیز متوسط هستند که در مجموع حدود ۱۰ درصد مساحت کشور برای کشت دیم مناسب هستند، ۵٫۴ درصد مناطق ضعیف، ۲ درصد خیلی ضعیف و حدود ۶۹ درصد اراضی نیز برای این نوع کشت بلا استفاده هستند و حدود ۱۲ درصد مساحت نیز از جمله مناطق حفاظت شده و یا مناطق شهری هستند که برای کشت نمی‌توان از آن‌ها استفاده کرد.

تناسب اراضی برای کشاورزی دیم

وی در ادامه در خصوص محصولات رایج تولید شده در ایران افزود: طبق نمودار زیر دو محصول رایج که بسیار آب‌بر هستند، برنج و چغندر ‌قند که ۷۰۰ میلی متر آب برای تولید نیاز دارند در برخی از مناطق ایران محصولات خیلی ویژه و محبوب و محل درآمدی هستند در حالی که کشور ما آب ندارد.

مدنی در ادامه اظهار داشت:  هندوانه درست است که پر آب به نظر می‌رسد اما براساس آبی که برای آن خرج میشود با کشت ذرت و سیب در یک راستا قرار دارد و حتی ممکن است آورد ریالی هندوانه از محصولات مشابه آن بهتر باشد. و برخی محصولات همچون زیتون، جو، حبوبات، سیب زمینی و پیاز و گردو به آب کمتری حدود ۳۰۰ میلی متر نیازمند هستند که باید موضوع کشت های جایگزین به طور جدی در برخی مناطق کشور دنبال شود.

آب مورد نیاز برای تولید برخی محصولات

این پژوهشگر مرحله بعد را اینطور تشریح کردند: هنگامی که شاخص آب را به مطلوبیت خاک و متغیرهای اقلیمی و توپوگرافی در محاسبات خود اضافه کردیم، نتایج نشان داد که حدود ۰٫۴ درصد اراضی کشور دارای خاک مطلوب، ۲٫۲ درصد اراضی خوب و در مجموع، کمتر از ۳ درصد مساحت کشور ما برای کشاورزی مناسب هستند. همچنین حدود ۸ درصد اراضی به لحاظ مطلوبیت برای کشاورزی، متوسط و ۱۱ درصد نیز ضعیف یا فقیر هستند و ۶۰ درصد مساحت ایران با درنظر گرفتن متغیرهای اقلیمی، توپوگرافی و خاک به درد کشاورزی نمی خورد ولی درحال حاضر در خیلی از این مناطق کشاورزی صورت می‌گیرد.

مدنی اعلام کرد: بیشترین اراضی با مطلوبیت خوب به ترتیب در استانهای کرمانشاه، کردستان، آذربایجان غربی، لرستان، مازندران و گیلان واقع شده است، که این مطلوبیت با درنظر گرفتن نسبت اراضی به کل مساحت استان است و بیشترین اراضی با مطلوبیت متوسط نیز متعلق به استانهای همدان، زنجان، قزوین، آذربایجان شرقی، بخش هایی از خوزستان و بخش هایی از استان فارس است. در سایر استان‌های کشور اگر کشاورزی می‌کنیم در واقع از ظرفیت‌های تجدید ناپذیر خاک داریم استفاده می‌کنیم. و در واقع به منابع زیان می‌زنیم.وی هشدار داد: در حال حاضر همه زمین های خیلی خوب کشور برای کشاورزی، مورد استفاده قرار گرفته اند و جای جدیدی برای توسعه کشاورزی باقی نمانده است و در این شرایط، باید مواظب توسعه شهری باشیم و متاسفانه در شمال کشور در مناطقی که مناسب برای توسعه کشاورزی است، شاهد ویلاسازی هستیم که این واقعا فاجعه است.

همچنین در تشریح وضعیت موجود کشاورزی کشور بیان کرد: درحال حاضر مطابق با نمودار زیر ۲ درصد کشاورزی ایران در زمین های خیلی خوب، ۱۲ درصد در زمین های خوب، ۳۴ درصد در زمین های با مطلوبیت متوسط ، ۳۰ درصد کشاورزی ما در زمین های با مطلوبیت فقیر، ۵ درصد در زمین های بسیار بد و ۱۷ درصد در زمین هایی است که اصلا برای کشاورزی مناسب نیستند.

مناسب بودن زمین های کشاورزی موجود در ایران

مدنی در ادامه افزود؛ ۵٫۵ میلیون هکتار زمین های ما در مناطق کاملا به درد نخور و با مطلوبیت بسیار پایین است، تصریح کرد: البته می توان برای این وضعیت فاجعه آمیز، هم کاری کرد زیرا با وجود اینکه بیشتر ظرفیت مناطق خیلی خوب و خوب برای کشاورزی، مورد استفاده قرار گرفته اند ولی حدود ۴٫۵ هکتار مناطقی با مطلوبیت متوسط داریم که از آنها برای توسعه کشاورزی استفاده نکرده ایم و به نظر می رسد حدودا کمتر از ۲ میلیون هکتار آنها قابل استفاده باشد. چرا که مابقی آنها در مناطقی هست که دسترسی به آنها غیر ممکن هست.

مدنی ادامه داد: ما به ازای هر ۵ هکتار زمین در مناطقی با مطلوبیت ضعیف فقط یک هکتار زمین با مطلوبیت متوسط برای تولید دیم گندم نیاز داریم. ما می توانیم ۵ برابر عملکرد بهتر در زمین‌های با مطلوبیت متوسط داشته باشیم. ۵۰ درصد کشاورزی ما در حال حاضر در زمین‌های نامطلوب انجام می‌شود (۱۲ میلیون هکتار) و ما می توانیم حدود ۲ میلیون هکتار آن را به جاهایی دیگر منتقل کنیم.

به اعتقاد این پژوهشگر از طریق بازتوزیع اراضی کشاورزی در کشور می توانیم هم تولید را بالا ببریم و هم مصرف آب را در کشور پایین بیاوریم.

منبع:

waternews
مطالب بیشتری نیست