نویسنده: جول کوتکین/ نویسنده
مترجم: محمدصادق یوسف‌زاده/ دبیر سرویس «آمایش سرزمین»


جهان در بیشتر عمر تاریخ معاصر خود نگران نفرین اضافه‌ی جمعیت بوده است، اما با این حال به‌زودی در بسیاری از کشورها مشکل اساسی، کمی‌ جمعیت و ازدیاد افراد مسن خواهد بود. در سال ۱۹۹۵ تنها یک کشور یعنی ایتالیا جمعیت بالای ۶۵ سالش بیشتر از جمعیت زیر ۱۵ سالش بود؛ اما امروزه ۳۰ کشور و تا ۲۰۲۰، ۳۵ کشور به چنین وضعی دچار خواهند شد. جمعیت شناسان تخمین می‌زنند رشد جمعیت جهانی تا پایان این قرن خاتمه یابد.

پیری سریع جمعیت همین حالا هم در حال تغییر سیاست و اقتصاد در بسیاری از کشورهای مهم ثروتمند است. نیازهای رأی‌دهندگان مسن، پارادایم‌های سیاسی را در بسیاری کشورها مانند ایالات‌متحده حداقل موقتاً به سمت سیاست‌های راست‌گرایانه سوق می‌دهد. مهم‌تر از این پیری جمعیت رشد اقتصادی را تهدید می‌کند چراکه موجب کاهش هم‌زمان نیروی کار و مصرف می‌شود.

ما ۵۶ کشور بالای بیست میلیون نفر را بررسی کردیم که جمعیت نه‌ تای آن‌ها در حال کاهش است. آثار کاهش جمعیت در طول زمان بدتر خواهد شد به‌خصوص زمانی که نسل حاضر در دهه‌ی ۵۰ و ۶۰ سالگی به بازنشستگی برسند و نیازمند مستمری و سایر حمایت‌های دولتی بشوند.

اروپا: خانه‌ی سالمندان
در صدر کشورهای موردبررسی، اوکراین قرار دارد که آرام‌آرام در حال از هم پاشیدن است. بر اساس پیش‌بینی سازمان ملل، جمعیت اوکراین تا سال ۲۰۵۰، ۲۲ درصد کم خواهد شد. در اروپای شرقی و جنوبی چندین کشور مهم دیگر قرار دارند که با کوچک شدن جمعیت تا سال ۲۰۵۰ روبرو هستند، کشورهایی مثل لهستان (۱۴ درصد)، فدراسیون روسیه (۱۰٫۴ درصد)، ایتالیا (۵٫۵ درصد) و اسپانیا ۲٫۸ درصد). پیش‌بینی می‌شود جمعیت کل اتحادیه‌ی اروپا از ۲۰۵۰ به بعد شروع به کاهش تدریجی کند که این مسئله آینده‌ی تیره‌وتاری را برای این اتحادیه ترسیم می‌کند البته اگر تا آن روز اتحادیه‌ای پابرجا بماند.

مهم‌ترین کشور اتحادیه‌ی اروپا، یعنی آلمان در طول بیش از یک نسل از کاهش جمعیت رنج‌برده است. پیش‌بینی جمعیت آلمان تا ۲۰۵۰ کاهش ۷٫۷ درصدی را نشان می‌دهد، البته این پیش‌بینی مهاجرت‌های اخیر به این کشور را به‌حساب نیاورده است. مشکل اساسی آلمان نرخ باروری خیلی پایین این کشور است که بر اساس داده‌های سازمان ملل بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ فقط ۱٫۴ بوده است. برای آنکه میزان جمعیت فعلی را بتوانید حفظ کنید باید نرخ باروری ۲٫۱ درصدی داشته باشید بنابراین انتظار می‌رود آلمان هم‌زمان با پیرتر شدن جمعیتش هم کاهش یابد.

کشورهای کوچک هم از این نظر نمی‌توانند کمکی به اروپا بکنند. بسیاری از کشورهای کوچک اروپایی هم نرخ باروری خیلی پایین دارند. از میان ده کشور کوچک با بیشترین کاهش جمعیت همگی در اروپا و خارج از اروپای غربی هستند. بلغارستان با ۲۷ درصد و رومانی با ۲۲ درصد کاهش تخمینی جمعیت تا سال ۲۰۵۰ روبرو هستند. نرخ باروری همه‌ی این کشورها پایین‌تر از نرخ جایگزینی است. اوضاع در اروپای غربی از این بهتر نیست و آنجا هم نرخ باروری پایین‌تر از نرخ جایگزینی است اما نه به‌شدت اروپای شرقی. تنها انتخاب ممکن در بلندمدت برای اروپا احتمالاً اجازه دادن به ورود بیشتر مهاجران به‌ویژه از آفریقا و خاورمیانه است که این هم با توجه به افزایش مخالفت‌های سیاسی با مهاجران غیرممکن به نظر می‌رسد.

کاهش جمعیت: نسخه‌ی آسیایی

اگر پیری جمعیت فقط یک بیماری اروپایی بود، چالش خیلی جدی برای اقتصاد جهانی به‌حساب نمی‌آمد چراکه اروپا به‌تدریج اهمیتش را در سطح جهانی از دست می‌دهد. قسمت اوج داستان کاهش جمعیت در آسیاست که بیشترین رشد اقتصاد جهانی در نسل گذشته مدیون آن است. معروف‌تر از همه کاهش جمعیت ژاپن است که هنوز سومین اقتصاد بزرگ جهان است و انتظار می‌رود تا سال ۲۰۵۰ جمعیتش تا ۱۵ درصد کاهش یابد. ژاپن بعد از اوکراین شدیدترین کاهش جمعیت را بعد از اوکراین دارد و روزبه‌روز پیرتر می‌شود. بر اساس اعلام سازمان ملل تا سال ۲۰۳۰ جمیعت بالای ۸۰ سال ژاپن از جمعیت زیر ۱۵ سالش پیشی می‌گیرد.

اما شدیدترین ضربه‌ای که اقتصاد جهانی از اوضاع جدید جمعیتی متحمل می‌شود از جانب چین خواهد بود، دومین اقتصاد بزرگ دنیا و پویاترین آن‌ها.

تا یک نسل قبل زیادی جمعیت، آینده‌ی چین را تهدید می‌کرد مانند برخی کشورهای درحال‌توسعه‌ی امروز؛ اما امروزه تخمین زده می‌شود نرخ باروری در چین بین ۱٫۲ تا ۱٫۶ باشد که هر دو از نرخ جایگزینی ۲٫۱ درصد بسیار پایین‌تر است. جمعیت چین تا سال ۲۰۵۰، ۲٫۵ درصد یعنی ۲۸ میلیون نفر کمتر خواهد شد و به لحاظ جمعیت‌شناسی چیزی شبیه ژاپن سالمند امروز خواهد بود البته با یک تفاوت، چین به‌اندازه‌‌ی ژاپن ثروتمند نیست.

سایر کشورهای آسیایی هم مشکلات مشابهی دارند. تایلند با کاهش تخمینی ۸ درصد از جمعیتش پنجمین کشور ازنظر تغییرات جمعیتی جهان است. بااینکه سری‌لانکا درست آن‌طرف پل آدم[۱] و بیخ گوش هندی قرار دارد که همچنان رشد جمعیتش سریع است، پیش‌بینی می‌شود جمعیتش تا ۲۰۵۰ تنها ۰٫۶ درصد افزایش پیدا کند.

کشور دیگری که همچنان به سمت واماندگی جمعیتی پیش می‌رود کره‌ی جنوبی است که آن‌هم تا یک نسل پیش نگران افزایش جمعیتش بود. با نرخ باروری زیر نرخ جایگزینی‌اش (۱٫۳ درصد) تا ۳۵ سال دیگر به‌کلی راکد خواهد شد و به یکی از پیرترین ملت‌های جهان تبدیل می‌شود.سنگاپور از این نظر یک استثناست. درحالی‌که نرخ باروری خود سنگاپور ۱٫۲ است اما به مدد سیاست‌های بحث‌برانگیز و آزاد مهاجرتی‌اش پیش‌بینی می‌شود افزایش جمعیتی ۲۰‌ درصدی را تا ۲۰۵۰ تجربه کند.

سنگاپور از این نظر یک استثناست. درحالی‌که نرخ باروری خود سنگاپور ۱٫۲ است اما به مدد سیاست‌های بحث‌برانگیز و آزاد مهاجرتی‌اش پیش‌بینی می‌شود افزایش جمعیتی ۲۰‌ درصدی را تا ۲۰۵۰ تجربه کند.

تأثیرات اقتصادی
بیشتر رهبران جهان در کوتاه‌مدت بر گروه غیرقابل‌پیش‌بینی جدیدی که در واشینگتن بر سرکار آمده متمرکزشده‌اند، اما شاید کار بهتر برای آنان این باشد که در بلندمدت به اثرات کاهش جمعیت در اقتصادهای مهم جهانی فکر کنند. اقتصاددانان ازجمله جان‌مینارد کینز، نرخ پایین موالید را به کاهش رشد اقتصادی مرتبط کرده‌اند. کینز وقتی درباره‌ی مضرات انفجار جمعیت سخن می‌گوید هم‌زمان هشدار می‌دهد: «من هشدار می‌دهم اگر دقت نکنیم، زنجیره‌ی انفجار جمعیت ممکن است به مشکل دیگری منتهی شود که از اولی بی‌رحم‌تر و سرسخت‌تر است.»

صحت این هشدار همین حالا هم روشن‌شده که نرخ پایین‌تر موالید و افزایش درصد جمعیت سالخورده باعث رشد پایین اقتصادی در اکثر قسمت‌های جهان مرفه شده است و توقع می‌رود همین اتفاق در کشورهای با رشد بالای اقتصادی مانند چین و کره هم اتفاق بیفتد. اقتصاددانان تخمین می‌زنند جمعیت سالخورده‌ی چین ۶۰ درصد تا سال ۲۰۲۰ افزایش پیدا کند و جمعیت در سن‌ کار تا ۳۵ درصد کاهش یابد. این کاهش جمعیتی را هم‌زمان ناشی از سیاست تک‌فرزندی و افزایش هزینه‌ها و کوچک شدن مساحت خانه‌ها که براثر شهرنشینی گسترده اتفاق افتاده می‌دانند. پیش‌بینی نرخ رشد تولید ناخالص داخلی چین از ۷٫۲ درصد در سال ۲۰۱۳ به حداکثر ۶ درصد در سال ۲۰۲۰ کاهش پیدا خواهد کرد.

تغییرات جمعیت به دلایل متعددی می‌تواند به کاهش نرخ رشد اقتصادی منجر می‌شود. اول‌ازهمه، کمبود نیروی کار جوان منجر به افزایش دستمزدها و آغاز انتقال فرصت‌های شغلی به مکان‌های دیگر شود. این اتفاق ابتدا در اروپای شمالی و ژاپن رخ داد و اکنون به شکلی روزافزون در کره‌ی جنوبی، تایوان و حتی چین در حال رخ دادن است. گری بکر، اقتصاددان، اشاره می‌کند که تغییرات جمعیتی نرخ نوآوری را هم پایین می‌آورد زیرا نوآوری‌ها و خلاقیت‌ها بیشتر از جانب نیروی کار جوان و کارآفرینان صورت می‌گیرد. بخشی از رشد پایین بلندمدت اقتصاد ژاپن،  به‌این‌علت است که نیروی کار آن از دهه‌ی نود میلادی شروع به کاهش کرده و تا سال ۲۰۳۵ یک‌سوم کمتر می‌شود.

مشکل دوم به درصد بازنشستگان در مقایسه با نیروی کار فعال برمی‌گردد. درگذشته، جوامع روبه رشد جمعیت فعال بسیار بیشتری نسبت به بازنشستگان داشتند؛ اما حالا در جوامعی مثل آلمان و ژاپن این نسبت کاهش پیداکرده است. در سال ۱۹۹۰ در آلمان به ازای هر فرد بالای ۶۵ سال ۴٫۷ نیروی در سن فعالیت وجود داشت. تا سال ۲۰۵۰ پیش‌بینی می‌شود این نسبت به ۱٫۷ نفر برسد. در ژاپن وضعیت این شاخص بدتر است و از ۵٫۸ در سال ۱۹۹۰ به ۲٫۳ نفر در امروز و ۱٫۴ نفر در سال ۲۰۵۰ خواهد رسید. چین، کره و سایر کشورهای آسیای شرقی که بسیاری‌شان از نظام بازنشستگی توسعه‌یافته‌ای هم برخوردار نیستند با چالش‌های مشابهی روبرو هستند.

علت آخر به معضل بازار مصرف برمی‌گردد. سالمندان در مقایسه با جوان‌ترها تمایل کمتری به خرید دارند به‌خصوص خانواده‌ها. یکی از عللی که کشورهایی مثل ژاپن و آلمان دیگر نمی‌توانند موتور رشد اقتصادی‌شان را روشن کنند، روند کاهنده‌ی مصرفشان است. این چالش هم‌زمان با کند شدن مصرف در چین شدت خواهد یافت. آینده‌ی تقاضا که برای کشورهای درحال‌توسعه بسیار مهم است می‌تواند به‌شدت محدود شود.

در دهه‌های پیش رو، کشورهایی که بتوانند حداقل نرخ قابل‌قبول رشد جمعیت را حفظ کنند و جمعیت جوانی داشته باشند، می‌توانند بهترین عملکرد را داشته باشند.

پی‌نوشت

[۱] پل آدم (به تامیلی: ஆதாம் பாலம்) که به نام پل راما نیز نامیده می‌شود، یک سد ساحلی زنجیره‌ای از سنگ آهک است که بین جزیره پامبان در ساحل جنوب شرقی تامیل نادو کشور هند و جزیره مانار در ساحل شمال‌غربی سری‌لانکا قرار دارد.

منبع: FORBES

مطالب بیشتری نیست