“ابوذر می گوید: من از اصحاب صفه بودم، وقتی شب می شد، در کنار خانه پیامبر صلی الله علیه و آله حاضر می شدیم و پیامبر به میزبانی هریک از اصحاب صفه امر می کردند تا اینکه بیش از ۱۰ نفر باقی نمی ماند، که آنها را شخصا پذیرایی می کردند و در موقع استراحت، می فرمودند که در مسجد بخوابید.[i]

اگر بخواهیم قیاسی داشته باشیم میان معابد ادیان غیر توحیدی با مسجد پیامبر به عنوان سرآمد معابد توحیدی تاریخ، می توان به این جنبه نیز اشاره کرد که اگر آنان در نسبت با حوزه زیستی پیروانشان، خود را مجزا می کردند و آدمیان را به عنوان برده هایی در خدمت جلال شکوه خود به خدمت می گرفتند، مسجد پیامبر در قلب شهر و در ترکیبی جدایی ناپذیر از آن، به عنوان یک مرکز اجتماعی خود را موظف به خدمت به همه اقشار جامعه می دید تا جایی که جز برای ادای فرائض، محلی برای حمایت و پشتیبانی از نیازمندان و در راه ماندگان نیز بود. امتداد این خصلت که فضای عبادت را پناهگاهی مردمی می پندارد در دولت های مختلف اسلامی با رویکردهای مختلف سبب شده بود که مسجد به عنوان امان­گاه و وادی ایمن قرار گیرد و مظلومان و یا حتی مجرمان در پناه آن از تعدی به دور باشند. در دوران انقلاب و دفاع مقدس نیز مسجد به مثابه پناهگاه و بسیار فراتر از پناهگاه به ایفای نقش پرداخته است. نقشی که وامدار همان سنتی است که در اصطلاح اهل صفه در ادبیات دینی، روایات و البته آیات الهی به ما رسیده است.

صفّه اصطلاحى است که بر نوعى خاص از معمارى در یثرب عهد پیامبر اطلاق مى‌شود، مفهوم صفّه را به بنایى شبیه سقیفه تعریف کرده‌اند[ii] با‌توجه به تعاریف لغت‌شناسان، صفّه سایبان خنکى در تابستان‌هاى گرم و محل تجمع، پذیرایى یا استراحت افراد بوده‌است. با تغییر قبله از سمت شمال به جنوب (سال دوم هجرى) بخشى از قسمت مسقف شمال مسجد نبوى صفّه نام گرفت.[iii] به همین دلیل بعدها صفّه را انتهاى مسجد‌ دانسته‌اند.[iv] صفّه در مسجد نبوی کاربردى ثابت و محدود نداشت و به عنوان مهمانپذیر، مسکن دائم یا موقت، محل آموزش یا عبادت و‌… مورد استفاده قرار مى‌گرفت. اهل صفّه که لباسشان ناکافی و خوراکشان ناچیز بود در مسجد ساکن بودند. آنان در مواقع بحرانی گاه در هر وعده دو‌ عدد خرما بیشتر نمی‌خوردند و گاه مدتهای طولانی از بی‌غذایی به اجبار سنگ بر شکم بسته یا روزه می‌گرفتند.[v] گفته شده: برخی اوقات اهل‌ صفه بر اثر ضعف بدنی نمی‌توانستند در نماز به‌ درستی بایستند و طنابهایی را که در مسجد (احتمالاً از سقف) آویخته بودند، بدست می‌گرفتند.[vi]

251401919512587221544023713428100101186130

اما مگر می توان مسجد ها و امام زاده های امروزی را به روی خیابان خواب ها گشود و در شب های سرد آنها را در این مکان ها ماوا داد؟ اگر از وسایل مسجد چیزی را به سرقت ببرند چه؟ فرش ها، ظروف، وسایل زینتی و جز آن. خب باید به دلواپسان مساجد حق داشت. چون پیامبر اسلام دستور داده بود چه در سقف و چه در فرش کف مسجدش از دور انداختنی ها و بی ارزش ترین ِ چیزها استفاده شود، به نحوی که دیگر کسی خواهان آن ها نباشد. مساجد امروزی چنین اند؟

از امام زاده ها چطور؟ اگر ژان والژان های ایرانی کاکل زرین فام ِ یکی از گلدانی های ضریح را با زورآزمایی باز کنند و به عتیقه فروشی بفروشند چطور؟ باز هم می توان یادی کرد از منش رسول الله (ص) که در برابر پارچه ای رنگین که به عنوان پرده به در یکی از خانه های مشرف به حیاط مسجد آویزان شده بود، واکنش نشان داد، آن را برچید و چند پاره کرد و برای فروش میان فقرا قسمت کرد. گویا تا زمانی که برهنه و گرسنه ای باشد، نباید کمترین چیزی را به آذین بر در و دیوار جایی آویخت که قرار است خانه خدا باشد. در خانه خدا، اولویت های خدا حکم می کند و نه الویت های بندگان خدا. اولویت خدا پرداختن به فقراست نه زینت کردن عبادتگاه که حتی در زمان ثروت و رونق نیز آن را مکرراً نفی کرده است.

با این حال اگر چشمی هم داشته باشیم به تجربه همسایگان عراقی، برای در اختیار قرار دادن منازل و مواکبشان به در راه ماندگان می آموزیم که می توان به غریبه ها اعتماد کرد، اگر خدا را جبران کننده و ناظر بپنداریم و بنا به رضایت او گام برداشته باشیم. پرسیده خواهد شد که آنان موکب هایشان را به روی زائرین امام حسین بازگذاشته اند نه خیابان خوابها و معتادین. باید به چنین پرسش کننده هایی برای فهمشان از دین تسلیت گفت که هنوز آئیین پیشداوری جاهلی و پیشی گرفتن بر حکم خداوند را رها نکرده اند. خیابان خوابها در شهرهایی که مملو از آپارتمان های خالی و متروک است، شهادتی اند بر غیر اسلامی بودن تفکرات غالب بر مردمان آن شهر. در زیست مسلمانی، چنین پرسش ها و دلواپسی هایی جایی ندارد. خداست که می بخشد و باز می ستاند. مسجد ها را باز کنیم بگذاریم که سرما آفت جان در خیابان مانده ای نشود. گاز ارزان نیست. گاز خیلی ها قطع شده است. شاید خانواده ای در همان محل شب را در خانه خود دچار سرما شده باشند. باید بتوانند به مسجد محل پناه بیاورند بی آنکه آبرویشان در مراجعه به همسایه ها لکه دار شود. بگذاریم چیزی از اسلام در این مساجد پر شکوه و جلال باقی بماند که خدا نکند این مساجد همانهایی بشوند که در حدیث باقرالعلوم آل محمد(ص) چنین روایت شده اند:

” اول چیزی که قائم ما- عجل الله تعالی فرجه- بدان اقدام می کند، سقف مساجد است که آن را شکسته و فرمان می دهد تا برای مساجد سایبانی همچون سایبان حضرت موسی علیه السلام بنا کنند” و در حدیث دیگری نیز فرمودند:

هنگامی که قائم آل محمد (عج) قیام کنند، کنگره هر مسجدی در روی زمین را ویران می کنند”[vii].

پی نوشت

[i] تفسیر قرطبی، ج۳، ص۲۲۰

[ii] طریحی، فخرالدین، مجمع‌البحرین، ج‌۲، ص۶۱۷‌

[iii] سمهودی، علی بن احمد، وفاء الوفاء باخبار دارالمصطفی، ج۲، ص۴۸

[iv] عظیم آبادی، شرف الحق، عون‌المعبود، ج‌۴، ص‌۲۳۱

[v] جامع البیان، مج‌۱۴، ج‌۲۸، ص‌۵۲

[vi] المصنف، ابن‌ابی شیبه، ج‌۱، ص‌۳۷۲

[vii] وسائل الشیعه، ۴۹۴ و ۴۸۸

مطالب بیشتری نیست
کانال تلگرام