نویسنده: وِید گریهام/ معمار منظر
مترجم: محیا بهرامی/ دانشجوی کارشناسی ارشد طراحی شهری دانشگاه شهید بهشتی


معماری و شهرسازی در پی رویای پایداری هستند؛ به هر جا نگاه می کنید برنامه هایی برای ساختمان‌های پایدار، اکوشهرهای پیشرو و حتی مزرعه‌های آکوآپونیک (کشت گیاه بدون خاک) در آسمان پیش‌بینی شده است. برنامه‌هایی که هر یک وعده رهایی شهرهای مدرن نامطلوب از نظر اکولوژیکی و برگرداندن مردم آن‌ها به هماهنگی با طبیعت را داده‌اند. هدف رویاپردازان حتی از این هم بزرگ‌تر است؛ اکوشهرهایی که الگوهای توسعه پر مساله قرن اخیر را مرحله به مرحله اصلاح می کنند و ما را در آسایشی امروزی به آینده‌ای سبز و بدون کربن می‌رسانند.

در برخی پروژه ها، این رویا به نیروی رو به جلویی به منظور کارایی انرژی، مصالح بازیافتی و دفع کربن منجر می‌شود؛ رقابتی که پاداش آن گواهی نقره‌ای، طلایی یا پلاتینی LEED (راهنمایی طراحی محیطی و انرژی) است. این رویا همواره تلاشی قابل تحسین جهت ارتقاء سبزینگی ساختمان‌ها با پوشاندن آن‌ها از گیاه است. بام‌های سبز جوانه می زنند و دیوارهای سبزی که با سرخس و گیاهان آبدار تزیین شده‌اند با الگوهای خاصی در هتل‌ها، بانک‌ها و موزه ها ایجاد می‌شوند. امروزه این رویای شهر سبز، بیش از حد در مورد کنترل طبیعت با تکنولوژی و ادعای حل شدن مشکلات را دارد.

 تمام این رویاها، ایده‌های خوبی هستند. تلاش برای بازسازی خساراتی که نحوه زندگی ناسالم به کره زمین وارد کرده است. توام کردن طبیعت با شهرهای بتنی، بیگانه، سخت و بی‌فایده عصر مدرن از اقدامات این رویاها هستند. اما به رغم ادعای آشتی دادن شهر با طبیعت، رویای شهر سبز به جای پرداختن به علل عمیق تر عدم مطلوبیت شهرها و شرایط محیطی فعلی، بیش از حد درگیر کنترل طبیعت با تکنولوژی است و از این طریق ادعای حل شدن مشکل را دارد.

 سبز کردن شهرها آرمان جدیدی نیست. رومیان باستان غزلی با مضمون ارکادیا دارند؛ سرود اسطوره ای روستایی برای فرار از بیماری‌های زندگی شهری مانند درآمد، جنایت، آلودگی، بیماری و البته تجمل و فساد اخلاقی که به دنبال آن می‌آید. این عقیده که ییلاق سبز تمام آنچه که خالص و بی‌خطر است را پرورش می‌دهد، یک افسانه ریشه‌دار در فرهنگ غربی است.

از زمان نوشتن کتاب جمهوری توسط افلاطون، چشم اندازها، اجتماعات انسانی ایده آل را چیزی نه مثل شهر، بلکه بیشتر شبیه مزرعه‌ای سازماندهی شده و بزرگ توصیف کرده اند. فالانستر چارلز فوریه، اسکانهای Shaker (دسته ای از پیروان مسیحیت)، شهر پهن دشتی پیشنهادی فرانک لوید رایت، جوامع شوروی یا باغ‌شهرهای بی شمار قرن ۱۹ و ۲۰ که در میان مناظر اروپایی و آمریکایی پخش شده اند، نمونه‌هایی از این تصویر هستند. احتمالاً جدیدترین این فرم‌ها، ساختمان‌های بروکلین است؛ مزرعه‌هایی با تجهیزات کشاورزی شهری مد روز که برای شهرنشینان حساس به محیط، سبزیجات مخصوص سالاد را بر روی سقف‌های چندین ساختمان در نیویورک پرورش می‌دهند. این کار بدون شک یک سرمایه گذاری سودمند است، ولی با در نظر گرفتن واقعیت‌هایی نظیر ارزش بالای زمین‌های شهری و هزینه‌های نیروی کار، بعید به نظر می رسد چنین الگویی جایگزین مزرعه‌های زمینی شود.

 معرف امروزی ساختمان اکولوژیک، یعنی پردیس سفینه ای شکل شرکت اپل که در سیلیکون ولی در حال ساخت است، توسط معمار بریتانیایی، نورمن فاستر، طراحی شده است. این پروژه مصداق خوبی از نقایص رویای سبز است. اگر چه در اذهان عمومی اینگونه القاء شده است که این ساختمان، بنایی پایدار با انرژی کارا است (چون ۸۰ درصد از زمینش، فضای باز است.)، اما با هر معیاری سنجیده شود ساختمانی بزرگ، پیچیده، با مصرف انرژی بالا و گران‌قیمت (۵ میلیارد دلار) است که تنها برای پولدارترین کمپانی روی زمین دست یافتنی است. چیزی که بسیار بدتر است این است که در پایان روز این ساختمان هم یک ضمیمه در حومه خود دارد؛ ساختمان اداری سفید رنگ کنار آزاد راه که در کنار خود پارکینگ‌های وسیع برای ۱۳۰۰۰ کارمند آن را تامین می کند که پایداری آن را خدشه دار می کند.

نگاهی به خاستگاه این رویای سبز، روشن کننده حقایق است. موزه لوور ابوظبی، سفینه اپل و یک پردیس دیگر در سیلیکون ‌ولی که ساختمان آینده گوگل است و با چادر شفافی پوشیده شده و ادعا می کند قرار است تفاوت سازه های انسان ‌ساخت و طبیعت را محو کند؛ این پروژه‌ها نوادگان مستقیم کار رویاپرداز امریکایی، باکمینیستر فولر و همکار ژاپنی‌اش شوجی سادائو هستند. در سال ۱۹۶۰ فولر و سادائو پیشنهاد ساخت گنبد ژئودوزیک شفافی با ۳ کیلومتر عرض را دادند که میانه شهر منهتن را می‌پوشاند. این گنبد تاثیر آب و هوای بد و همچنین هزینه گرمایش و سرمایش ساختمان‌های جدا از هم را کاهش می داد. این گنبد ساخته نشد ولی محیط‌هایی با اشکالی دیگر در سراسر دنیا ساخته شدند و به فراگیر شدن جهانی طرح اکوشهرهای پیشرو کمک کردند.
یکی دیگر از اسطوره های این جنبش، پائولو سولری است که طرح آرمان‌شهر آرکوسانتی را ارائه داده است. این طرح فقط در تعداد کمی ساختمان بتنی عجیب در صحرای آریزونا عملی شد که مشابه متابولیست های ژاپنی دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ بودند. طرح‌های دهه ۶۰ و ۷۰ ژاپن برای مزرعه‌های شهری معلق غول پیکر و ابرسازه‌های مدولار در آسمان، طرح‌های عجیب و غریبی بودند. در واقع، فاستر شاگرد و سپس همکار فولر و سادائو بود و کنترل اقلیمی در شاهکارهایش، که برج لندن و بازسازی گنبد رایشتاگ برلین تنها دو نمونه از آن‌ها است، به طور ویژه‌ای لحاظ شده است و با دقت از کارهای سابق استادانش نمونه برداری کرده است.
این پروژه ها در زمان خود، واقعاً تحقق مجموعه رویاهای آسمان آبی از دوره دکتر استرنجلاو بودند، جایی که هر مجموعه فضایی سینمایی، محافظی گنبدی شکل دارد و زنده نگه داشتن گیاهان در گل‌خانه تنها سد بین انسان‌ها و مصیبت بود. این رویاها هماهنگ کننده دوباره انسان‌ها و طبیعت نیستند بلکه تحقق آن‌ها منوط به در اختیار گذاشتن زمین برای ساخت علمی سکونتگاه‌های زیرگنبدی در آسمان یا حداقل بر روی بام هستند.
همان‌طور که یک اتومبیل تسلا برای رفع آلودگی کافی نیست، طراحی ساختمان سبز یا اکوشهری بی نقص نیز برای نجات دنیا کافی نیست. گرچه ساختمان‌های ما مانند ماشینهای‌مان، به طرز اسفناکی از نظر محیط زیستی ناکارآمد هستند، اما حرفه معماری، نه با هیچ استدلال منطقی در تاثیرات فاجعه‌ بار انسانی بر محیط زیست مسئول است و نه انتظار می‌رود بتواند به تنهایی مشکلات را حل کند. مشکل اصلی، سیستم اقتصادی بر پایه تخریب طبیعت و بهای واقعی و تاسف ‌بار آن در آینده است. هیچ گنبدی نمی‌تواند ما را از ولخرجی و اسراف بر حذر دارد.
به جای تبدیل طبیعت به یک حاشیه زندگی شهری، معماران و برنامه ریزان باید برای طراحی روابطی بهتر بین بخش‌های مختلف شهر و طبیعت، و با هدف ارتقاء و نزدیکی روابط مردم با طبیعت کار کنند. پروژه برنده امسال جایزه پریتزکر، معمار شیلیایی آلخاندرو آراونا، موردی در همین زمینه است. او به ساخت ساختمان‌هایی علاقه دارد که با مشارکت خود ساکنین، راه‌حل‌های خانه سازی کم هزینه و کارا در سطح شهری به خصوص به هنگام وقوع بحران‌های طبیعی را پیدا کند. این راه از کاشت درخت بر آسمان‌خراش سازنده‌تر است.


منبع: latimes

منبع برگردان: معمارمنظر

مطالب بیشتری نیست
کانال تلگرام